مصرف سویق و شکر

مصرف سویق با شکر

دسته ای از روایات گویای این مطلب هستند که سویق و شکر در همه ی احوال قابل استفاده بوده و در تمام شرایط مناسب است. مقصود این است که مانند سویق خشک که برای اصلاح طبایع مصرف می شود لازم نیست بدن در شرایط خاصی باشد تا از این سویق استفاده شود بلکه بی هیچ قید و شرطی سویق با شکر قابل استفاده است.

عَنْ بَکْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ:: جَاءَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ السَّلَامِ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ رَجُلًا ضَرَبَ بَقَرَهً بِفَأْسٍ فَوَقَذَهَا ثُمَّ ذَبَحَهَا. فَلَمْ یُرْسِلْ إِلَیْهِ بِالْجَوَابِ، وَ دَعَا سَعِیدَهَ فَقَالَ لَهَا: «إِنْ هَذَا جَاءَنِی فَقَالَ: إِنَّکِ أَرْسَلْتِ إِلَیَّ فِی صَاحِبِ الْبَقَرَهِ الَّتِی ضَرَبَهَا بِفَأْسٍ، فَإِنْ کَانَ الدَّمُ خَرَجَ مُعْتَدِلًا فَکُلُوا وَ أَطْعِمُوا، وَ إِنْ کَانَ خَرَجَ خُرُوجاً مُتَثَاقِلًا فَلَا تَقْرَبُوهُ». قَالَ: فَأَخَذَتِ الْغُلَامَ فَأَرَادَتْ ضَرْبَهُ، فَبَعَثَ إِلَیْهَا: «اسْقِیهِ السَّوِیقَ‏ وَ السُّکَّرَ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ»[۱]
از بکر بن محمد روایت شده که گفت: محمد بن عبدالسلام خدمت امام صادق ع آمد و به ایشان عرض کرد: مردی گاوی را با داس زده تا جایی که گاو به مشرف به مرگ شد و سپس آن را ذبح کرده است. امام جواب او را نداد و سعیده را(که ظاهراً کفیل محمد بوده) خواند و به او فرمود: این پسر نزد من آمده و گفت: تو او را در رابطه با صاحب گاوی که ضربه ی داس خورده نزد من فرستاده ای. پس اگر خون به صورت طبیعی خارج شده از آن بخورید و بخورانید(گوشت حرام نشده) و اگر خون با سنگینی خارج شده به آن نزدیک نشوید(واز آن نخورید). بکر بن محمد ادامه داد: سعیده محمد را گرفت و قصد کرد او را بزند(شاید به خاطر فضولی یا اینکه به امام دروغ گفته که سعیده او را فرستاده). امام برای او پیغام داد که به او سویق و شکر بخوران چراکه گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند.

همچنین روایتی است که علت شهادت امام حسن (ع) را خوردن سویق شیرین مسموم می داند. این که امام با ماده ای شیرین مسموم شده باشند بسیار منطقی تر است تا اینکه با آب مسموم شده باشند چراکه طعم سم باید در طعم دیگری استحاله شود تا آشکار نشود. همچنین واضح است که قاتل باید از ماده ای استفاده کند که مهمولاً مورد مصرف امام است

…وَ کَانَ سَبَبُ وَفَاتِهِ أَنَّ مُعَاوِیَهَ سَمَّهُ سَبْعِینَ مَرَّهً، فَلَمْ یَعْمَلْ فِیهِ السَّمُّ، فَأَرْسَلَ إِلَى امْرَأَتِهِ جَعْدَهَ ابْنَهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْأَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ الْکِنْدِیِّ، وَ بَذَلَ لَهَا عِشْرِینَ أَلْفَ دِینَارٍ، وَ إِقْطَاعَ عَشْرِ ضِیَاعٍ مِنْ شِعْبِ سُورَا، وَ سَوَادِ الْکُوفَهِ، وَ ضَمِنَ لَهَا أَنْ یُزَوِّجَهَا یَزِیدَ ابْنَهُ، ‏ فَسَقَتِ الْحَسَنَ السُّمَّ فِی بُرَادَهِ الذَّهَبِ فِی السَّوِیقِ الْمُقَنَّدِ، فَلَمَّا اسْتَحْکَمَ فِیهِ السُّمُّ قَاءَ کَبِدَهُ. وَ دَخَلَ عَلَیْهِ أَخُوهُ الْحُسَیْنُ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فَقَالَ لَهُ: کَیْفَ أَنْتَ یَا أَخِی؟ فَقَالَ لَهُ: کَیْفَ یَکُونُ مَنْ قَلْبُ کَبِدِهِ فِی الطَّسْتِ… [۲]
… و علت شهادتش این بود که معاویه او را هفتاد بار مسموم کرد ولی سم در او اثر نکرد. پس برای همسر امام جعده دختر محمد بن اشعث بن قیس کندی پیامی فرستاد و بیست هزار دینار و سند ۱۰ زمین حاصل خیز منطقه شعب سورا و روستاهای اطراف کوفه را به او بخشید و ضمانت کرد که پسرش یزید را به عقد او در آورد .پس جعده سم را به سویق شیرین به امام نوشانید. پس زمانی که سم، اثر گذاشت امام ع جگرش را از دهانش بالا آورد و برادرش امام حسین بر حضرت وارد شد و گفت چگونه ای برادرم.حضرت فرمودند : چگونه است فردی که تمام جگرش در طشت است…

بررسی دسته ی دیگری از روایات نشان می دهد سویق با شکر باعث خنک شدن بدن می شود. در واقع از این ترکیب موقعی می توان استفاده کرد که حالت عطش یا گرمازدگی بر انسان غلبه کند.

عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ‏ کُنْتُ فِی مَجْلِسِ الرِّضَا ع فَعَطِشْتُ عَطَشاً شَدِیداً وَ تَهَیَّبْتُهُ أَنْ أَسْتَسْقِیَ فِی مَجْلِسِهِ فَدَعَا بِمَاءٍ فَشَرِبَ مِنْهُ جُرْعَهً ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا هَاشِمٍ اشْرَبْ فَإِنَّهُ بَارِدٌ طَیِّبٌ فَشَرِبْتُ. ثُمَّ عَطِشْتُ عَطَشَهً أُخْرَى فَنَظَرَ إِلَى الْخَادِمِ وَ قَالَ شَرْبَهً مِنْ مَاءٍ وَ سَوِیقٍ‏ وَ سُکَّرٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ بُلَّ السَّوِیقَ‏ وَ انْثُرْ عَلَیْهِ السُّکَّرَ بَعْدَ بَلِّهِ. وَ قَالَ اشْرَبْ یَا أَبَا هَاشِمٍ فَإِنَّهُ یَقْطَعُ الْعَطَش‏[۳]
ابو هاشم جعفری نقل کرده است: در جلسه ای که امام رضا ع ترتیب داده بود حضور داشتم. به شدت تشنه شدم و حضرت را به خوف انداختم که در مجلست به بیماری استسقا دچار می شوم. حضرت دستور داد آب آوردند. حضرت جرعه ای از آن میل فرمود و سپس فرمود: ای اباهاشم بنوش که سرد و گوارا است. پس نوشیدم. دوباره شدیدا تشنه شدم. پس حضرت رو به خادمش کرد و فرمود: به مقدار یک وعده از آب و سویق و شکر. سپس به خادم فرمود: سویق را مرطوب کن و پس از آنکه مرطوب کردی شکر بر آن بپاش و فرمود: بنوش اباهاشم چراکه عطش را قطع می کند

