سویق غیر مأثور و اصالت طبخ

    ابتدا باید توجه کرد که سویق، یک روش طبخ است. همان طور که کباب، پلو و حلیم اینها نام های غذا نیستند بلکه روش های طبخ غذا هستند. سویق نیز چنین است و در اصل قبل از این که نوعی غذا باشد نوعی روش پخت است که به خاطر کثرت استعمال به غذایی […]

خواص سویق گندم و جو از نگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)

از تعمق و دقت در روایات مربوط به سویق مشخص می شود؛ مهمترین سویق ها از نظر خوراکی و دارویی در مرحله ی نخست مربوط به گندم و سپس مربوط به جو است. همان سویقی که در کلام حضرات معصومین علیهم السلام بدون هیچ قید و اسمی از آن یاد شده است. این مطلب در مقاله سویق مطلق به طور مفصل بحث شده است.
لازم است به نظر مرحوم شیخ کلینی (ره) اشاره ای شود. ایشان تمام خواص سویق را مربوط به گندم می دانند و روایات سویق را تحت عنوان (( باب الأسوقه و فضل سویق الحنطه ))[۱] آورده اند. این امر نشان می دهد چقدر علمای ما با کلام امام مأنوس بوده اند و چقدر قابل اطمینان هستند.

  • بهترین خوراکی در سفر

حضرات معصومین سویق را بهترین خوراکی در سفر و حضر دانسته اند.

وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع أَنَّهُ قَالَ‏: مَا أَعْظَمَ بَرَکَهَ السَّوِیقِ إِذَا شَرِبَهُ الْإِنْسَانُ عَلَى الشِّبَعِ أَمْرَأَهُ وَ هَضَمَ الطَّعَامَ وَ إِذَا شَرِبَهُ الْإِنْسَانُ عَلَى الْجُوعِ أَشْبَعَهُ وَ نِعْمَ الزَّادُ فِی السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ[۲]
امام باقر علیه السّلام فرمودند: چه با برکت است سویق چون آدمى در سیرى نوشدش گوارا است و غذایش را هضم می کند و اگر گرسنه باشد سیرش می کند و چه خوب توشه‏ای است براى سفر و حضر.

وَ عَنْهُ فِی حَدِیثٍ آخَرَ قَالَ: نِعْمَ الطَّعَامُ السَّوِیقُ[۳]
خوب غذایی است سویق.

انواع سویق از بهترین توشه های مسافرت مخصوصاً در مناطق گرم است.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا سَافَرَ إِلَى مَکَّهَ لِلْحَجِّ وَ الْعُمْرَهِ تَزَوَّدَ مِنْ أَطْیَبِ الزَّادِ مِنَ اللَّوْزِ وَ السُّکَّرِ وَ السَّوِیقِ‏ الْمُحَمَّضِ وَ الْمُحَلَّى‏ قَالَ وَ حَدَّثَنِی بِهِ یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏.[۴]
از امام صادق ع روایت شده که فرمودند: امام سجاد ع هرگاه مسافرت حج و عمره می رفتند از پاک ترین و بهترین و لذیذ ترین توشه ها (بادام، شکر، سویق شیرین و سویق ترش) بر می داشتند. این روایت از طریق دیگری نیز نقل شده است.

قید حج در این روایت مهم است و نشان می دهد گرما در استفاده از این توشه ها نقش دارد.

 

  • خاصیتی دوگانه

سویق خاصیتی دوگانه دارد. برای گرسنه غذا و برای سیر هضم کننده است.

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: نِعْمَ الْقُوتُ السَّوِیقُ إِنْ کُنْتَ جَائِعاً أَمْسَکَ وَ إِنْ کُنْتَ شَبْعَاناً [شَبْعَانَ‏] هَضَمَ طَعَامَکَ [۵]
امام رضا ع فرمودند: ازبهترین غذاها سویق است. اگر گرسنه باشی نگه می دارد تو را و اگر سیر باشی غذایت را هضم می کند.

مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع یَقُولُ‏ نِعْمَ الْقُوتُ السَّوِیقُ إِنْ کُنْتَ جَائِعاً أَمْسَکَ وَ إِنْ کُنْتَ شَبْعَانَ أَهْضَمَ طَعَامَکَ‏ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ وَ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی هَمَّامٍ عَنْ سُلَیْمَانَ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع‏ مِثْلَهُ[۶]
راوی می گوید: از امام رضا ع شنیدم که فرمود: بهترین غذاها سویق است. اگر گرسنه باشی نگهت می دارد و اگر سیر باشی غذایت را هضم می کند و این روایت به سند دیگری نیز نقل شده است.

وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع أَنَّهُ قَالَ‏: مَا أَعْظَمَ بَرَکَهَ السَّوِیقِ إِذَا شَرِبَهُ الْإِنْسَانُ عَلَى الشِّبَعِ أَمْرَأَهُ وَ هَضَمَ الطَّعَامَ وَ إِذَا شَرِبَهُ الْإِنْسَانُ عَلَى الْجُوعِ أَشْبَعَهُ وَ نِعْمَ الزَّادُ فِی السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ[۷]
امام باقر علیه السّلام فرمودند: چه با برکت است سویق چون آدمى در سیرى می نوشد گوارا است و غذایش را هضم می کند و اگر گرسنه باشد سیرش می کند و چه خوب توشه‏ای است براى سفر و حضر.

از مهمترین اثرات این خاصیت هضم و درمان مضرات کله پاچه است

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ یَهْضِمُ الرُّءُوسَ [۸]
از امام صادق ع نقل است: سویق کله پاچه را هضم می کند

عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ‏ أَکَلْنَا عِنْدَ الرِّضَا ع رُءُوساً فَدَعَا بِالسَّوِیقِ‏ فَقُلْتُ إِنِّی قَدِ امْتَلَأْتُ فَقَالَ إِنَّ قَلِیلَ السَّوِیقِ‏ یَهْضِمُ الرُّءُوسَ وَ هُوَ دَوَاؤُهُ‏ [۹]‏
علی بن سلیمان می گوید: همراه امام رضا ع کله پاچه میل کردیم. سپس حضرت سویق طلب فرمودند. به حضرت عرض کردم من پر خوری کرده و نمی توانم سویق بخورم. حضرت فرمودند: مقدار کمی سویق کله پاچه را هضم و مضرات آن را برطرف می کند.

 

  • بهترین سحری برای روزه دار

شیخ مفید رحمه الله علیه در المقنعه بر اساس دلالت روایات بهترین سحری که پیامبر از آن استفاده می فرمودند را سویق و خرما می داند
و روی‏ أن أفضله التمر و السویق‏ لموضع استعمال رسول الله ص ذلک‏ فی سحوره من بین أصناف الطعام[۱۰]‏

… وَ أَفْضَلُ السَّحُورِ السَّوِیقُ‏ وَ التَّمْرُ… [۱۱]
… بهترین سحری ها سویق و خرما است …

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَفْضَلُ سَحُورِکُمُ السَّوِیقُ وَ التَّمْرُ وَ رَوَاهُ أَبُو یُوسُفَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مِثْلَهُ‏ [۱۲]
امام صادق ع فرمودند: بهترین سحری برای شما سویق و خرما است و این روایت به طریق دیگری نیز نقل شده است.

