نحوه مصرف سویق

روش مصرف سویق

روش مصرف سویق، ارتباط مستقیم با نام آن دارد. عرب سویق را سویق نامید چون غذایی است که نیاز به جویدن ندارد و می توان آن را بدون جویدن قورت داد و به این دلیل که به سوی حلق سوق داده می شود، به آن سویق می گویند.

و انما سُمِّى بذلک لانْسِیَاقه فى الحَلْق‏ و …‏[۱]
السَّوِیقُ‏ سمّی‏ لِانْسِوَاقِهِ‏ فی الحلق‏ من غیر مضغ.[۲]

بررسی تمام روایات در مورد سویق نشان می دهد برای خوردن سویق از افعال مصادر شرب و سقی که هر دو به معنای نوشیدن است، استفاده شده است. بنابراین خوردن سویق به هر شکلی که باشد، نیازی به جویدن ندارد.

در مجموع روایات و احادیث ائمه معصومین(ع)، شش روش کلی برای خوردن سویق بیان شده است که به شرح ذیر می باشد:

۱- خشک:

مصرف خشک و ناشتای سویق فقط برای دفع غلبۀ طبایع کاربرد دارد که مباحث و روایات آن در دیگر مقاله های سایت آورده شده است.

 

۲- شربت:

شامل سویق، شیر و آب که کتب تاریخی نشان می دهد عرب از این نوشیدنی در شرایط سخت جنگی و تشنگی شدید استفاده می کرده است.

حُضَیْنَ بْنَ الْمُنْذِرِ یَقُولُ‏: أَعْطَانِی عَلِیٌّ الرَّایَهَ ثُمَّ قَالَ: «سِرْ عَلَى اسْمِ اللَّهِ یَا حُضَیْنُ‏ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا یَخْفِقُ عَلَى رَأْسِکَ رَایَهٌ أَبَداً مِثْلُهَا إِنَّهَا رَایَهُ رَسُولِ اللَّهِ ص». قَالَ وَ قَدْ کَانَ حُرَیْثُ بْنُ جَابِرٍ نَازِلًا بَیْنَ الْعَسْکَرَیْنِ فِی قُبَّهٍ لَهُ حَمْرَاءَ وَ کَانَ إِذَا الْتَقَى النَّاسَ لِلْقِتَالِ أَمَدَّهُمْ بِالشَّرَابِ مِنَ اللَّبَنِ وَ السَّوِیقِ‏ وَ الْمَاءِ وَ یُطْعِمُهُمْ اللَّحْمَ وَ الثَّرِیدَ …[۳]
حضین بن منذر می گوید: امیرالمؤمنین پرچم را به دست من داد و فرمود: با نام خدا حرکت کن و بدان که هیچ گاه پرچمی مثل این بر سرت تکان نمی خورد. این پرچم رسول خدا ص است. این را گفت در حالی که حریث بن جابر پیاده بین دو لشکر زیر قبۀ قرمزی که برای او بود حرکت می کرد و به کسانی که می جنگیدند، شربتی از شیر و سویق و آب می داد.

أَنَّ الْأَبَانِیَّ کَانَ بَعْدَ ذَلِکَ یَصِیحُ مِنَ الْحَرِّ فِی بَطْنِهِ وَ الْبَرْدِ فِی ظَهْرِهِ وَ بَیْنَ یَدَیْهِ الْمَرَاوِحُ وَ الثَّلْجُ وَ خَلْفَهُ الْکَانُونُ وَ هُوَ یَقُولُ اسْقُونِی أَهْلَکَنِیَ الْعَطَشُ فَیُؤْتَى بِالْعُسِّ فِیهِ الْمَاءُ وَ اللَّبَنُ وَ السَّوِیقُ‏ یَکْفِی جَمَاعَهً فَیَشْرَبُهُ ثُمَّ یَقُولُ اسْقُونِی فَمَا زَالَ کَذَلِکَ حَتَّى انْقَدَّتْ بَطْنُهُ کَانْقِدَادِ الْبَعِیرِ.[۴]
بعد از واقعۀ عاشورا ابانی(خولی) از گرمایی که درون شکم و سرمایی که در کمرش بود فریاد می زد و در حالی که مقابلش بادزن ها و یخ و پشت سرش منقل آتش بود، دائم می گفت بنوشانیدم عطش هلاکم کرد و کاسه ای برایش آورده می شد که در آن آب و شیر و سویق به اندازه ای بود که جماعتی را سیراب می کرد; او می نوشید و باز می گفت بنوشانیدم. و همیشه بر همین حال بود تا این که شکمش مانند شکم شتر شکافته شد.