نکته ی مهم آن که این نوع از عطش، غیر معمول است؛ چراکه امام بار اول برای اباهاشم درخواست آب خنک می کنند. به دیگر سخن طبیعت بدن انسان به گونه ای است که وقتی تشنه می شود باید برای برطرف شدن آن آب میل کند. مصرف سویق به این صورت هنگامی است که تشنگی با نوشیدن آب برطرف نمی شود. از طرفی نمی توان به طور دقیق این حالت را به غلبه ی مره نسبت داد؛ چراکه بیان شد سویق اگر خشک و ناشتا استفاده شود، مره را ساکن و حرارت را خاموش می کند. درحالی که می دانیم تمام بیماری ها به علت غلبه ی یکی از طبایع است. شاید این حالت به خاطر غلبه ی لحظه ای یکی از طبایع مره یا دم باشد. این احتمال بسیار قوی است؛ چراکه این عارضه یعنی تشنگی، ناگهانی پدیدار می شود و با مصرف سویق هم به سرعت از بین می رود. اما این که غلبه کدامیک از این دو طبیعت می تواند این حالت را بوجود بیاورد احتیاج به بررسی بیشتر دارد. اصل این که غلبه ی هرکدام از این دو طبیعت می تواند باعث ایجاد حرارت و نهایتاً تشنگی شود در ذیل موضوع سویق عدس اشاره شد؛ اما این که تشنگی لحظه ای معلول غلبه کدامیک از این دو باشد موضوع بحث است. کشف این واقعیت کمک بزرگی به سلامت و پیشگیری می کند. این که انسان بفهمد هر تشنگی که با نوشیدن آب برطرف نمی شود عامل اختلال طبایع دارد و باید به روش دیگری برطرف شود. اما بررسی روایات تا حد قابل توجهی این موضوع را مشخص می کند. دسته ای از روایات بیانگر این واقعیت هستند که نوشیدن آب می تواند آتش صفرای غالب را خاموش کند.

عَنْ أَبِی طَیْفُورٍ الْمُتَطَبِّبِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ الْمَاضِی ع فَنَهَیْتُهُ عَنْ شُرْبِ الْمَاءِ فَقَالَ ع وَ مَا بَأْسٌ بِالْمَاءِ وَ هُوَ یُدِیرُ الطَّعَامَ فِی الْمَعِدَهِ وَ یُسَکِّنُ الْغَضَبَ وَ یَزِیدُ فِی اللُّبِّ وَ یُطْفِئُ الْمِرَارَ.[۴]
از ابو طیفور طبیب نقل شده: بر امام کاظم ع وارد شدم. پس او را از نوشیدن آب نهی کردم. حضرت فرمود: در نوشیدن آب اشکالی نیست در حالیکه آب غذا را در معده می چرخاند و عصبانیت را فرو می نشاند و مغز(عقل) را زیاد می کند و مره ها را خاموش می کند.

وَ رُوِیَ‏ أَنَّ فِی الْإِفْطَارِ عَلَى الْمَاءِ الْبَارِدِ فَضْلًا وَ أَنَّهُ یُسَکِّنُ الصَّفْرَاءَ.[۵]
روایت شده بازکردن روزه با آب سرد فضیلتی دارد و این است که صفرا را ساکن می کند.

البته فوائد افطار با آب گرم بر این فضیلت می چربد و لازم است همیشه با آب گرم افطار شود.

وَ أَرْوِی‏ فِی الْمَاءِ الْبَارِدِ أَنَّهُ یُطْفِئُ الْحَرَارَهَ وَ یُسَکِّنُ الصَّفْرَاءَ وَ یَهْضِمُ الطَّعَامَ وَ یُذِیبُ الْفَضْلَهَ الَّتِی عَلَى رَأْسِ الْمَعِدَهِ وَ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى.[۶]
و روایت می کنم در آب سرد که حرارت را خاموش می کند و صفرا را ساکن می کند و غذا را هضم و اضافه غذایی که سر معده مانده را آب می کند و تب را می برد

در صورتی که چنین روایتی در باره ی غلبه ی دم وارد نشده است. از سوی دیگر بیان شد حرارتی که به خاطر هیجان دم ایجاد می شود با خوردن سویق برطرف خواهد شد. بنابراین میتوان این نوع از تشنگی را معلول غلبه ی لحظه ای دم دانست.

همین خاصیت باعث می شد از این ترکیب به عنوان یکی از مهمترین توشه ها در مسافرت مخصوصاً مسافرت به مناطق گرم استفاده شود. امام سجاد ع در مسافرت از مدینه به مکه در مراسم حج یا عمره از بهترین توشه ها که یکی از آنها سویق شیرین است بهره می برده اند.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا سَافَرَ إِلَى مَکَّهَ لِلْحَجِّ وَ الْعُمْرَهِ تَزَوَّدَ مِنْ أَطْیَبِ الزَّادِ مِنَ اللَّوْزِ وَ السُّکَّرِ وَ السَّوِیقِ‏ الْمُحَمَّضِ وَ الْمُحَلَّى‏ قَالَ وَ حَدَّثَنِی بِهِ یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏.[۷]
از امام صادق ع نقل شده که فرمودند: امام سجاد ع هرگاه برای حج یا عمره به مکه مسافرت می کردند از بهترین توشه ها برمی گزیدند. از بادام و شکر و سویق ترش و شیرین. راوی ادامه داد: این را یعقوب بن یزید از محمدبن سنان و محمدبن ابی عمیر از عبدالله بی سنان از امام صادق ع برایم روایت کردند

وَ فِی رِوَایَهِ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیَّبِ‏ کَانَ الْقُرَّاءُ لَا یَحُجُّونَ حَتَّى یَحُجَّ زَیْنُ الْعَابِدِینَ ع‏ وَ کَانَ یَتَّخِذُ لَهُمُ السَّوِیقَ‏ الْحُلْوَ وَ الْحَامِضَ وَ یَمْنَعُ نَفْسَهُ فَ…[۸]
در روایت سعید بن مسیب آمده: قراء حج بجا نمی آوردند تا اینکه حضرت سجاد ع حجش را تمام می کرد و حضرت برای آن ها سویق شیرین و سویق ترش آماده می فرمود ولی خودش از آن استفاده نمی کرد پس …