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) أَنَّهُ قَالَ: مِنْ أَفْضَلِ سَحُورِ الصَّائِمِ السَّوِیقُ‏ بِالتَّمْرِ [۱۳]
از حضرت امیر ع نقل است که فرمودند: از بهترین سحری های روزه دار سویق همراه با خرما است.

 

  • درمان تمام دردها

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: السَّوِیقُ لِمَا شُرِبَ لَهُ‏
امام رضا ع فرمودند: سویق برای هر دردی خورده شود درمان آن است.

این یکی از خواص بسیار مهم سویق است. گذشت زمان، بشر را در مواجه ی با بسیاری از بیماری های نو ظهور متحیر کرده است. این جا است که چاره ای ندارد جز اینکه دست به دامان وحی شود و از او استمداد بطلبد و این وحی است که در تمام این بحران ها هوای انسان را داشته و دارد. این سویق است که به اتفاق برخی دیگر از نعمات خداوند توانایی دارد برای همه ی بیماری ها مفید باشد.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ یَجْرُدُ الْمِرَّهَ وَ الْبَلْغَمَ جَرْداً وَ یَدْفَعُ سَبْعِینَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ[۱۴]
سویق مره و بلغم را به طور کامل از بدن بیرون می آورد و هفتاد نوع از انواع بلا را دفع می کند

دفع هفتاد نوع بلا یعنی دفع تمام بیماری ها یا حداقل بیماری هایی که مربوط به غلبه ی این دو طبیعت هستند. این ادبیات شارع است که تعداد بیماری ها را به این شکل مطرح می کند.

 

  • ایجاد قوت در دست ها

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مَنْ شَرِبَ السَّوِیقَ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً امْتَلَأَ کَتِفَاهُ قُوَّهً [۱۵]
امام صادق ع فرمودند: هر کس چهل روز صبح سویق بخورد دستان او پرتوان می شود

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ اسْقُوا صِبْیَانَکُمُ السَّوِیقَ فِی صِغَرِهِمْ فَإِنَّ ذَلِکَ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ قَالَ مَنْ شَرِبَ سَوِیقاً أَرْبَعِینَ صَبَاحاً امْتَلَأَتْ کَتِفَاهُ قُوَّهً [۱۶]
امام صادق ع فرمودند: به بچه های خود در کودکی سویق بخورانید چراکه گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند و فرمود: هر کس چهل صبح سویق بخورد دستانش پرتوان می شود

دو نکته در این دو روایت قابل اهمیت است. اول این که این چهل روز باید پشت سر هم باشد و دوم اینکه سویق ناشتا میل شود. هر چند این دو نکته در روایت واضح نیست ولی سیاق روایت دلالت بر آن دارد.

 

  • رشد استخوان ها و عضلات

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ اسْقُوا صِبْیَانَکُمُ السَّوِیقَ فِی صِغَرِهِمْ فَإِنَّ ذَلِکَ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ قَالَ مَنْ شَرِبَ سَوِیقاً أَرْبَعِینَ صَبَاحاً امْتَلَأَتْ کَتِفَاهُ قُوَّهً [۱۷]
امام صادق ع فرمودند: به بچه های خود در کودکی سویق بخورانید چراکه گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند و فرمود: هر کس چهل صبح سویق بخورد دستانش پرتوان می شود

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ‏ [۱۸]
امام صادق ع فرمودند: سویق، گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند

امروزه یکی از موضوعات مهم، تغذیه ی کودکان پس از گذراندن دوره ی شیر دهی محض(حدوداً پایان شش ماهگی یا به عبارت دقیق تر شروع رشد دندان ها) است. دوره ای که باید غذای مکمل در رژیم غذایی کودک وارد شود. بنابر این سویق می تواند از بهترین مکمل های غذایی کودکان باشد. همچنین تحمیل شرایطی بر بدن که باعث کاهش کلسیم بدن می شود مثل بارداری یا پوکی استخوان می تواند داروی مفیدی مثل سویق داشته باشد. لاغری ها و ضعف هایی نیز که بر اثر برخی بیماری ها بوجود می آید نقطه ی هدف خوبی برای اثر بخشی سویق است.

 

  • پیشگیری و درمان

پیشگیری و درمان کودکانی که از ضعف عضلات و استخوان ها رنج می برند و رشد کافی ندارند

بَکْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ: دَخَلَتْ غُنَیْمَهُ عَمَّتِی عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ مَعَهَا ابْنُهَا- وَ أَظُنُّ اسْمَهُ مُحَمَّداً- قَالَ: فَقَالَ لَهَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ:«مَا لِی أَرَى جِسْمَ ابْنِکَ نَحِفَ»؟ قَالَ: فَقَالَتْ: هُوَ عَلِیلٌ. قَالَ فَقَالَ لَهَا: «اسْقِیهِ السَّوِیقَ‏، فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ» [۱۹]
بکر بن محمد می گوید: عمه ی من غنیمه بر امام صادق ع وارد شد در حالیکه پسرش که گمان کنم اسم او محمد است همراهش بود. امام صادق به او فرمود: این چه صحنه ای است می بینم چرا بدن پسرت اینقدر ضعیف است؟ غنیمه پاسخ داد: او ناتوان و بیمار است. حضرت به او فرمود: به او سویق بخوران چراکه سویق گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند.

خَضِرٌ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَتَاهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا فَقَالَ لَهُ یُولَدُ لَنَا الْمَوْلُودُ فَیَکُونُ مِنْهُ الْقِلَّهُ وَ الضَّعْفُ فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ مِنَ السَّوِیقِ فَإِنَّهُ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ یُنْبِتُ اللَّحْمَ‏ [۲۰]
خضر می گوید: خدمت امام صادق ع بودم که شخصی از اصحاب وارد شد و عرض کرد: فرزندی برای من به دنیا آمده که کم وزن و ضعیف است. پس حضرت به او فرمود: چه چیزی تو را از خوردن سویق باز می دارد؟ سویق استخوان را محکم کرده و گوشت را می رویاند.

