خواص سویق سیب از نگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)

 

  • بهترین سم زدا

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: مَا أَعْرِفُ لِلسُّمُومِ دَوَاءً أَنْفَعَ مِنْ سَوِیقِ‏ التُّفَّاحِ.
امام صادق ع فرمودند: برای سموم دارویی نافع تر از سویق سیب نمی شناسم[۲]

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ: کَانَ إِذَا لَسَعَ إِنْسَاناً مِنْ أَهْلِ الدَّارِ حَیَّهٌ أَوْ عَقْرَبٌ قَالَ اسْقُوهُ سَوِیقَ‏ التُّفَّاحِ.
راوی می گوید: هرگاه عقرب یا مار، کسی از اهل خانه را می گزید، امام می فرمود به او سویق سیب بدهید. [۳]

علامه مجلسی(ره) می فرماید: سویق سیب، سرد و قابض و قطع کننده صفرا است؛ پس می تواند از خون دماغ جلوگیری کند. از طرفی چون قلب و روح را تقویت می کند، می تواند از تأثیر سموم نیز جلوگیری کند.

قطعه الرعاف کأنه لبرده و قبضه و قطع الصفراء و دفع السموم لتقویته القلب و تقویته الروح فیمنع تأثیرها[۴]
آنچه در بررسی نظر مرحوم علامه قابل توجه است، قابض و سرد بودن سیب است. این که سیب، سردی ایجاد می کند یا گرما را دفع می کند. تفاوت این دو فرایند در همان مثال پیش گفته آتش و آب است. روایات وارده در باب سیب، وجود این خاصیت، یعنی بیرون کردن حرارت اضافه بدن را به خوبی نشان می دهد.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ التُّفَّاحُ‏ یُفَرِّجُ الْمَعِدَهَ وَ قَالَ کُلِ التُّفَّاحَ‏ فَإِنَّهُ یُطْفِئُ الْحَرَارَهَ وَ یُبَرِّدُ الْجَوْفَ وَ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى‏ وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ یَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ.[۵]
امام صادق ع فرمودند: سیب معده را باز می کند و فرمودند: سیب بخور که حرارت را خاموش و درون را سرد می کند و تب را می برد.ودر حدیث دیگر آمده است که وبا را می برد.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَطْعِمُوا مَحْمُومِیکُمُ التُّفَّاحَ‏ فَمَا مِنْ شَیْ‏ءٍ أَنْفَعَ مِنَ التُّفَّاحِ‏.[۶]
امام صادق ع فرمودند: به تب دارانتان سیب بخورانید که چیزی نافع تر از سیب وجود ندارد

اما اگر سیب قابض است، چگونه می تواند «یُفَرِّجُ الْمَعِدَهَ» باشد، و اگر سرد است چگونه می تواند درمان تمام بیماری ها باشد؟!

أَبو الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ: ثَلَاثَهٌ لَا تَضُرُّ الْعِنَبُ الرَّازِقِیُّ وَ قَصَبُ السُّکَّرِ وَ التُّفَّاحُ‏.[۷]
امام کاظم ع فرمودند: سه چیز است که ضرر ندارد. انگور رازقی و ساقه ی نیشکر و سیب

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ ع‏: لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی التُّفَّاحِ‏ مَا دَاوَوْا مَرْضَاهُمْ إِلَّا بِهِ أَلَا وَ إِنَّهُ أَسْرَعُ شَیْ‏ءٍ مَنْفَعَهً لِلْفُؤَادِ خَاصَّهً وَ إِنَّهُ نَضُوحُهُ.[۸]
اگر مردم می دانستند در سیب چه خواصی نهفته است بیمارانشان را جز با آن درمان نمی کردند و آگاه باشید که همانا سیب سریعترین چیزی است که منفعتش به قلب می رسد و دوای آن است.

این درحالی است که سردی، خود عامل بیماری هایی است که خطر آن کم تر از گرمی نیست. اتفاقی که باید در بدن بیفتد، حرکت به سمت تعادل است. اتفاقاً چون سیب درمان هر دردی است، ذوخاصیتین است و همانطور که می تواند گرما را دفع کند، سرما را نیز دفع خواهد کرد.

عَنِ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع یَقُولُ‏ التُّفَّاحُ‏ شِفَاءٌ مِنْ خِصَالٍ مِنَ السَّمِّ وَ السِّحْرِ وَ اللَّمَمِ یَعْرِضُ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ الْبَلْغَمِ الْغَالِبِ وَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَسْرَعَ مَنْفَعَهً مِنْهُ.[۹]
امام کاظم ع می فرمایند: سیب درمان چند خصلت است. سم و سحر و آسیبی که از اهل زمین می رسد و بلغم غالب و هیچ چیز منفعتش سریع تر از سیب نیست.

با توجه به درمانگری سیب در این روایات واضح است که سیب نقش گرمایشی داشته و با دفع سردی، بدن را به حالت تعادل می رساند. این واقعیت به صورت وجدانی نیز قابل درک است؛ کسی که برای دفع صفرا خیار می خورد، با زیاده روی در مصرف آّن، مبتلا به سردی می شود؛ ولی این اتفاق در مورد مصرف زیاد سیب نمی افتد. بنابر این خون دماغ چه در اثر گرمی باشد و چه سردی، سیب با دفع غلبۀ طبیعت غالب، بدن را به حالت تعادل هدایت می کند.

 

  • رفع کننده خون دماغ 

ابْنُ بُکَیْرٍ قَالَ: رَعَفْتُ سَنَهً بِالْمَدِینَهِ فَسَأَلَ أَصْحَابُنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ شَیْ‏ءٍ یُمْسِکُ الرُّعَافَ فَقَالَ لَهُمُ اسْقُوهُ سَوِیقَ‏ التُّفَّاحِ فَسَقَوْنِی فَانْقَطَعَ عَنِّی الرُّعَافُ.
ابن بکیر می گوید: سالی در مدینه مبتلا به خون دماغ شدم. همراهانم از امام صادق ع درباره ی درمانش سوال کردند. حضرت به آنها فرمود: به او سویق سیب بخورانید. به من خوراندند و خون دماغ از من قطع شد.[۱]

منابع

[۱] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص ۳۵۵ و بهذا السند و المضمون فی مکارم الأخلاق، ص۱۹۲
[۲] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص ۳۵۵
[۳] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص ۳۵۵ و فی ‏مکارم الأخلاق، ص۱۹۲ أَحَداً بدل عن إِنْسَاناً
[۴] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۶۳، ص۲۸۱
[۵] . المحاسن، ج‏۲، ص۵۵۱
[۶] . لمحاسن، ج‏۲، ص۵۵۱/ الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶ ، ص۳۵۵
[۷] . المحاسن، ج‏۲، ص ۵۲۷ و فی الخصال، ج‏۱، ص ۱۴۴ قید التُّفَّاح بللُّبْنَانِیُّ
[۸] . طب الأئمه علیهم السلام، ص۱۳۵ و فی المحاسن، ج‏۲، ص ۵۵۱ و الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص۳۵۶ / طب الأئمه علیهم السلام ، ص ۵۳ / فی التفاح ختم بإِلَّا بِهِ
[۹] . المحاسن، ج‏۲، ص ۵۵۳ و فی الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص۳۵۵ یَنْفَعُ بدل عن شِفَاءٌ ذکر عِدَّهٍ نعتاً لخِصَالٍ و قدمت مِنْهُ إلی مَنْفَعَهً