قَالَ شَقِیقٌ- یَعْنِی ابْنَ إِبْرَاهِیمَ‏ الْبَلْخِیِّ-: خَرَجْتُ حَاجّاً إِلَى بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ فِی سَنَهِ تِسْعٍ وَ أَرْبَعِینَ وَ مِائَهٍ، فَنَزَلْنَا الْقَادِسِیَّهَ،…وَ أَنَا أَطْلُبُ مَوْضِعاً أَنْزِلُ فِیهِ مُنْفَرِداً عَنِ النَّاسِ، إِذْ نَظَرْتُ إِلَى فَتًى حَدَثِ السِّنِّ، حَسَنِ الْوَجْهِ …وَ رَحَلَ الْحَاجُّ وَ أَنَا مَعَهُمْ، حَتَّى نَزَلْنَا بِزُبَالَهَ، فَإِذَا أَنَا بِالْفَتَى قَائِمٌ عَلَى الْبِئْرِ، وَ بِیَدِهِ رَکْوَهٌ یَسْتَقِی بِهَا مَاءً، …فَقُلْتُ فِی نَفْسِی: أَ تَرَاهُ قَدْ حَوَّلَ الرَّمْلَ سَوِیقاً؟! فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَقُلْتُ لَهُ: أَطْعِمْنِی رَحِمَکَ اللَّهُ، مِنْ فَضْلِ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیْکَ. فَنَظَرَ وَ قَالَ لِی: یَا شَقِیقُ، لَمْ تَزَلْ نِعْمَهُ اللَّهِ عَلَیْنَا أَهْلَ الْبَیْتِ سَابِغَهً، وَ أَیَادِیهِ لَدَیْنَا جَمِیلَهً، فَأَحْسِنْ ظَنَّکَ بِرَبِّکَ، فَإِنَّهُ لَا یُضَیِّعُ مَنْ أَحْسَنَ بِهِ ظَنّاً. فَأَخَذْتُ الرَّکْوَهَ مِنْ یَدِهِ وَ شَرِبْتُ، فَإِذَا سَوِیقٌ وَ سُکَّرٌ، فَوَ اللَّهِ مَا شَرِبْتُ شَیْئاً قَطُّ أَلَذَّ مِنْهُ، وَ لَا أَطْیَبَ رَائِحَهً، فَشَبِعْتُ وَ رَوِیتُ، وَ أَقَمْتُ أَیَّاماً لَا أَشْتَهِی طَعَاماً وَ لَا شَرَاباً، فَدَفَعْتُ إِلَیْهِ الرَّکْوَهَ. ثُمَّ غَابَ عَنْ عَیْنِی، فَلَمْ أَرَهُ حَتَّى دَخَلْتُ مَکَّهَ وَ … فَقُلْتُ لِبَعْضِ النَّاسِ، أَحْسَبُهُ مِنْ مَوَالِیهِ: مَنْ هَذَا الْفَتَى؟ فَقَالَ لِی: هَذَا أَبُو إِبْرَاهِیمَ، عَالِمِ آلِ مُحَمَّدٍ. قُلْتُ: وَ مَنْ أَبُو إِبْرَاهِیمَ؟ قَالَ: مُوسَى بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ). فَقُلْتُ: لَقَدْ عَجِبْتُ أَنْ تُوجَدَ هَذِهِ الشَّوَاهِدُ إِلَّا فِی هَذِهِ الذُّرِّیَّهِ. [۹]
شقیق(پسر ابراهیم بلخی) می گوید: در سال ۱۴۹برای ادای مناسک حج به سمت بیت الله الحرام خارج شدم. پس در قادسیه منزل گزیدیم…. و من به دنبال جایی بودم که جدای از مردم اسکان بگیرم که ناگهان چشمم به جوانی افتاد که سن کمی داشت و زیبا چهره بود… حاجیان حرکت کردند و من هم همراهشان بودم تا اینکه در زباله منزل گزیدیم. پس وقتی به آن جوان رسیدم بالای سر چاه ایستاده بود و در دستش رکوه ای بود که با آن آب می نوشید…. پس با خودم گفتم: آیا او را می بینم که ریگ را تبدیل به سویق می کند؟! پس به او نزدیک شدم و به او گفتم: خدایت رحمت کند از اضافه ی نعمتی که خدایت ارزانی داشت به من طعام بده. پس به من نگاه کرد و فرمود: ای شقیق، همیشه نعمت خداوند برای ما اهل بیت تمام بوده و بخشش های او نزد ما زیبا بوده است. پس گمانت را به خدا نیکو دار که خداوند کسی را که به او خوش بین است ضایع نمی کند. پس رکوه را از دستش گرفتم و نوشیدم. پس ملاحظه کردم که سویق و شکر است. به خدا قسم که تا آن روز خوراکی لذیذ تر و خوشمزه تر از آن نخورده بودم. پس سیر شدم و آن را برای افراد روایت کردم و روزگارانی بدون اینکه به غذا یا آب اشتهایی داشته باشم سپری کردم. پس رکوه را به او برگرداندم. سپس او از مقابل دیدگانم ناپدید شد. دیگر او را ندیدم تا اینکه داخل مکه شدم و… پس از فردی که وی را از دوستان آن جوان می دانستم پرسیدم این جوان کیست؟ جواب داد: او ابو ابراهیم عالم آل محمد است. گفتم: ابو ابراهیم کیست؟ گفت: موسی بی جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب ع. گفتم: قطعاً اگر این شواهد را از غیر از این خانواده می دیدم تعجب می کردم

این روایت در قالب شعر نیز رسیده است.

سل شقیق البلخی عنه و ما // عاین منه و ما الذی کان أبصر
قال: لما حججت عاینت شخصا // شاحب اللون ناحل الجسم أسمر
سائرا وحده و لیس له زاد // فما زلت دائما أتفکر
و توهمت أنه یسأل الناس‏ // و لم أدر أنه الحج الأکبر
ثم عاینته و نحن نزول‏‏ // دون فید على الکثیب الأحمر
یضع الرمل فی الإناء و یشرب‏ // ه فنادیته و عقلی محیر
اسقنی شربه فناولنی منه‏ // فعاینته سویقا و سکر [۱۰]

مجموع این روایات نشان می دهد سویق و شکر از بهترین توشه ها در سفر مخصوصاً مناطق گرم است. در مقابل این روایات، دو روایت در رابطه با سویق و شکر وارد شده است.

عَنِ السَّیَّارِیِّ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: کَتَبَ أَبُو الْحَسَنِ ع مِنْ خُرَاسَانَ إِلَى الْمَدِینَهِ لَا تَسْقُوا أَبَا جَعْفَرٍ الثَّانِیَ السَّوِیقَ بِالسُّکَّرِ فَإِنَّهُ رَدِیٌّ لِلرِّجَالِ.[۱۱]
سیاری از عبید الله بن ابی عبد الله روایت کرد: امام رضا ع از خراسان به مدینه نامه نوشت که به امام جواد ع سویق و شکر نخورانید چراکه برای مردان مضر است.

هرچند واضح است مضر بودن چیزی برای مردان به مسائل جنسی بر می گردد ولی عبید الله اولین راوی این توقیع این روایت را شرح می دهد

وَ فَسَّرَهُ السَّیَّارِیُّ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ أَنَّهُ یُکْرَهُ لِلرِّجَالِ فَإِنَّهُ یَقْطَعُ النِّکَاحَ مِنْ شِدَّهِ بَرْدِهِ مَعَ السُّکَّر[۱۲]
سیاری به نقل از عبید الله این روایت را تفسیر کرده که برای مردان کراهت دارد چراکه سویق به خاطر شدت سردی که با شکر پیدا می کند باعث نازایی در مردان می شود.

عَنْهُ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَن السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قَالَ إِنَّ النَّبِیَّ ص أُتِیَ بِسَوِیقِ لَوْزٍ فِیهِ سُکَّرُ طَبَرْزَدٍ فَقَالَ هَذَا طَعَامُ الْمُتْرَفِینَ بَعْدِی[۱۳]
از نوفلی از سکونی از امام صادق ع از پدرانشان روایت شده: برای پیامبر ص سویق بادام که در آن شکر طبرزد بود آورده شد. پس حضرت فرمود این غذای اسراف کاران بعد از من است. ‏

هر چند مرحوم حر عاملی رحمه الله علیه این دو روایت را تحت عنوان (( بَابُ کَرَاهَهِ شُرْبِ الرَّجُلِ السَّوِیقَ‏ بِالسُّکَّرِ))[۱۴] در کتاب شریف وسائل وارد کرده است اما این دو روایت با روایاتی که تا کنون در باب سویق با شکر بررسی شد تعارض دارد. بنابراین لازم است که به روایات این باب بیشتر پرداخته شود.