همان گونه که گفته شد، زمان مصرف مکمل برای نوزادان در ابتدای تولد نیست اما آن در حالی است که نوزاد شرایط طبیعی داشته باشد و مدتی از شیر مادر تغذیه می کند و سپس از سویق به عنوان مکمل استفاده می کند. اینجا شرایطی است که نوزاد کمبود وزن دارد. در واقع سویق در آن شرایط، غذا و در این شرایط، دارو است. البته در این زمان هم مصرف سویق با مادر است. در واقع در مدت زمان شیر دهی محض، تغذیه و دارو هر دو باید از طریق شیر مادر انجام شود. هر چند در این روایت اشاره ای به این مطلب نشده ولی روایات دیگر این موضوع را واضح تر می کنند
بُکَیْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ‏: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یُولَدُ الْوَلَدُ فَیَکُونُ فِیهِ الْبُلْهُ وَ الضَّعْفُ فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ مِنَ السَّوِیقِ‏ اشْرَبْهُ وَ مُرْ أَهْلَکَ بِهِ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ لَا یُولَدُ لَکُمْ إِلَّا الْقَوِی‏ [۲۱]
راوی می گوید: خدمت امام صادق ع بودم که شخصی عرض کرد فرزندی برای من متولد شده که بیمار و ضعیف است. امام به او فرمود: چه چیزی تو را از خوردن سویق منع می کند؟ بخور و به خانواده ات بخوران چراکه سویق گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و از شما فرزندی متولد نمی شود مگر اینکه قوی باشد.

دلالت این روایت مبنی بر پیشگیری از تولد فرزند ضعیف روشن است بنابراین به پدران و مادران توصیه می شود قبل از اقدام به بارداری مدتی سویق مصرف کنند. اما سؤال از امام در مورد فرزندی است که متولد شده و امام در پاسخ به این سؤال این دستور را فرمودند و از طرفی این دستور را به پدر و مادر دادند و نه به نوزاد. از همین جا می توان نتیجه گرفت که تأثیر سویق از طریق شیر مادر باید اعمال شود. روایتی که قبلاً بررسی شد مؤید همین مطلب است. «اسْقُوا صِبْیَانَکُمُ السَّوِیقَ…». صبیان جمع صبی و به کودک اطلاق می شود و نه نوزاد. عرب نوزاد تازه متولد شده را تا وقتی که فقط شیر می خورد «رضیع» می خواند.

مطلب دیگر اینکه برخی روایات برای این اثر بخشی سویق قید آورده اند.

عَبْدُ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ شَرْبَهُ السَّوِیقِ بِالزَّیْتِ تُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ تَشُدُّ الْعَظْمَ وَ …[۲۲]
عبد الله بن مسکان می گوید: از امام صادق ع شنیدم که فرمودند: سویق با روغن زیتون گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند

جَاءَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ السَّلَامِ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ رَجُلًا ضَرَبَ بَقَرَهً بِفَأْسٍ فَوَقَذَهَا ثُمَّ ذَبَحَهَا. فَلَمْ یُرْسِلْ إِلَیْهِ بِالْجَوَابِ، وَ دَعَا سَعِیدَهَ فَقَالَ لَهَا: «إِنْ هَذَا جَاءَنِی فَقَالَ: إِنَّکِ أَرْسَلْتِ إِلَیَّ فِی صَاحِبِ الْبَقَرَهِ الَّتِی ضَرَبَهَا بِفَأْسٍ، فَإِنْ کَانَ الدَّمُ خَرَجَ مُعْتَدِلًا فَکُلُوا وَ أَطْعِمُوا، وَ إِنْ کَانَ خَرَجَ خُرُوجاً مُتَثَاقِلًا فَلَا تَقْرَبُوهُ». قَالَ: فَأَخَذَتِ الْغُلَامَ فَأَرَادَتْ ضَرْبَهُ، فَبَعَثَ إِلَیْهَا: «اسْقِیهِ السَّوِیقَ‏ وَ السُّکَّرَ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ» [۲۳]
محمد بن عبد السلام خدمت امام صادق ع آمد و عرض کرد: مردی گاوی را با تبر زده تا به حال مرگ درآمده و سپس او را ذبح کرده است. حضرت جواب او را ندادند و سعیده(که ظاهراً کفیل محمد بوده) را احضار و به او فرمودند: این پسر آمده و به من گفته تو او را در مورد مردی که گاوش را با تبر زده فرستاده ای. اگر خون به صورت طبیعی از گاو خارج شده از آن بخورید و به دیگران بدهید و اگر خون به سختی خارج شده به آن نزدیک نشوید. سعیده پسر بچه را (شاید به خاطر دخالت بی جا) گرفت و قصد کتک زدن او را کرد. حضرت برای او پیغام فرستاد به او سویق با شکر بنوشان چراکه گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند

البته ممکن است ظاهر این روایت بر همراهی سویق با شکر دلالت نداشته باشد چراکه ارتباط سویق با شکر با حرف واو است و نه با حروفی مثل باء ولی در ادامه و در بخش روش های مصرف سویق مشخص شده است که موضوعیت با خود سویق است و اگرچه برخی از روش های مصرف برای سویق خواصی جدید می آفرینند ولی در این خاصیت یعنی رشد استخوان و گوشت اثر ندارد.

 

  • مؤثر در شفافیت صورت

حلوا که همان سویق ملتوت (سویق روغن زده) است علاوه بر رشد عضلات و استخوان ها در شفافیت پوست تأثیر گذار است.

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ شَرْبَهُ السَّوِیقِ بِالزَّیْتِ تُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ تَشُدُّ الْعَظْمَ وَ تَرِقُّ الْبَشَرَهَ وَ …[۲۴]
امام صادق ع می فرمایند: سویق با روغن زیتون گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند و پوست را شفاف می سازد و …

 

  • افزایش قوه باه

این تأثیر مطلق است و مرد و زن را شامل می شود.

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ شَرْبَهُ السَّوِیقِ بِالزَّیْتِ تُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ تَشُدُّ الْعَظْمَ وَ تَرِقُّ الْبَشَرَهَ وَ تَزِیدُ فِی الْبَاهِ‏[۲۵]
امام صادق ع می فرمایند: سویق با روغن زیتون گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند و پوست را شفاف می سازد و قوای جنسی را افزایش می دهد

 

  • درمان تب

از مهمترین خواص درمانی سویق، تأثیر آن در درمان تب و جبران خسارات حاصل از آن است چراکه تب خون بدن را می مکد و باعث ضعف فراوان می شود به همین علت به تب ام ملدم گفته می شود.

عَنْ أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ امْلَئُوا جَوْفَ الْمَحْمُومِ مِنَ السَّوِیقِ یُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ یُسْقَى‏ عَنْهُ قَالَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ یُحَوَّلُ مِنْ إِنَاءٍ إِلَى إِنَاءٍ[۲۶]
امام صادق ع فرموده اند: شکم تب دار را از سویق پر کنید. سویقی که ابتدا سه مرتبه شسته شده و سپس مصرف شود. در حدیثی دیگر امام در ادامه فرمود: از ظرفی به ظرف دیگر ریخته شود.

وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: السَّوِیقُ‏ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ قَالَ الْمَحْمُومُ یُغْسَلُ لَهُ السَّوِیقُ‏ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ یُعْطَاهُ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ …[۲۷]
از امام صادق ع که فرمودند: سویق گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و فرمودند: برای تب دار سه مرتبه سویق شسته شود و به او داده شود چراکه تب را می برد و …

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ‏ الْمَاضِی ع‏ السَّوِیقُ إِذَا غَسَلْتَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قَلَّبْتَهُ مِنْ إِنَائِهِ إِلَى إِنَاءٍ آخَرَ فَهُوَ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ …[۲۸]
امام رضا ع فومودند: زمانی که سویق را هفت مرتبه بشویی و از ظرفی به ظرفی دیگر بریزی تب را می برد و …

عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (عَلَیْهِمَا السَّلَامُ) أَنَّهُ قَالَ: بُلُّوا جَوْفَ الْمَحْمُومِ بِالسَّوِیقِ‏ وَ الْعَسَلِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، وَ یُحَوَّلُ مِنْ إِنَاءٍ إِلَى إِنَاءٍ وَ یُسْقَى الْمَحْمُومُ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى الْحَارَّهِ، وَ إِنَّمَا عُمِلَ بِالْوَحْیِ. [۲۹]
امام سجاد ع فرمودند: شکم تبدار را با سویق و عسل سه بار پر کنید و از این ظرف به آن ظرف بریزید و به کسى که تب دارد بخورانید، که تب داغ را مى‏برد و به وحى عمل شده است.

باید توجه داشت در تمام روایات، شسته شدن سویق شرط شده است به جز آخرین روایت که به احتمال زیاد در کلمه ی عسل تصحیف رخ داده است و اگر این را بپذیریم تمام روایات در شسته شدن سویق یک دست می شوند. این با ادامه ی روایت که دستور می دهد خوب آن را هم بزنید سازگارتر است چراکه بیان روایات برای هم زدن موادی مانند عسل از ریشه ی عجن است و برای اختلاط با آب، ظرف به ظرف کردن.
همچنین تعداد دفعات شستشو در این روایات باهم متفاوت است. اگر سویق هفت مرتبه شسته شود قطعاً سه مرتبه شسته شده است ولی مهم این است که اگر قرار باشد هفت مرتبه شسته شود چرا روایات به سه مرتبه شستن تأکید کرده اند؟
از آنچه از کتب شروح مختلف برداشت شد به نظر می رسد این مسئله برای علما اهمیت نداشته و فقط شسته شدن موضوعیت دارد چراکه هیچ یک از علما متعرض این مطلب نشده اند. در واقع می توان گفت شستشو حداقل سه مرتبه و حداکثر هفت مرتبه باشد. اگر مقصود از شستشو خارج کردن نشاسته و باقی گذاردن سبوس باشد سه مرتبه کم است و این اتفاق در مراتب هفتم و نزدیک به آن می افتد ولی اگر هدف تمیز کردن سویق از آلودگی های مخلوط با آن باشد سه مرتبه کافی است. مرحوم علامه مجلسی ره ذیل روایات این باب می فرماید برگرداندن سویق با آب از یک ظرف به ظرف دیگر قبل یا بعد از آسیاب باعث صاف شدن سویق از آنچه با آن مخلوط شده می شود چراکه با این برگرداندن تفاله ی سویق در ته ظرف می ماند.[۳۰] مشخص است مقصود از دُردی تفاله ای است که از خارج وارد شده چراکه ایشان مقصود از شستن را تصفیه از آنچه با سویق مخلوط شده می دانند. اشکال اینجا است که اگر مقصود پاک کردن سویق از این ها است چرا فقط برای این روایات یعنی روایات تب این موضوع بیان شده. اگر قرار باشد آنچه با سویق مخلوط است از آن جدا شود باید این اتفاق برای همه ی سویق ها بیفتد. مطالب مفصل در فصل روش شستشوی سویق خواهد آمد.

 

  • درمان بیماری پیسی

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ الْجَافُّ یَذْهَبُ بِالْبَیَاضِ‏[۳۱]
امام صادق ع فرمودند: سویق خشک پیسی را از بین می برد

عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ: السَّوِیقُ‏ وَ مَرَقُ لَحْمِ الْبَقَرِ یَذْهَبَانِ بِالْوَضَحِ.[۳۲]
امام کاظم ع فرمودند: سویق و آب گوشت گاو پیسی را از بین می برد

البته بیاض در روایات هم شامل بیاض العین و هم شامل پیسی می شود ولی با توجه به مجموع روایات در این رابطه اختصاص بیاض در این دو روایت به پیسی شایسته است. نظر مرحوم علامه ی مجلسی رحمه الله علیه نیز همین است.[۳۳]

 

  • قوت در پاها

سویق شسته قوت را در پاها نازل می کند

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ‏ الْمَاضِی ع‏ السَّوِیقُ إِذَا غَسَلْتَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قَلَّبْتَهُ مِنْ إِنَائِهِ إِلَى إِنَاءٍ آخَرَ فَهُوَ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ یُنْزِلُ الْقُوَّهَ فِی السَّاقَیْنِ وَ الْقَدَمَیْنِ[۳۴]‏
امام رضا ع فرمودند: زمانی که سویق را هفت مرتبه بشویی و از ظرفی به ظرفی دیگر بریزی تب را می برد و قوت را در ساق های پا و قدم ها نازل می کند

وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: السَّوِیقُ‏ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ … إلی أنه قال… وَ یُقَوِّی السَّاقَیْنِ.[۳۵]
از امام صادق ع که فرمودند: سویق گوشت را می رویاند و … تا اینکه فرمود … و ساق پا را قوی می کند

وَ قَالَ ع‏ مَنْ شَرِبَ السَّوِیقَ أَرْبَعِینَ یَوْماً امْتَلَأَتْ کَعْبُهُ قُوَّهً[۳۶]
امام صادق ع فرمودند: کسی که چهل روز سویق بخورد پای او از قوت پر می شود

کعب استخوان روی پا است که در این روایت می تواند کنایه از قدم باشد. روایات گذشته نیز بیان نزول قوت در قدم و ساق هستند.

 

  • اصلاح طبایع

با توجه به اینکه اصلاح طبایع ریشه ی درمان تمام بیماری ها است و سویق یکی از کاربردی ترین اصلاح کننده های طبایع به شمار می آید می تواند زمینه ی درمان و شفای تمام بیماری ها را فراهم کند

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ یَجْرُدُ الْمِرَّهَ وَ الْبَلْغَمَ جَرْداً وَ یَدْفَعُ سَبْعِینَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ[۳۷]
امام صادق ع فرمودند: سویق مره و بلغم را به طور کامل از بدن خارج میکند و هفتاد نوع از انواع بلا را دفع می کند.