 

۳- ملتوت:

ملتوت در لغت به معنای روغن زده شده است.

و سویق‏ مَزْیُوتٌ بالزیت: ملتوت‏. [۵]
قال الأَصمعی: … و سَوِیقٌ‏ حافٌ‏: یابِسٌ غیر ملتوت‏، و قیل: هو ما لم یُلَتَّ بسمْن و لا زیت‏.[۶]
و قال اللَّیْثُ: سَویقٌ‏ حَافٌ‏: أی‏ غیرُ مَلْتُوتٍ‏، وَ قَال أَعْرَابِی: أَتَوْنا بعَصِیدهٍ قد حُفَّتْ‏، فکأَنَّهَا عَقِبٌ فیها شُقُوقٌ، وَ قیل: هو ما لم یُلَتَّ بسَمْن و لا زَیْتٍ‏.[۷]
بنابراین سویق ملتوت سویقی است که با روغن زیتون یا روغن زرد گاوی آغشته شود. قرائن نشان می دهد، رایج ترین روش مصرف سویق باید همین روش باشد. در واقع سویق ملتوت همان حلوایی است که امروزه در اکثر شهرهای کشورمان استفاده می شود. البته از مهمترین ارکان حلوا، شکری است که به آن اضافه می شود و اسم حلوا نیز به خاطر شیرینی شکر است و حتماً از دیگر ارکان آن، روغن است. از طرفی آنچه باعث می شود سویق، راحت و بدون جویدن از حلق پایین برود، همین روغنی است که به آن اضافه می شود. این حالت از سویق با تعریف سویق مطابقت بیشتری دارد. بنابراین در حالت عادی، یعنی حالتی که قرار نیست با سویق اصلاح مزاج صورت گیرد باید به این روش مصرف شود.

 

۴- شسته:

خواص این سویق در محل خود بیان شده است. آنچه مانده روش شست و شوی سویق است. در منابع طبی اهل بیت علیهم السلام تا کنون هیچ روشی برای شستشوی سویق یافت نشده است. اکثر منابع طب سنتی به این علت که تفت دادن را مقدم بر آسیاب کرده اند، زمان شستن آن را پس از تفت می دانند. روش های شست و شو نیز در این کتب متفاوت است. در اکثر آنها دستور آمده حبوبات پس از تفت دادن یک مرتبه در آب جوش ریخته و پس از سرد شدن یک مرتبه هم با آب سرد شسته شود.[۹]
ثابت شد که سویق دو رکن دارد. طبخ و آسیاب؛ پس اگر یکی از ارکان نباشد، هنوز سویق تشکیل نشده است. همچنین فضیلت تفت دادن بعد از آسیاب با قرائن موجود مشخص شد. نتیجه این که سویق شسته باید از شستن سویق حاصل شود، نه از حبوبات تفت داده شده. قرائن موجود در روایات هم بر همین روش اشاره دارند.
وَ قَلَّبْتَهُ مِنْ إِنَائِهِ إِلَى إِنَاءٍ[۸] این مفهوم، یعنی خوب هم زدن مشخص می کند که مخلوط کردن آب با آرد مشقت دارد و باید خوب به هم زده شود. این که چگونه به این روش سویق را می شسته اند واضح نیست. بهتر است هر حجم از سویق با سه تا پنج برابر آب، خوب مخلوط شود و در پارچه ای تمیز ریخته و پس از فشار، آب آن تخلیه شود. خروج آب در دفعات اول به سختی انجام می گیرد ولی به تدریج با کاهش نشاسته در دفعات بعدی خروج آب راحت تر می شود. باید دقت داشت پس از مرحلۀ هفتم با فشار زیاد آب باقیمانده به طور کامل خارج گردد و سویق شسته شده در معرض هوا سریع خشک شود تا کپک نزند. مخصوصاً سویق جو که ساعتی پس از مرطوب شدن فاسد می شود.

 

۵- مرطوب:

این سویق برای رفع عطش همراه با شکر استفاده می شود که توضیحات آن در جای خود ذکر شده است.