روایت اول:

• روایت، توقیع حضرت امام رضا علیه السلام است و ظاهراً مخاطب این توقیع، خدام حضرت امام جواد علیه السلام هستند. مشخص نیست این توقیع از چه مسیری به دست اولین راوی یعنی عبید الله بن أبی عبدالله رسیده است. البته این بزرگوار غیر از این مرسله فقط راوی یک روایت دیگر در کتاب شریف مستدرک است. از طرفی اصرار ایشان مبنی بر اینکه این روایت را با وجود وضوحی که دارد تفسیر کرده اند جای تأمل دارد.
• زمانی که توقیع از خراسان به مدینه رسیده است امام جواد علیه السلام سنی بین ۵ تا ۷ سال داشته اند. اینکه حضرت در این سن احتیاج به این سفارش امام داشته اند نیز سؤال برانگیز است. از طرفی امام رضا علیه السلام هنگام مهاجرت به خراسان فرزند بزرگوارشان را به جانشینی خود منصوب فرمودند و ایشان از نظر علم و حکمت مرجع مردم و به خصوص شیعیان بوده اند چگونه می شود برای این مطلب ساده باید امام رضا ع از خراسان نامه ارسال کنند. از طرفی مگر خدام حضرت تا آن روز به امام سویق نداده بودند که نمی دانستند نباید در سویق شکر بریزند این هم مسأله ای به این مهمی که باعث نازایی می شود. و آیا توقیع امام با وجود مشکلات حمل و نقل به اضافه ی هزاران گرفتاری جامعه ی شیعه باید تنها شامل این مطلب باشد؟
البته تمام این سؤال و اشکال ها به تنهایی قابل توجیه هستند اما مجموع آن ها در کنار هم باعث بروز تردید و بررسی بیشتر می شود.
اشاره شد که انسان تکویناً به روش یا محتوای غذا اهمیت نمی دهد. در واقع انسان ذاتاً به این شکل آفریده شده است. انسان با حجم زیادی از مواد اولیه ی غذایی روبرو است که می تواند از ترکیب آن ها هزاران غذای متنوع تولید کند. شارع هم، به این خصوصیت انسان ترتیب اثر داده و بسیاری از ترکیبات غذایی را تأیید فرموده است. خورش زیرباجه، فالوذج، حلوا، هریسه، خبیص، خشتیج، جوذاب، انواع آبگوشت و … خوراک های ترکیبی است که مردم از آن استفاده می کردند و اسلام آن ها تأیید و خواص آن را برایشان ذکر کرد. بنابراین اصل با بی ضرر بودن این ترکیبات غذایی است مگر اینکه هرجا که مضرتی هست شارع صریح و قوی به آن اشاره کند. اگر قرار باشد ترکیب سویق با شکر تا این حد مضر باشد که منجر به ناباروری می شود در حالی که هم مردم به مقدار زیاد از این ترکیب استفاده می کنند و هم شارع در موقعیت های مختلف به خودن آن امر کرده است، وظیفه ی شارع است آنچه را که خلاف میل و عادت مردم است به نحوه ای دیگر واضح و شفاف بیان کند نه در روایتی با این همه شبه و شک.

روایت دوم:

• مخاطب این روایت هم مردان و هم زنان هستند در حالی که مرحوم علامه حلی کراهیت آن را فقط مربوط به مردان دانسته اند.
• نهی این روایت به خاطر کلمه ی مترفین است نه اینکه سویق بادام با شکر باعث ضرری در بدن شود.
البته این روایت بر خلاف اینکه فقط یک با در کتاب شریف المحاسن وارد شده است مکرر در کتب روایی اهل سنت دیده می شود.

عَن عائِشَهَ، قالت: «أُتِیَ رَسول الله صلى الله علیه وسلم بِسَوِیقِ لَوزٍ فَرَدَّهُ، وقال: هَذا شَرابُ الجَبابرَهِ والمُترَفِینَ بَعدِی، ولَم یَشرَبهُ».[۱۵]
از عایشه نقل شده: سویق بادام برای پیامبر آورده شد ولی پیامبر آن را رد کرد و فرمود: این خوراک مرفهین بعد از من است و آن را نخورد

أبو صخر قال: أتی النبی بسویق لوز فقال لهم رسول الله: أخروه هذا شراب المترفین[۱۶]
ابو صخر می گوید: برای پیامبر سویق بادام آورده شد. پیامبر به آن ها فرمود: برگردانید. این خوراک اشراف و مرفهین است.

عن یزید بن قسیط أن النبی أتی بسویق من سویق اللوز فلما خیض له قال: ماذا؟ قالو: سویق اللوز. قال: أخروه عنی هذا شراب المترفین[۱۷]
از یزید بن قسیط روایت شده: برای پیامبر سویق آورده شد از سویق بادام. هنگامی که آن را برایش آماده کردند فرمود: این چیست؟ عرض کردند: سویق بادام. فرمود: آن را از من دور کنید که آن خوراک اشراف است

بنابراین می توانیم احتمال بدهیم که این روایت به هر طریقی از روایات عامه وارد کتاب المحاسن شده که در این حالت از اعتبار ساقط می شود. در غیر اینصورت گذشت که نهی و بار منفی روایت به خاطر کلمه ی مترفین است. بنابراین از این روایت ضرری متوجه سویق و شکر نیست. اضافه بر این که امروزه طعام مترفین بر این ترکیب صدق نمی کند و نمی توان به مصادیق این روایت استناد کرد.
شاید این اشکال وارد شود که روایاتی که در این باب وارد شده و بیانگر این هستند که سویق و شکر طبع را خنک می کند بتواند مؤید مفهوم این دو روایت باشد. اما با کمی دقت مشخص می شود که مفهوم این دو دسته روایت به کلی با هم متفاوت است. مفهوم روایات دسته ی اول این است که سویق و شکر با دفع غلبه ی طبعی که باعث تشنگی یا التهاب شده بدن را به سمت تعادل می برند اما مفهوم روایت دسته ی دوم این است که سویق و شکر باعث سردی شدید می شود.

آنچه ضعف این دو روایت را بیشتر آشکار می کند روایاتی است که در بیان اهمیت و خواص شکر وارد شده است

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ …وَ اثْنَانِ یَنْفَعَانِ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لَا یَضُرَّانِ مِنْ شَیْ‏ءٍ وَ … قَالَ قُلْتُ فَاللَّذَانِ یَنْفَعَانِ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لَا یَضُرَّانِ مِنْ شَیْ‏ءٍ قَالَ السُّکَّرُ وَ الرُّمَّانُ وَ …[۱۸]
امام صادق ع فرمودند: … و دو چیز است که برای همه چیز نافع هستند و به هیچ چیزی ضرر نمی رسانند و …راوی می گوید: گفتم آن دو که برای همه چیز نافع هستند و به هیچ چیز ضرر نمی رسانند کدامند؟ حضرت فرمود: شکر و انار

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ لَئِنْ کَانَ الْجُبُنُّ یَضُرُّ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لَا یَنْفَعُ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَإِنَّ السُّکَّرَ یَنْفَعُ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لَا یَضُرُّ مِنْ شَیْ‏ءٍ[۱۹].
امام صادق ع فرمودند: اگرچه پنیر به هر چیزی ضرر می رساند و برای هیچ چیزی مفید نیست ولی شکر برای همه چیز نافع است و به هیچ چیزی ضرر نمی رساند

از مجموع آنچه گذشت برداشت می شود که سویق با شکر نه تنها ضرری ندارد بلکه می تواند غذایی مناسب و مقوی باشد.[

 