دقیقاً همین خاصیت دفع مره و بلغم است که باعث دفع هفتاد نوع بلا می شود و دفع هفتاد نوع بلا یعنی دفع تمام بیماری ها. البته دفع، هم در معنای پیشگیری و هم در معنای درمان کاربرد دارد ولی استعمال آن در معنای پیشگیری قوی تر است. در واقع چون غلبه ی طبایع زمینه ساز بیماری ها است سویق با دفع این غلبه از ایجاد زمینه های ابتلا به بیماری و نهایتاً از بروز بیماری ها جلوگیری می کند

وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: السَّوِیقُ‏ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ قَالَ الْمَحْمُومُ یُغْسَلُ لَهُ السَّوِیقُ‏ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ یُعْطَاهُ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ یُنَشِّفُ الْمِرَارَ وَ الْبَلْغَمَ وَ یُقَوِّی السَّاقَیْنِ.[۳۸]
از امام صادق ع که فرمودند: سویق گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و فرمودند: برای تب دار سه مرتبه سویق را بشوئید و به او بدهید چراکه تب را می برد و مِرَّتَین و بلغم را به خود می کشد و ساق پا را قوی می کند

البته استفاده از سویق برای اصلاح طبایع باید خشک و ناشتا باشد

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ثَلَاثُ رَاحَاتِ سَوِیقٍ جَافٍّ عَلَى الرِّیقِ یُنَشِّفُ الْمِرَّهَ وَ الْبَلْغَمَ حَتَّى یُقَالَ لَا یَکَادُ یَدَعُ شَیْئاً[۳۹]
امام صادق (ع) فرمودند: سه کف سویق خشک ناشتا مره و بلغم را می مکد تا این که فرمود: می مکد تا چیزی از آن باقی نماند

أَبو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَالَ‏: إِنَّ السَّوِیقَ الْجَافَّ إِذَا أُخِذَ عَلَى الرِّیقِ أَطْفَأَ الْحَرَارَهَ وَ سَکَّنَ الْمِرَّهَ وَ إِذَا لُتَّ ثُمَّ شُرِبَ لَمْ یَفْعَلْ ذَلِکَ‏[۴۰]
امام صادق (ع) فرمودند: هنگامی که سویق، خشک و ناشتا خورده شود حرارت را خاموش و مِرِّه را ساکن می کند و زمانیکه مرطوب یا روغن زده شود این خاصیت را ندارد

رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ مَرْوَ قَالَ: بَعَثَ إِلَیْنَا الرِّضَا ع وَ هُوَ عِنْدَنَا یَطْلُبُ السَّوِیقَ فَبَعَثْنَا إِلَیْهِ بِسَوِیقٍ مَلْتُوتٍ‏ فَرَدَّهُ وَ بَعَثَ إِلَیَّ أَنَّ السَّوِیقَ إِذَا شُرِبَ عَلَى الرِّیقِ وَ هُوَ جَافٌّ أَطْفَأَ الْحَرَارَهَ وَ سَکَّنَ الْمِرَّهَ وَ إِذَا لُتَّ لَمْ یَفْعَلْ ذَلِکَ‏ [۴۱]
شخصی از اهل مرو نقل می کند: امام رضا ع نزد ما بود و از ما درخواست سویق کرد. برای او سویق روغن زده بردیم. آن را پس فرستاد و پیغام داد: سویق، اگر ناشتا و خشک خورده شود حرارت را خاموش و مِرِّه را سرکوب می کند و اگر روغن زده شود این خاصیت را ندارد

مرحوم کلینی رحمه الله علیه این روایت را ذیل موضوع سویق عدس نقل می کند چرا که خواص ذکر شده در این روایت شباهت بسیار به خواص سویق عدس دارد

مرحوم علامه مجلسی رحمه الله علیه سویق ملتوت را آنجایی که بیان نشده با چه ماده ای آغشته شده است را اختلاط سویق با روغن زرد گاوی یا روغن زیتون و مثل اینها توصیف می کند[۴۲]
نکته ی قابل توجه این که؛ حرارت در بدن یا به علت غلبۀ طبیعت دم است و یا غلبۀ صفرا. هر کدام از این ها می توانند غلبه ی مقطعی یا طولانی مدت داشته باشند که شرح و ادلۀ آن در جای خود آمده است. آنچه از حرارت در این روایات برداشت می شود غلبه ی مقطعی است چراکه اولاً دستور به تسکین آمده است و دوم اینکه در این دو روایت حرف إذا دلالت بر همزمانی عامل و معمول دارد. از طرفی از بررسی مجموع رویات در این باب مشخص می شود که شسته بودن سویق در این خاصیت موضوعیت ندارد و فقط مخصوص به تب است.

 

  • درمان گرمازدگی شدید

سویق می تواند درمان بیماری های سختی باشد که در اثر مسافرت از مناطق سرد به مناطق گرم و مصرف خوراک این مناطق بوجود می آید. سویق از غذاهایی است که درون بیمار را خنک می کند

کَانَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ یَخْتَلِفُ إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، وَ کَانَ مَرْکَزُهُ بِالْمَدِینَهِ یَخْتَلِفُ إِلَى مَجْلِسِ أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یَقُولُ لَهُ: یَا مُحَمَّدُ، أَ لَا تَرَى أَنِّی إِنَّمَا أَغْشِی مَجْلِسَکَ حَیَاءً مِنِّی لَکَ، وَ لَا أَقُولُ إِنَّ فِی الْأَرْضِ أَحَداً أَبْغَضَ إِلَیَّ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ، وَ أَعْلَمُ أَنَّ طَاعَهَ اللَّهِ وَ طَاعَهَ رَسُولِهِ وَ طَاعَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی بُغْضِکُمْ، وَ لَکِنْ أَرَاکَ رَجُلًا فَصِیحاً، لَکَ أَدَبٌ وَ حُسْنُ لَفْظٍ، وَ إِنَّمَا الِاخْتِلَافُ إِلَیْکَ لِحُسْنِ أَدَبِکَ، وَ کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یَقُولُ لَهُ خَیْراً، وَ یَقُولُ: لَنْ تَخْفَى عَلَى اللَّهِ خَافِیَهٌ. فَلَمْ یَلْبَثِ الشَّامِیُّ إِلَّا قَلِیلًا حَتَّى مَرِضَ وَ اشْتَدَّ وَجَعُهُ، فَلَمَّا ثَقُلَ دَعَا وَلِیَّهُ، وَ قَالَ لَهُ: إِذَا أَنْتَ مَدَدْتَ عَلَیَّ الثَّوْبَ فِی النَّعْشِ، فَأْتِ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ وَ أَعْلِمْهُ أَنِّی أَنَا الَّذِی أَمَرْتُکَ بِذَلِکَ. قَالَ: فَلَمَّا أَنْ کَانَ فِی نِصْفِ اللَّیْلِ ظَنُّوا أَنَّهُ قَدْ بَرَدَ وَ سَجَّوْهُ، فَلَمَّا أَنْ أَصْبَحَ النَّاسُ‏ خَرَجَ وَلِیُّهُ إِلَى الْمَسْجِدِ، فَلَمَّا أَنْ صَلَّى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) وَ تَوَرَّکَ- وَ کَانَ إِذَا صَلَّى عَقَّبَ فِی مَجْلِسِهِ- قَالَ لَهُ: یَا أَبَا جَعْفَرٍ، إِنَّ فُلَاناً الشَّامِیَّ قَدْ هَلَکَ، وَ هُوَ یَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَیْهِ. فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ: کَلَّا، إِنَّ بِلَادَ الشَّامِ بِلَادُ صِرٍّ وَ بِلَادَ الْحِجَازِ بِلَادُ حَرٍّ وَ لَحْمُهَا شَدِیدٌ، فَانْطَلِقْ فَلَا تَعْجَلَنَّ عَلَى صَاحِبِکَ حَتَّى آتِیَکُمْ، ثُمَّ قَامَ مِنْ مَجْلِسِهِ، فَأَخَذَ وَضُوءاً، ثُمَّ عَادَ فَصَلَّى رَکْعَتَیْنِ، ثُمَّ مَدَّ یَدَهُ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ خَرَّ سَاجِداً حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ. ثُمَّ نَهَضَ فَانْتَهَى إِلَى مَنْزِلِ الشَّامِیِّ، فَدَخَلَ عَلَیْهِ، فَدَعَاهُ فَأَجَابَهُ، ثُمَّ أَجْلَسَهُ فَسَنَّدَهُ، وَ دَعَا لَهُ بِسَوِیقٍ‏ فَسَقَاهُ، فَقَالَ لِأَهْلِهِ: امْلَئُوا جَوْفَهُ، وَ بَرِّدُوا صَدْرَهُ بِالطَّعَامِ الْبَارِدِ، ثُمَّ انْصَرَفَ، فَلَمْ یَلْبَثْ إِلَّا قَلِیلًا حَتَّى عُوفِیَ الشَّامِیُّ، فَأَتَى أَبَا جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)… فَصَارَ بَعْدَ ذَلِکَ مِنْ أَصْحَابِ أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ).
مردى شامى که ساکن مدینه شده بود گاهگاه خدمت حضرت باقر(ع) می رسید و به حضرت عرض می کرد: ای محمد آیا نمی بینی من در جلسه ی شما به خاطر حیایی که از شما دارم بی احترامی نمی کنم و نمی گویم در زمین کسی مثل اهل بیت مورد غضب من نیست و می دانم که طاعت خدا و رسول و امیر المؤمنین در بغض شما است ولی من شما را مردی دانشمند می دانم شما ادیب و خوش سخن هستید و رفت و آمد من با شما به خاطر زیبایی کلام شما است و امام ع همیشه با او به خوبی سخن می گفت ومی فرمود هیچ چیز از خدا مخفی نمی ماند. چیزی نگذشت که مرد شامی بیمار و دردهایش زیاد شد. وقتی کار را بر خود سخت دید وکیلش را احضار کرد و به او گفت زمانی که مرا کفن کردی محمد بن علی ع را از آنچه به تو دستور دادم(خواندن نماز) آگاه کن. غلام گفت: وقتی نیمه شب شد گمان بردم بدن او سرد شده و او را به قبله چرخاندند. وقتی مردم آمدند وکیلش به مسجد آمد پس از اینکه نماز حضرت امام باقر ع تمام شد خدمت آن جناب رسید عرض کرد فلان مرد شامى خودش از شما تقاضا کرده که بر پیکرش نماز بخوانید. حضرت فرمودند او نمرده. سرزمین شام سرد است ولى حجاز گرمسیر و شدت گرما در این ناحیه زیاد و گوشت این منطقه سنگین است. شما برو ولی کاری انجام ندهید تا بیایم. سپس حضرت برخاست و تجدید وضو کرد و برگشت و دو رکعت نماز خواند سپس دستش را روی صورتش کشید و تا طلوع آفتاب به سجده رفت سپس برخاست و به منزل شامی رفت، کنار وی حاضر شد و او را صدا زد و او پاسخ داد. سپس او را نشاند و تکیه اش داد و برای او طلب سویق کرد و به او خوراند. سپس به خانواده اش سفارش کرد شکم او را از سویق پر کنند و سینه اش را با غذای سرد، خنک نگه دارند. سپس برگشت و هنوز از رسیدنش چیزی نگذشته بود که مرد شامی عافیت یافت. پس نزد حضرت آمد و … بعد از آن از اصحاب حضرت شد.[۴۳]

اضافه بر موارد ذکر شده سویق درمان برسام است که این خاصیت فقط مربوط به سویق جو است.

سَیْفً التَّمَّار قَالَ: مَرِضَ بَعْضُ رُفَقَائِنَا بِمَکَّهَ وَ بُرْسِمَ‏ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَعْلَمْتُهُ فَقَالَ لِی اسْقِهِ سَوِیقَ الشَّعِیرِ فَإِنَّهُ یُعَافَى إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ هُوَ غِذَاءٌ فِی جَوْفِ الْمَرِیضِ قَالَ فَمَا سَقَیْنَاهُ السَّوِیقَ إِلَّا یَوْمَیْنِ أَوْ قَالَ مَرَّتَیْنِ حَتَّى عُوفِیَ صَاحِبُنَا.[۴۴]
سیف تمار می گوید: از دوستان ما در مکه بیمار شد و به برسام مبتلا شد. من خدمت امام صادق ع رسیده و ایشان را خبردار کردم. حضرت به من فرمودند: به او سویق جو بخوران که انشاء الله بهبود میابد و آن غذایی است در شکم مریض. راوی می گوید: او را یک یا دو مرتبه بیشتر سویق نخوراندیم که بیماری او برطرف شد.

مرحوم علامه مجلسی ره علت این درمان را سردی بسیار زیاد جو می دانند .[۴۵] گذشت که بیرون کردن حرارت از بدن با سرد کردن بدن تفاوت دارد. اگر قرار باشد غذا یا دارویی سرد باشد باید برای سرد بودنش دلیل داشته باشیم. ما برای ادعای سرد بودن ماست دلیل داریم. اولاً دلیل نقلی چراکه حضرت سفارش کرده اند ماست را با مصلح آن مصرف کنید

أَبو الْحَسَنِ ع قَالَ: مَنْ أَرَادَ أَکْلَ الْمَاسْتِ‏ وَ لَا یَضُرُّهُ فَلْیَصُبَّ عَلَیْهِ الْهَاضُومَ قُلْتُ لَهُ وَ مَا الْهَاضُومُ قَالَ النَّانْخَواهُ.[۴۶]
امام کاضم ع فرمودند: هرکس خواست ماست بخورد و از آسیب آن در امان بماند زنیان روی آن بپاشد

و همچنین تأثیر این سردی در بدن مشخص است یعنی کسی که در بدنش حرارت ندارد و ماست بدون مصلح می خورد نشانه های سردی را در خود می یابد. در رابطه با جو نتنها هیچ دلیل نقلی بر این سردی این هم به این شدت نداریم بلکه از جو به عنوان یکی از بهترین غذاها یاد شده است.