 

۶- همراه با شکر:

در مقاله ای جداگانه با عنوان مقاله مصرف سویق و شکر به طور مفصل در مورد مصرف سویق با شکر بحث شده است. خلاصه این که دسته ای از روایات گویای این مطلب هستند که سویق و شکر در همه ی احوال قابل استفاده بوده و در تمام شرایط مناسب است. مقصود این است که مانند سویق خشک که برای اصلاح مزاج مصرف می شود لازم نیست بدن در شرایط خاصی باشد تا از این سویق استفاده شود بلکه بی هیچ قید و شرطی سویق با شکر قابل استفاده است.

…«اسْقِیهِ السَّوِیقَ‏ وَ السُّکَّرَ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ»[۱۰]
… به او سویق و شکر بخوران چراکه گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند.
بررسی دستۀ دیگری از روایات نشان می دهد سویق با شکر باعث خنک شدن بدن می شود. در واقع از این ترکیب موقعی می توان استفاده کرد که حالت عطش یا گرمازدگی بر انسان غلبه کن:.

عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ‏ کُنْتُ فِی مَجْلِسِ الرِّضَا ع فَعَطِشْتُ عَطَشاً شَدِیداً وَ تَهَیَّبْتُهُ أَنْ أَسْتَسْقِیَ فِی مَجْلِسِهِ فَدَعَا بِمَاءٍ فَشَرِبَ مِنْهُ جُرْعَهً ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا هَاشِمٍ اشْرَبْ فَإِنَّهُ بَارِدٌ طَیِّبٌ فَشَرِبْتُ. ثُمَّ عَطِشْتُ عَطَشَهً أُخْرَى فَنَظَرَ إِلَى الْخَادِمِ وَ قَالَ شَرْبَهً مِنْ مَاءٍ وَ سَوِیقٍ‏ وَ سُکَّرٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ بُلَّ السَّوِیقَ‏ وَ انْثُرْ عَلَیْهِ السُّکَّرَ بَعْدَ بَلِّهِ. وَ قَالَ اشْرَبْ یَا أَبَا هَاشِمٍ فَإِنَّهُ یَقْطَعُ الْعَطَش‏[۱۱]
ابو هاشم جعفری نقل کرده است: در جلسه ای که امام رضا ع ترتیب داده بود حضور داشتم. به شدت تشنه شدم و حضرت را به خوف انداختم که در مجلست به بیماری استسقا دچار می شوم. حضرت دستور داد آب آوردند. حضرت جرعه ای از آن میل کرد و سپس فرمود: ای اباهاشم، بنوش که سرد و گوارا است. پس نوشیدم. دوباره شدیدا تشنه شدم. پس حضرت رو به خادمش کرد و فرمود: به مقدار یک وعده از آب و سویق و شکر بیاورید، و اضافه کرد: سویق را مرطوب کن و پس از آن که مرطوب کردی، شکر بر آن بپاش، و فرمود: بنوش اباهاشم؛ چراکه عطش را قطع می کند.
نکتۀ مهم آن که این نوع عطش، عطشی غیر معمول است؛ چراکه امام بار اول برای اباهاشم درخواست آب خنک می کنند. به دیگر سخن طبیعت بدن انسان به گونه ای است که وقتی تشنه می شود باید برای برطرف شدن آن، آب میل کند. مصرف سویق به این صورت هنگامی است که تشنگی با نوشیدن آب برطرف نمی شود.
از ترکیب سویق و شکر به عنوان یکی از مهمترین توشه ها در مسافرت مخصوصاً مسافرت به مناطق گرم استفاده می شود. امام سجاد (ع) در مسافرت از مدینه به مکه در مراسم حج یا عمره از بهترین توشه ها که یکی از آن ها سویق شیرین است بهره می برده اند.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا سَافَرَ إِلَى مَکَّهَ لِلْحَجِّ وَ الْعُمْرَهِ تَزَوَّدَ مِنْ أَطْیَبِ الزَّادِ مِنَ اللَّوْزِ وَ السُّکَّرِ وَ السَّوِیقِ‏ الْمُحَمَّضِ وَ الْمُحَلَّى‏ قَالَ وَ حَدَّثَنِی بِهِ یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏.[۱۲]
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: امام سجاد (ع) هرگاه برای حج یا عمره به مکه مسافرت می کردند از بهترین توشه ها برمی گزیدند. از بادام و شکر و سویق ترش و شیرین. راوی ادامه داد: این را یعقوب بن یزید از محمدبن سنان و محمدبن ابی عمیر از عبدالله بی سنان از امام صادق ع برایم روایت کردند.