منابع

[۱] . قرب الإسناد (ط – الحدیثه) ؛ متن ؛ ص۴۴
[۲] . دلائل الإمامه (ط – الحدیثه) ؛ ؛ ص۱۵۹
[۳] . الخرائج و الجرائح ؛ ج‏۲ ؛ ص۶۶۰
[۴] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۶ / ۳۸۱ / باب آخر منه ….. ص : ۳۸۱ و بهذا المضمون فی المحاسن / ج‏۲ / ۵۷۲ / ۱ باب فضل الماء ….. ص : ۵۷۰
[۵] . المقنعه / ۳۱۸ / ۱۲ باب فضل السحور و ما یستحب أن یکون علیه الإفطار ….. ص : ۳۱۶
[۶] . الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام / ۳۴۶ / ۹۲ باب فضل الدعاء
[۷] . المحاسن ج‏۲ ص ۳۶۰ / من لا یحضره الفقیه ج‏۲ ص ۲۸۱ / و ذکر فی الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۸ ص ۲۹۷ المحمص بصاد المهمله و إِلَى الْحَجِّ بدل عن إِلَى مَکَّهَ
[۸] . مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏۴ ؛ ص۱۳۶ و فی تفسیر نور الثقلین ؛ ج‏۳ ؛ ص۴۴۵ ذکر الرَّجُلِ بالحاء المهمله
[۹] . دلائل الإمامه (ط – الحدیثه) ؛ ؛ ص۳۱۷
[۱۰] . إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات ج‏۴ ص۲۶۴
[۱۱] . الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵
[۱۲] . همان
[۱۳] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸
[۱۴] . وسائل الشیعه ؛ ج‏۲۵ ؛ ص۱۹
[۱۵] . العلل المتناهیه لابن الجوزی، کتاب الأشربه، ح ۱۱۱۶
[۱۶] . الطبقات الکبیر، ج۱، ص۳۳۹ ذکر ما کان رسول الله من الطعام و الشراب
[۱۷] . همان
[۱۸] . المحاسن ؛ ج‏۲ ؛ ص۴۶۳
[۱۹] . المحاسن / ج‏۲ / ۵۰۰ / ۸۲ باب السکر ….. ص : ۵۰۰ / الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۶ / ۳۳۳ / باب السکر ….. ص : ۳۳۲

خواص سویق برنج

 

خواص سویق برنج از نگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)

 

درمان اسهال و لاغری هایی است که به دلیل بیماری و اسهال به وجود آمده است.

وَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِهِ شَکَا إِلَیْهِ اخْتِلَافَ الْبَطْنِ فَأَمَرَهُ أَنْ یَتَّخِذَ مِنَ الْأَرُزِّ سَوِیقاً وَ یَأْخُذَهُ وَ یَشْرَبَهُ فَفَعَلَ فَاشْتَدَّ بَطْنُهُ وَ قَالَ مَرِضْتُ سَنَتَیْنِ أَوْ أَکْثَرَ فَأَلْهَمَنِیَ اللَّهُ الْأَرُزَّ فَأَمَرْتُ بِهِ فَغُسِلَ وَ جُفِّفَ ثُمَّ أُمِسَّ النَّارَ وَ طُحِنَ وَ جَعَلْتُ بَعْضَهُ سَوِیقاً وَ بَعْضَهُ حَسَاءً وَ اسْتَعْمَلْتُهُ فَبَرَأْتُ. [۱]
از امام صادق(ع) نقل است شخصی از اصحابش از شدت اسهال به او شکایت کرد. حضرت به او امر فرمود از برنج، سویق بسازد و میل کند. او انجام داد و اسهالش برطرف شد. حضرت فرمودند: حدود دو سال یا بیشتر بیمار شدم؛ پس خداوند به من برنج الهام فرمود. پس دستور دادم برنج را شستند و خشک کردند، سپس تفت دادند و آسیاب کردند و من مقداری از آن را به صورت سویق و مقداری را به صورت سوپ استفاده کردم و بهبود یافتم.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مَرِضْتُ مَرَضاً شَدِیداً فَأَصَابَنِی بَطَنٌ فَذَهَبَ جِسْمِی فَأَمَرْتُ بِأَرُزٍّ فَقُلِیَ ثُمَّ جُعِلَ سَوِیقاً فَکُنْتُ آخُذُهُ فَرَجَعَ إِلَیَّ جِسْمِی. [۲]
امام صادق(ع) فرمودند: شدیداً بیمار شدم، به طوری که به اسهال مبتلا شدم و بدنم ضعیف شد. دستور دادم برنج را آماده کنند، پس برنج تفت داده شد و به صورت سویق درآمد. از آن استفاده کردم و بدنم به حالت اول بازگشت.
البته به نظر می رسد برنج به هر شکلی که استفاده شود درمان اسهال است. در دو روایت پیش گفته، سه روش استفاده از برنج بیان شد. هر چند روش های دیگر، سویق نیست، صاحب الکافی (ره) آن را ذیل موضوع سویق بیان فرمود؛ چراکه فرآورده نهایی ماده ای است که همان مختصات سویق را دارد. به هرحال برنج می تواند به شکل های مختلف استفاده شود، به شرط این که خواص آن محفوظ بماند؛ مثلاً به حالت آبکش نباشد. مؤید این مطلب، روایتی است که مرحوم علامه مجلسی (ره) نقل فرموده که در آن همین خواص به نان برنج اختصاص داده شده است.

وَ رُوِیَ‏ إِطْعَامُ الْمَسْلُولِ وَ الْمَبْطُونِ خُبْزُ الْأَرُزِّ وَ … [۳]
و روایت شده که غذای بیمار مبتلا به اسهال، نان برنج است و… .

باید دقت داشت که آنچه در گذشته به آن اطلاق برنج می شده، برنج به همراه سبوسش بوده است. امروزه نیز در اکثر کشور هایی که مصرف برنج دارند، آن را با سبوس(برنج قهوه ای) استفاده می کنند.

 

منابع

[۱] . دعائم الإسلام، ج‏۲، ص ۱۴۳
[۲] . المحاسن، ج‏۲، ص۵۰۲
[۳] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۵۹، ص ۲۶۰

مصرف سویق در بارداری

مصرف سویق در بارداری

بارداری حالتی است که در آن مادر به خاطر شرایط جدیدی که بر بدن او حاکم می شود دچار ضعف روحی و جسمی می شود. این ضعف از بُعد روحی در حالاتی مانند افسردگی و از بُعد جسمی درحالاتی مانند کم خونی، ضعف عمومی، کمبود کلسیم و استخوان درد و… مشاهده می شود.

البته این حالات بر همدیگر تاثیرگذار هستند؛ مثلا ضعف و بی حالی عمومی می تواند در افزایش ناراحتی های روحی موثر باشد.
باتشکیل جنین ، بخشی از خون و مواد غذایی بدن مادر در تودۀ جنین انباشته می شود. با افزایش رشد جنین؛ خون، کلسیم و مواد غذایی از بدن مادر کاسته می شود تا جایی که اگر این کاستی ها جبران نشود تاثیرات سویی بر مادر و جنین خواهد گذاشت.

از بهترین موادی که می تواند بدن مادر و جنین را در حالت مطلوب نگه دارد، سویق است.

بُکَیْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ‏: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یُولَدُ الْوَلَدُ فَیَکُونُ فِیهِ الْبُلْهُ وَ الضَّعْفُ فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ مِنَ السَّوِیقِ‏ اشْرَبْهُ وَ مُرْ أَهْلَکَ بِهِ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ لَا یُولَدُ لَکُمْ إِلَّا الْقَوِی طب الأئمه (علیهم السلام) صفحه۸۸‏
راوی می گوید: خدمت امام صادق (ع) بودم که شخصی عرض کرد: فرزندی برای من متولد شده که بیمار و ضعیف است.

امام(ع) به او فرمود: چه چیزی تو را از خوردن سویق منع می کند؟ بخور و به خانواده ات بخوران؛ چرا که سویق گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و از شما فرزندی متولد نمی شود مگر اینکه قوی باشد.

منظور از سویق، سویق گندم و جو است که در مورد آن در بخش خود بحث شده است. مطلب مهم این است که امروزه گندم سلامت کافی برای اثربخشی ندارد بلکه بدتر از آن شماری از بیماری ها می تواند بخاطر مصرف همین گندم ناسالم باشد.

  • مشاهده شده است مصرف سویق گندم به شدت باعت چاقی مفرط می شود.

امروزه جو، از نظر عملیات سبوس گیری، مصرف کود شیمیایی، سم و کشت دیم شرایط بهتری نسبت به گندم دارد.