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: فَضْلُ خُبْزِ الشَّعِیرِ عَلَى الْبُرِّ کَفَضْلِنَا عَلَى النَّاسِ وَ مَا مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا وَ قَدْ دَعَا لِأَکْلِ الشَّعِیرِ وَ بَارَکَ عَلَیْهِ وَ مَا دَخَلَ جَوْفاً إِلَّا وَ أَخْرَجَ کُلَّ دَاءٍ فِیهِ وَ هُوَ قُوتُ الْأَنْبِیَاءِ وَ طَعَامُ الْأَبْرَارِ أَبَى اللَّهُ تَعَالَى أَنْ یَجْعَلَ قُوتَ أَنْبِیَائِهِ إِلَّا شَعِیراً.[۴۷]
امام رضا ع فرمودند: فضیلت نان جو بر گندم مانند فضیلت ما بر مردم است و هیچ پیامبری نبوده مگر این که بر خوردن جو دعوت کرده و آن را مبارک دانسته است و در شکم کسی وارد نمی شود مگر این که همه ی دردهای آن را خارج کند و آن خوراک انبیا و غذای نیکان بوده است و خداوند ابا دارد غذای انبیا را جز جو قرار دهد

الصَّادِقُ ع قَالَ: لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِی شَیْ‏ءٍ شِفَاءً أَکْثَرَ مِنَ الشَّعِیرِ مَا جَعَلَهُ غِذَاءَ الْأَنْبِیَاءِ ع[۴۸].
امام صادق ع فرمودند: اگر خدا می دانست در چیزی بیشتر از جو شفا است آن را غذای انبیا قرار نمی داد

مگر می شود غذایی تا این حد سرد باشد و شفای همه ی درد ها باشد؟ اضافه بر این که این نعمت قوت غالب پیامبران است آن هم در حد بسیار اندک و اگر قرار باشد تا این حد سرد باشد حتماً محتاج مصلح است. چگونه سویق می تواند سرد باشد و بهترین سحری برای روزه دار باشد. آن سردی که در بدن ایجاد می شود نتیجه ی خارج شدن گرمای اضافه ای است که به علت غلبه ی طبیعت پدید آمده است. در واقع سویق با ازبین بردن غلبه ی طبایع و هدایت بدن به سمت تعادل، باعث شفا می شود و نه با ایجاد سردی. در روایت مرد شامی نیز حضرت سردی را به سویق نسبت ندادند «امْلَئُوا جَوْفَهُ، وَ بَرِّدُوا صَدْرَهُ بِالطَّعَامِ الْبَارِدِ. شکمش را از سویق پر کنید و سینه اش را با غذاهای سرد خنک کنید» بلکه آن را به غذاهای دیگری نسبت دادند که باعث سردی التهاب و گرگرفتگی قفسه ی سینه می شود. البته این ادعا منکر آن نیست که باید گرمی را با سردی و سردی را با گرمی درمان کرد بلکه بیانگر آن است که برخی از غذا و داروها ذوخاصیتین هستند و از این خاصیتشان برای رفع بیماری استفاده می شود.
نکته ی مهمی که علامه در شرح این حدیث مخصوصاً در رابطه با «وَ هُوَ غِذَاءٌ فِی جَوْفِ الْمَرِیضِ» اشاره فرموده اند این است که هم اطبا و هم شارع درمان با غذا را بر دارو مقدم کرده اند. همچنین بعد از استفاده از سویق به عنوان دارو احتیاجی به غذا نیست چراکه بیمار اشتهای کمتری نسبت به انسان سالم دارد و سویقی که به عنوان دارو استفاده کرده خاصیت غذایی داشته و برای او کافی است. همچنین قولی را آورده اند که مراد از این عبارت را ساختن خون می داند. [۴۹]
علاوه بر خواص متعددی که برای سویق گندم و جو مطرح شد باید گفت: سویق می تواند اثرات مطلوب دیگری نیز داشته باشد که در روایات به آن ها اشاره نشده است زیرا مردم از این نعمت به عنوان غذای متداول استفاده می کرده اند و ناخود آگاه بسیاری از بیماری ها برای آن ها پیشگیری یا درمان می شده است.

منابع

[۱] . الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۶ ص۳۰۵
[۲] . طب الأئمه علیهم السلام ص۶۷
[۳] . وسائل الشیعه ج‏۲۵ ص ۱۷
[۴] . المحاسن ج‏۲ ص ۳۶۰ / من لا یحضره الفقیه ج‏۲ ص ۲۸۱ / و ذکر فی الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۸ ص ۲۹۷ المحمص بصاد المهمله و إِلَى الْحَجِّ بدل عن إِلَى مَکَّهَ
[۵] . الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ / المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸
[۶] . ‏ المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸
[۷] . طب الأئمه علیهم السلام ص۶۷
[۸] . الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵
[۹] . مکارم الأخلاق ص ۱۶۳
[۱۰] . المقنعه ص۳۱۶
[۱۱] . الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام ص ۲۰۶
[۱۲] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ج‏۴ ص ۱۹۷ / وسائل الشیعه ج۱۰ ص ۱۴۶/ مکارم الأخلاق ص۱۹۲
[۱۳] . الأمالی (للطوسی) ص ۳۶۶ / مکارم الأخلاق ص۱۹۲
[۱۴] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص ۳۰۵ أضاف مِنَ الْمَعِدَهِ بعد البلغم
[۱۵] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸
[۱۶] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ ذکر امْتَلَأَ عوض عن امْتَلَأَتْ
[۱۷] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ ذکر امْتَلَأَ عوض عن امْتَلَأَتْ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ ختم بکلام الأول
[۱۸] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ و جاء فی حدیث فی دعائم الإسلام ج‏۲ ص ۱۴۳
[۱۹] . قرب الإسناد (ط – الحدیثه) ؛ متن ؛ ص۱۴ و بهذا المضمون فی المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و أیضاً فی المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸
[۲۰] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ فَیَکُونُ فِیهِ الضَّعْفُ وَ الْعِلَّهُ و قدمت یُنْبِتُ اللَّحْمَ علی یَشُدُّ الْعَظْمَ
[۲۱] . طب الأئمه علیهم السلام ص۸۸
[۲۲] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ شُرْبُ بدل عن شَرْبَهُ و تکون الضمائر مذکره بتبعها
[۲۳] . قرب الإسناد (ط – الحدیثه) ؛ متن ؛ ص۴۴
[۲۴] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ شُرْبُ بدل عن شَرْبَهُ و تکون الضمائر مذکره بتبعها
[۲۵] . همان
[۲۶] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ بِالسَّوِیقِ بدل عن مِنَ السَّوِیقِ و عده سبع مرات
[۲۷] . دعائم الإسلام ج‏۲ ص ۱۴۳
[۲۸] .المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ إِنَاءٍ بدل عن إِنَائِهِ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ حذف ب آخَرَ فَهُوَ
[۲۹] . الأمالی (للطوسی) ص ۳۶۶
[۳۰] . بیان و قلبته من إناء أی قبل الدق لتصفیته عما یشوبه أو بعده فإن مع القلب من إناء إلى آخر یبقى دردیه فی الإناء بحارالأنوار (ط – بیروت) ؛ج‏۶۳ ؛ص۲۸۰
[۳۱] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵
[۳۲] . الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۶ ص۳۱۰
[۳۳] . بیان: بالبیاض أی بالبرص و بیاض العین بعید بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏۶۳ ص۲۷۹))
[۳۴] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ إِنَاءٍ بدل عن إِنَائِهِ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ حذف ب آخَرَ فَهُوَ
[۳۵] . دعائم الإسلام ج‏۲ ص ۱۴۳
[۳۶] . مکارم الأخلاق ص۱۹۲
[۳۷] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص ۳۰۵ أضاف مِنَ الْمَعِدَهِ بعد البلغم
[۳۸] . دعائم الإسلام ج‏۲ ص ۱۴۳
[۳۹] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ قدمت البلغم علی المره و لم تذکر یقال
[۴۰] . طب الأئمه علیهم السلام ص۶۷
[۴۱] . الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵
[۴۲] . بیان و إذا لت على بناء المجهول أی خلط بسمن أو زیت و نحوهما کما بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏۶۳ ؛ ص۲۷۸))
[۴۳] . الأمالی (للطوسی) ص۴۱۰ و بهذا الحدیث فی مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏۴ ؛ ص۱۸۶
[۴۴] . و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ و بهذا المضمون فی ‏مکارم الأخلاق ص۱۹۲
[۴۵] . و مناسبه سویق‏ الشعیر للبرسام ظاهره فإن فی البرسام الحراره غالبه جدا و سویق‏ الشعیر فی غایه البروده بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏۶۳ ؛ ص۲۸۲
[۴۶] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۶ / ۳۳۸ / باب الماست ….. ص : ۳۳۸
[۴۷] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۶ / ۳۰۴ / باب خبز الشعیر ….. ص : ۳۰۴ و فی مکارم الأخلاق / ۱۵۴ / فی خبز الشعیر ….. ص : ۱۵۴ لا تبدأ جمله الثانیه بالواو و قُوتَ الْأَنْبِیَاءِ لِلْأَشْقِیَاءِ بدل عن قُوتَ أَنْبِیَائِهِ إِلَّا شَعِیراً
[۴۸] . مکارم الأخلاق / ۱۵۴ / فی خبز الشعیر ….. ص : ۱۵۴
[۴۹] . و قوله ع و هو غذاء کأنه إشاره إلى ما ذکره الأطباء من أن التداوی بالأغذیه أحسن من التداوی بالأدویه أو إلى أنه لا یؤکل بعده غذاء یتوهم أنه دواء لا بد من غذاء آخر و التخصیص بالمریض لأن غذاءه یکون أقل من غذاء الصحیح و قیل المراد به أنه یولد الدم. بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏۶۳ ؛ ص۲۸۲