مجموع این روایات نشان می دهد سویق و شکر از بهترین توشه ها در سفر مخصوصاً مناطق گرم است.
در مقابل این روایات، دو روایت در رابطه با سویق و شکر وارد شده است که در برخورد ابتدایی از آن ها نهی مصرف سویق و شکر برداشت می شود ولی در مقاله مصرف سویق و شکر به طور مفصل مورد بررسی قرار گرفته و بطلان آن اثبات شده است. در مجموع برداشت می شود که سویق با شکر غذایی مناسب و مقوی است.
از طرفی باید این واقعیت را پذیرفت که روش خوردن سویق موضوعیت ندارد، مگر آنجا که روشی خاص باعث اثری خاص شود؛ مثل سویق خشک که باعث اصلاح مزاج می شود. در چندین موضع بیان شد که این عدم موضوعیت، ذاتی و تکوینی انسان است. روایاتی که در مورد خواص رویاندن گوشت و استخوان سازی سویق وارد شده، هر یک خوردن آن را به شکلی بیان کرده اند که با دیگری متفاوت است؛ همین مطلب بیانگر موضوعیت نداشتن روش مصرف سویق است.

فَبَعثَ إِلَیْهَا: اسْقِیهِ السَّوِیقَ‏ وَ السُّکَّرَ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ.[۱۴]
امام برای او پیغام داد که به او سویق و شکر بخوران؛ چراکه گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ شَرْبَهُ السَّوِیقِ بِالزَّیْتِ تُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ تَشُدُّ الْعَظْمَ وَ تَرِقُّ الْبَشَرَهَ وَ تَزِیدُ فِی الْبَاهِ.‏[۱۵]
امام صادق (ع) می فرمایند: سویق با روغن زیتون، گوشت را می رویاند، استخوان ها را محکم می کند، پوست را شفاف می سازد و قوای جنسی را افزایش می دهد.

…فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ مِنَ السَّوِیقِ‏ اشْرَبْهُ وَ مُرْ أَهْلَکَ بِهِ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ …[۱۶]
…امام فرمود: چه چیزی تو را از خوردن سویق منع می کند؟ بخور و به خانواده ات بخوران؛ چراکه سویق، گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و …

منابع

[۱] . المخصص، ج‏۵، ص۸
[۲] . مفردات ألفاظ القرآن، ص۴۳۶
[۳] . وقعه صفین، ص۳۰۰
[۴] . مثیر الأحزان، ص ۷۱
[۵] . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۴، ص ۳۶۷
[۶] . لسان العرب، ج‏۹، ص۵۰
[۷] . تاج العروس من جواهر القاموس، ج‏۱۲، ص ۱۴۳
[۸] . المحاسن، ج‏۲، ص۴۸۸ و فی الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص۳۰۵ إِنَاءٍ بدل عن إِنَائِهِ و فی مکارم الأخلاق، ص۱۹۲ حذف ب آخَرَ فَهُوَ
[۹] . تحفه المؤمنین، ج۲، ص۴۳
[۱۰] . قرب الإسناد (ط – الحدیثه)، متن، ص۴۴
[۱۱] . الخرائج و الجرائح، ج‏۲، ص۶۶۰
[۱۲] . المحاسن، ج‏۲، ص ۳۶۰ ، من لا یحضره الفقیه، ج‏۲، ص ۲۸۱ و ذکر فی الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۸ ، ص ۲۹۷ المحمص بصاد المهمله و إِلَى الْحَجِّ بدل عن إِلَى مَکَّهَ
[۱۳] . مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب) ، ج‏۴، ص۱۳۶ و فی تفسیر نور الثقلین، ج‏۳، ص۴۴۵ ذکر الرَّجُلِ بالحاء المهمله
[۱۴] . قرب الإسناد (ط – الحدیثه)، ص۴۴
[۱۵] . المحاسن، ج‏۲ ،ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص۳۰۵ شُرْبُ بدل عن شَرْبَهُ و تکون الضمائر مذکره بتبعها
[۱۶] . طب الأئمه علیهم السلام، ص۸۸