بنابراین به خانم های باردار توصیه می شود به صورت متناوب در فاصله های زمانی (بسته به شرایط بارداری) از سویق جو استفاده کنند.

نکته: همچنین از سویق استخوانساز برای جبران کمبود کلسیم و از سویق خونساز برای جبران کمبود آهن یا هموگلوبین می توان بهره مند شد.

 

 

ورود به فروشگاه اینترنتی سویق

اصالت طبخ سویق

سویق غیر مأثور و اصالت طبخ

اصالت طبخ سویق

سویق، نوعی روش طبخ است؛ اول باید توجه کرد که سویق، یک روش طبخ است . همان طور که رُب، کباب، پلو و حلیم اینها نام های غذا نیستند بلکه روش های طبخ غذا هستند سویق نیز چنین است و در اصل قبل از این که نوعی غذا باشد نوعی روش پخت است که به خاطر کثرت استعمال به غذایی که به روش سویق تهیه می شود نیز واژه سویق اطلاق شده است. مثلا رب؛ ما انواع رب را در رژیم غذایمان استفاده می کنیم ولی آنقدر از رب گوجه فرنگی زیاد استفاده کرده ایم که اگر برای رب قید نیاوریم و نگوئیم رب انار، ذهن به رب گوجه فرنگی منتقل می شود. وقتی امام به کسی می گوید برای فلان مشکل سویق بخور، شنونده چند چیز را می داند اول اینکه باید سویق را از گندم یا جو تهیه کند همچنین می داند گندم یا جو را نباید نان یا حلیم کند بلکه باید در فرایندی تبدیل به حالتی شود که به آن سویق گفته شود.

در واقع سویق دو جزء دارد: ماده ی اولیه و روش تولید
سویق، جزء دوم یعنی روش تولید است. ترکیب های اضافه مؤید این حقیقت هستند. سویق سیب، سویق جو، سویق عدس همه شامل این دو جزء هستند. جزء مشترک آنها روشی است که همه ی این مواد اولیه را در خانواده ی سویق می گنجاند.

برخلاف آنچه امروزه مبنی بر خام خواری از سوی برخی از مکاتب، تبلیغ می شود نظر اسلام بر پخته خواری است. خداوند گندم را تکویناً به گونه ای آفریده است که باید پخته ی آن مصرف شود.

اعْتَبِرْ یَا مُفَضَّلُ بِأَشْیَاءَ خُلِقَتْ لِمَآرِبِ الْإِنْسَانِ وَ مَا فِیهَا مِنَ التَّدْبِیرِ فَإِنَّهُ خُلِقَ لَهُ الْحَبُ‏ لِطَعَامِهِ وَ کُلِّفَ‏ طَحْنَهُ وَ عَجْنَهُ وَ خَبْزَهُ‏ وَ …[۱]
ای مفضل از آن چه برای نیاز های انسان آفریده شد و از تدبیر در آن ها عبرت بگیر. همانا دانه (گندم یا جو) برای غذای انسان آفریده شد و زحمت آسیاب کردن و خمیر ساختن و نان پختن بر گردن او نهاده شد و…

بسیاری از مواد غذایی گیاهی مورد مصرف ما به همین شکل هستند. در لایه ی بعدی گروهی دیگر از مواد غذایی هستند که مصرف عرفی یا تکوینی آنها به صورت خام است ولی مشاهده می شود که شارع در برخی موارد دستور به طبخ آن می دهد. گویی در این طبخ علاوه بر این که خواص اولیه حفظ می شود خاصیتی دیگر بر آن اضافه می شود. خاصیتی که در حالت خام وجود ندارد. اکثر ادویه ی مرکبی که در کتاب طب الائمه ی ابنا بسطام آورده شده به همین شکل است.

قَالَ: یُؤْخَذُ خِیَارُشَنْبَرٍ مِقْدَارَ رِطْلٍ فَیُنَقَّى ثُمَّ یُدَقُّ وَ یُنْقَعُ فِی رِطْلٍ مِنْ مَاءٍ یَوْماً وَ لَیْلَهً ثُمَّ یُصَفَّى وَ یُطْرَحُ ثُفْلُهُ وَ یجعله [یُجْعَلُ‏] مَعَ صَفْوِهِ رِطْلٌ مِنْ عَسَلٍ وَ رِطْلَانِ مِنْ أَفْشُرَجِ السَّفَرْجَلِ وَ أَرْبَعُونَ مِثْقَالًا مِنْ دُهْنِ الْوَرْدِ ثُمَّ یُطْبَخُ‏ بِنَارٍ لَیِّنَهٍ حَتَّى یُثْخَنَ ثُمَّ … فَإِنَّهُ یُسَخِّنُ الْمَعِدَهَ وَ یَهْضِمُ الطَّعَامَ وَ یُخْرِجُ الرِّیَاحَ مِنَ الْمَفَاصِلِ کُلِّهَا بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى.[۲]
یک رطل فلوس را پاک کرده و سپس کوبیده و در یک رطل آب یک شبانه روز خیسانده شود و سپس صاف شود و تفاله ی آن دور ریخته شود و با یک رطل عسل و دو رطل آب به و چهل مثقال روغن گل سرخ با آتش ملایم پخته شود تا غلیظ شود سپس …پس همانا این دارو معده را گرم می کند و غذا را هضم می کند و همه ی دردها از مفاصل بیرون میکند به خواست خداوند

تمام موادی که در این دارو پخته می شوند در حالت عادی و عرفی بدون طبخ قابل مصرف هستند. اما این طبخ برای تهیه ی این دارو لازم است. شاید بتوان این طبخ را از دریچه ی مقابل تفسیر کرد یعنی نگوئیم که طبخ باعث ایجاد خواص جدید می شود بلکه بگوئیم طبخ مضرات مواد خام را از بین می برد. هر کدام از این دو اتفاق رقم بخورد باعث ایجاد منفعتی هستند که در خام این مواد یافت نمی شود. نکته ی بسیار مهم اینجا است که طبخ خواص مواد غذایی را از بین نمی برد.

وَ عَنْهُ ع‏ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ أَکْلِ الثُّومِ وَ الْبَصَلِ وَ الْکُرَّاثِ نِیئاً وَ مَطْبُوخاً قَالَ لَا بَأْسَ بِذَلِکَ وَ لَکِنْ مَنْ أَکَلَهُ نِیئاً فَلَا یَدْخُلِ الْمَسْجِدَ فَیُؤْذِیَ بِرَائِحَتِهِ.[۳]
از امام از خوردن سیر و پیاز و تره ی خام و پخته سؤال شد. حضرت فرمودند مانعی ندارد ولی هر کس آن را خام خورد داخل مسجد نشود که دیگران از بوی بد آن آزرده شوند.

در واقع با این طبخ، ضمن حفظ خواص مواد غذایی بوی تند و زننده ای که هر کدام از این بقولات دارند از آنها گرفته می شود

وَ مِنْ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَلَیْهِ الصَّلَاهُ وَ السَّلَامُ: «مَنْ أَکَلَ مِنْ هَاتَیْنِ الْبَقْلَتَیْنِ فَلَا یَقْرَبَنَّ مَسْجِدَنَا، فَمَنْ کَانَ آکِلَهُمَا- لَا بُدَّ- فَلْیُمِتْهُمَا طَبْخاً».[۴]
از پیامبر ص نقل است که فرمودند: هر کسی که از این دو سبزی بخورد حتما به مسجد ما نزدیک نشود. پس هر کس بخواهد از آن دو بخورد باید که آنها را با پختن بمیراند.

البته مؤلف کتاب، مرحوم سید رضی ره در شرح این حدیث می فرماید در روایتی دیگر به جای میراندن از مصدر از هم پاشیده شدن استفاده شده است. [۵] در رابطه با مصرف شلغم نیز همین حالت وجود دارد.