رواج و معروفیت سویق

از این که از سویق به عنوان طعام مرسلین یا نبیین یاد شده است می توان نتیجه گرفت؛ انبیا قبل از پیامبر اسلام به مصرف سویق مبادرت ورزیده و به قومشان نیز سفارش می­ فرموده­ اند. بررسی روایات ائمه ـ صلوات الله علیهم أجمعین ـ دلالت می­ کند بر این که سویق در بالاترین حد ممکن بین مردم رایج و معروف بوده است. از جمله روایاتی است که دربارۀ ربا وارد شده است.

تدابیر تغذیه در ماه مبارک رمضان

یکی از فوائد مهم روزه داری پاکسازی بدن از مواد زائدی است که موجب بیماری میشود، به همین دلیل است که امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «گرسنگی از مفیدترین داروهاست» یا «گرسنگی و بیماری یکجا جمع نمی شوند».

نکته مهم این است که روزه وقتی موجب سلامتی می شود که در مصرف غذا و آب زیاده روی نشود. اگر اصول صحیح تغذیه رعایت شود، طبیعی است که در پایان ماه مبارک رمضان حداقل چند کیلو وزن کاهش یابد در حالی که متأسفانه شاهدیم که عده زیادی از روزه داران به دلیل ترس و واهمه ای که از گرسنگی و تشنگی دارند در فاصله افطار تا سحر پرخوری کرده و در پایان ماه رمضان اضافه وزن نیز پیدا می کنند.

پرهیز از تنوع غذایی

در این که بدن نیاز به مواد غذایی متنوع دارد شکی نیست ولی نباید همه انواع غذاها را با هم مصرف کرد. برخی غذاها زود هضم هستند (مثل سوپ یا زرده تخم مرغ) و برخی دیر هضم اند (مثل هلیم، کله پاچه، آبگوشت). خوردن انواع مواد غذایی به صورت هم زمان موجب سوءهاضمه و آسیب دیدن معده میشود. پس تنوع غذایی را در وعده های مختلف اجرا کنید نه در یک وعده.

پرهیز از فاصله انداختن بین افطار و شام

با توجه به فاصله کوتاه بین افطار و سحر، فاصله ایجاد کردن بین افطار و شام هم باعث پرخوری و هم موجب سوءهاضمه میشود.

تامین انرژی و پیشگیری از ضعف

مصرف سویق گندم و جو به اندازه دو الی سه قاشق موقع سحر.
مصرف گوشت پخته شده با شیر.
مصرف حلیم.
استفاده از روعن شحم گاوی.
نکته: اولویت روغن ها در طب اسلامی روغن زیتون، شحم گاوی، زرد گاوی و دنبه گوسفند هست (که برای ضعف بدن نیز مفید هستند).

پیشگیری و رفع عطش

مصرف سویق عدس
مصرف سویق گندم و جو بدین صورت که مقداری آن را نم زده و با شکر نیشکر مخلوط و مصرف شود.
نکته: مصرف سویق بهمراه شکر برای مردان سبب کاهش قوه جنسی میشود که در ماه مبارک رمضان بلا مانع است.
مصرف ۳، ۵ یا ۷ عدد خرما و نوشیدن نصف استکان آب بعد از هر خرما.
نکته: بهترین سحری در روایت سویق و خرما معرفی شده است.

رفع بوی بد دهان

– بوی بد دهان به خاطر غلبه پیدا کردن بلغم است. ولی در هنگام روزه چون طبع روزه گرم است بلغم را دفع می کند به همین خاطر بوی دهان ظاهر می شود.

افطار با آب فاتر. (توضیحات بیشتر)
آب فاتر آبی است که بمحض جوش آمدن از روی آتش برداشته شده و ولرم شود.
مسواک زدن با چوب درخت زیتون و چوب اراک دو یا سه مرتبه در طول روز. (توضیحات بیشتر)
مصرف خربزه بین وعده افطار و سحر.

پیشگیری از یبوست

مصرف شربت سکنجبین
مصرف مویز، کشمش، انگور، انجیر (خشک) بین وعده افطار تا سحر
مصرف سبزی و کاهو همراه با وعده ها.

تدابیر دیگر

جهت جلوگیری از مشکلات و بیماری های کبد از خوردن آب و مایعات پس از غذای گوشتی و چرب یا قبل از آن و همچنین بین غذا پرهیز شود.
از کارهای سنگین و همچنین حمام رفتن و کارهایی که سبب ضعف میشود پرهیز شود.
نکته: مراد حمام اسلامی است که سبب ضعف میشود.

 

 

منبع : پایگاه جامع طب اسلامی