قَالَ الْعَبْدُ الصَّالِحُ ع‏: عَلَیْکَ بِاللِّفْتِ یَعْنِی السَّلْجَمَ فَکُلْهُ فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ وَ إِنَّمَا یُذِیبُهُ أَکْلُ اللِّفْتِ قَالَ نِیئاً أَوْ مَطْبُوخاً قَالَ کِلَاهُمَا[۶].
امام صادق ع فرمودند: بر تو باد بر شلغم. از آن بخور زیرا احدی از بنی آدم نیست مگر اینکه عِرقی از جذام دارد و مسلما خوردن شلغم آن را ذوب می کند. راوی پرسید خام یا پخته؟ حضرت پاسخ داد هر دو حالت

موارد دیگری از این دست مانند طبخ به، انجیر خشک و خرما همه دلالت بر این دارند که بخش عمده ای از مواد غذایی که طبیعت آنها خام خواری است در حالت طبخ شرایط بهتری پیدا می کنند.[۷] در مقابل هیچ نهی ای مبنی بر پرهیز از طبخ در کلام شارع وجود ندارد.
از مجموع آنچه گذشت می توان به قاعده ای کلی به نام اصل طبخ مواد غذایی رسید. قاعده ی اصالت طبخ به ما می گوید آنچه پختن آن تکوینی است و آنچه در پختن آن شک داریم پختنش لازم است و آنچه لازم نیست طبخ شود پختنش بهتر است. از لوازم این اصل عدم موضوعیت روش طبخ است مگر آن که شارع به آن موضوعیت داده باشد. به هر حال گندم باید پخته شود چه به صورت هریسه باشد یا خبز یا سویق. انسان به گونه ای آفریده شده که به این روش ها توجه ندارد و به آن اهمیت نمی دهد. شارع هم این توجه را از انسان نخواسته است. اما هر کدام از این روش ها خاصیتی به گندم می دهد که روش دیگر این گونه نیست و شارع به همین خاطر توجه انسان را به آن جلب می کند. در واقع چون انسان تکویناً به گونه ای آفریده شده که به روش طبخ اهمیت نمی دهد شارع هر کجا که لازم باشد و منافعی در روش طبخی باشد که در دیگری نیست آن را به انسان تذکر می دهد.

عَنْ مُوسَى بْنِ بَکْرٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع مَا لِی أَرَاکَ مُصْفَرّاً فَقُلْتُ وَعْکٌ أَصَابَنِی فَقَالَ کُلِ اللَّحْمَ فَأَکَلْتُهُ ثُمَّ رَآنِی بَعْدَ جُمْعَهٍ وَ أَنَا عَلَى حَالٍ مُصْفَرٌّ فَقَالَ أَ لَمْ آمُرْکَ بِأَکْلِ اللَّحْمِ قُلْتُ مَا أَکَلْتُ غَیْرَهُ مُنْذُ أَمَرْتَنِی بِهِ قَالَ کَیْفَ أَکَلْتَهُ قُلْتُ طَبِیخاً قَالَ لَا کُلْهُ کَبَاباً فَأَکَلْتُ ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَیَّ فَدَعَانِی بَعْدَ جُمْعَهٍ فَإِذَا الدَّمُ قَدْ عَادَ فِی وَجْهِی فَقَالَ نَعَم[۸]‏
از موسی بن بکر روایت شده: امام کاظم ع فرمودند: چرا تو را با چهره ی زرد می بینم؟ عرض کردم به تب مبتلا شده ام. حضرت فرمود: گوشت بخور. من گوشت خوردم و حضرت مرا پس از یک هفته دید و من همچنان زرد رنگ بودم. حضرت فرمود: آیا به تو دستور ندادم گوشت بخوری؟ عرض کردم از روزی که دستور فرموده اید چیزی به جز آن نخورده ام. فرمود: چگونه خوردی؟ عرض کردم به شکل آبگوشت. فرمود: نه. کباب کن و بخور. خوردم. سپس حضرت بعداز یک هفته کسی را به سوی من فرستاد پس در آن هنگام خون به چهره ام بر گشته بود و حضرت از وضعیتم اظهار رضایت نمود
.
البته فهم این مسئله بدیهی است و همه ی انسان ها این را در وجود خود می یابند که روش طبخ برای آن ها موضوعیت ندارد. انسان با گونه های متعددی از مواد غذایی و انواع روش های طبخ سروکار دارد و اگر این مسئله موضوعیت داشت شارع باید همت زیادی صرف آموزش طبخ غذا به انسان می کرد. درحالی که شارع تمام آنچه را برای انسان مفید بود در غالب قواعد و قوانینی محدود و مشخص بیان کرده و کشف و اختراع باقی امور را به عقل و خرد انسان واگذار کرده است. اصالت طبخ سر در حقیقتی ذاتی و طبیعی دارد. آنچه از خوردنی ها و آشامیدنی ها به معده می رسد پس از فرایند طبخ آماده ی جذب خواهد شد.

فَکِّرْ یَا مُفَضَّلُ فِی وُصُولِ الْغِذَاءِ إِلَى الْبَدَنِ وَ مَا فِیهِ مِنَ التَّدْبِیرِ فَإِنَّ الطَّعَامَ یَصِیرُ إِلَى الْمَعِدَهِ فَتَطْبُخُهُ‏ وَ تَبْعَثُ بِصَفْوِهِ إِلَى الْکَبِدِ [۹]
ای مفضل: در رسیدن غذا به بدن و تدابیر نهفته در آن فکرکن. غذا به سمت معده می رود و در آن پخته می شود و شیره ی خالص آن به سمت کبد فرستاده می شود

… وَ اعْلَمْ أَنَّ فِی الْإِنْسَانِ قُوًى أَرْبَعاً قُوَّهً جَاذِبَهً تَقْبَلُ الْغِذَاءَ وَ تُورِدُهُ عَلَى الْمَعِدَهِ وَ قُوَّهً مَاسِکَهً تَحْبِسُ الطَّعَامَ حَتَّى تَفْعَلَ فِیهِ الطَّبِیعَهُ فِعْلَهَا وَ قُوَّهً هَاضِمَهً وَ هِیَ الَّتِی تَطْبُخُهُ‏ وَ تَسْتَخْرِجُ صَفْوَهُ وَ تَبُثُّهُ فِی الْبَدَنِ وَ قُوَّهً دَافِعَهً …[۱۰]
… و بدان در انسان قوای چهارگانه ای وجود دارد. قوه ی جاذبه که غذا را جذب می کند و آن را وارد معده می کند و قوه ی نگهدارنده که غذا را می گیرد تا این که قوه ی ذاتیه در آن عمل کند و قوه ی هاضمه که غذا را می پزد و شیره ی آن را خارج می کند و در بدن پراکنده می کند و قوه ی دافعه …

بنابر این با طبخ، کار معده راحت تر می شود و معده فشار کمتری تحمل می کند. می توان گفت، طبخ، بخشی از هضم را انجام می دهد و وقتی غذای پخته شده به معده می رسد لازم نیست معده وقت و قوه ی زیادی برای هضم این غذا هزینه کند.
مطالب فوق در مورد اصالت طبخ ما را وادار می کند تا آنجا که می توانیم از خوراک های پخته شده استفاده کنیم. این در حالی است که موادی مثل نخود هر خاصیتی داشته باشند در پخته ی آن است و روایات هر خاصیتی برای آن ذکر کرده باشند برای پخته ی آن ذکر کرده اند.
بر اساس اصالت طبخ موادی مثل نخود واجب و موادی مثل سنجد بهتر است که پخته شوند. از طرفی روش های طبخ متنوعی وجود دارد که شارع به هیچ یک از آن ها اشاره نکرده است مگر آن جا که این روش موضوعیت داشته است. بنابراین ما در روش طبخ نخود یا سنجد مختاریم. از طرفی می دانیم سویق یک روش طبخ است و می توانیم از آن به عنوان یکی از روش های طبخ بهره ببریم.
در مقایسه ی سویق با دیگر روش های طبخ به مزیتی برخورد می کنیم که دیگر روش ها از آن بی بهره اند. در بسیاری از روش های طبخ خواص ماده ی اصلی در آبی که آن ماده در آن طبخ شده تخلیه می شود. به همین علت روایات ما خاصیت آبگوشت را همتراز گوشت می داند.

عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ النَّبِیُّ ص‏ یَا عَلِیُّ إِذَا طَبَخْتَ شَیْئاً فَأَکْثِرِ الْمَرَقَهَ فَإِنَّهَا أَحَدُ اللَّحْمَیْنِ وَ اغْرِفْ لِلْجِیرَانِ فَإِنْ لَمْ یُصِیبُوا مِنَ اللَّحْمِ یُصِیبُوا مِنَ الْمَرَقِ‏.[۱۱]
امیرالمؤمنین (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده اند: یا علی هرگاه چیزی پختی آبش را زیاد کن چراکه آب یکی از دو گوشت است پس از آن برای همسایگان بردار و اگر نصیبی از گوشت نداشتند از آبگوشت بهره گیرند.

این وضعیت در طبخ ادویه نیز بوجود می آید تا جایی که ماده ی مؤثره کامل در آب تخلیه شده و آنچه از ادویه می ماند بلا استفاده است. مثلا در بسیاری از دستورهای دارویی پس از طبخ فقط دستور به خوردن آب ماده ی جوشانده شده است.[۱۲]
بنابراین اگر قرار باشد نخود آب پز شود بخشی یا تمام محتویات غذایی آن در آب نخود تخلیه می شود که موقع مصرف باید به آن توجه شود. در روش های دیگری مثل کباب کردن آتش مستقیم می تواند بخشی از ماده ی اولیه را از بین ببرد هر چند این روش برای بسیاری از مواد غذایی مخصوصاً انواع گوشت بسیار مفید است.
بنابراین می توان سویق را یکی از بهترین روش های طبخ غذا معرفی کرد. روشی که در آن محتویات غذایی ماده ی اولیه حفظ می شود و ماده ی اولیه بدون سوختگی یا خام بودن به صحیح ترین روش پخته می شود.

با دلایل ذکرشده در بالا علاوه بر سویق هایی که در روایات ائمه علیه السلام به طور مستقیم اشاره شده است می توان سویق های دیگری نیز ساخت.
به عبارت دیگر می توان مواد غذایی دیگری را نیز به روش سویق مصرف کرد که اصطلاحا آن را سویق غیر ماثور خواندیم. از جمله ی سویق های غیر ماثور می توان سویق نخود و سویق سنجد را نام برد.

منابع

[۱]. توحید المفضل / ۸۶ / الأشیاء المخلوقه لمآرب الإنسان و إیضاح ذلک ….. ص : ۸۵
[۲] . طب الأئمه علیهم السلام / ۷۱ / لوجع المعده و برودتها و ضعفها
[۳] . دعائم الإسلام / ج‏۲ / ۱۱۲ / ۲ فصل ذکر صنوف الأطعمه و علاجها و الحاجه إلیها ….. ص : ۱۰۸ و بهذا المضمون فی المحاسن / ج‏۲ / ۵۱۲ / ۸۹ باب الکراث ….. ص : ۵۱۰ و فی قرب الإسناد (ط – الحدیثه) ؛ النص ؛ ص۲۷۱ و أیضاً فی علل الشرائع / ج‏۲ / ۵۲۰ / ۲۹۵ باب عله کراهیه الثوم و البصل و الکراث ….. ص : ۵۱۹
[۴] . المجازات النبویه / ۸۹ / المجاز(۴۶)
[۵] . و فی روایه اخرى: «فلیمثهما «۳» طبخا» بالثاء؛ أی فلیطبخهما حتّى تتفتّتا فتنماثا.
[۶] . طب الأئمه علیهم السلام / ۱۰۵ / فی السلجم
[۷] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۶ / ۴۲۷ / باب فی الأشربه أیضا ….. ص : ۴۲۶
الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۸ / ۱۹۱ / حدیث قوم صالح ع ….. ص : ۱۸۵
الخصال / ج‏۱ / ۲۴۹ / أربعه یعدلن الطبائع ….. ص : ۲۴۹
[۸] . المحاسن ؛ ج‏۲ ؛ ص۴۶۸ / الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۶ / ۳۱۹ / باب الشواء و الکباب و الرءوس ….. ص : ۳۱۸
[۹] . توحید المفضل / ۵۶ / عملیه الهضم و تکون الدم و جریانه فی الشرایین و الأورده ….. ص : ۵۶
[۱۰] . توحید المفضل / ۷۶ / أفعال الإنسان فی الطعم و النوم و الجماع و شرح ذلک ….. ص : ۷۵
[۱۱] . عیون أخبار الرضا علیه السلام / ج‏۲ / ۷۳ / ۳۱ باب فیما جاء عن الرضا ع من الأخبار المجموعه ….. ص : ۲۴ و بهذالمضمون فی دعائم الإسلام / ج‏۲ / ۱۶۴ / ۳ فصل ذکر لباس الحلی ….. ص : ۱۶۲
[۱۲] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۶ / ۳۴۵ / باب الجاورس ….. ص : ۳۴۴
طب الأئمه علیهم السلام / ۹۰ / فی برد المعده و خفقان الفؤاد

نحوه مصرف سویق

روش مصرف سویق

روش مصرف سویق، ارتباط مستقیم با نام آن دارد. عرب سویق را سویق نامید چون غذایی است که نیاز به جویدن ندارد و می توان آن را بدون جویدن قورت داد و به این دلیل که به سوی حلق سوق داده می شود، به آن سویق می گویند.

و انما سُمِّى بذلک لانْسِیَاقه فى الحَلْق‏ و …‏[۱]
السَّوِیقُ‏ سمّی‏ لِانْسِوَاقِهِ‏ فی الحلق‏ من غیر مضغ.[۲]

بررسی تمام روایات در مورد سویق نشان می دهد برای خوردن سویق از افعال مصادر شرب و سقی که هر دو به معنای نوشیدن است، استفاده شده است. بنابراین خوردن سویق به هر شکلی که باشد، نیازی به جویدن ندارد.

در مجموع روایات و احادیث ائمه معصومین(ع)، شش روش کلی برای خوردن سویق بیان شده است که به شرح ذیر می باشد:

۱- خشک:

مصرف خشک و ناشتای سویق فقط برای دفع غلبۀ طبایع کاربرد دارد که مباحث و روایات آن در دیگر مقاله های سایت آورده شده است.

 

۲- شربت:

شامل سویق، شیر و آب که کتب تاریخی نشان می دهد عرب از این نوشیدنی در شرایط سخت جنگی و تشنگی شدید استفاده می کرده است.

حُضَیْنَ بْنَ الْمُنْذِرِ یَقُولُ‏: أَعْطَانِی عَلِیٌّ الرَّایَهَ ثُمَّ قَالَ: «سِرْ عَلَى اسْمِ اللَّهِ یَا حُضَیْنُ‏ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا یَخْفِقُ عَلَى رَأْسِکَ رَایَهٌ أَبَداً مِثْلُهَا إِنَّهَا رَایَهُ رَسُولِ اللَّهِ ص». قَالَ وَ قَدْ کَانَ حُرَیْثُ بْنُ جَابِرٍ نَازِلًا بَیْنَ الْعَسْکَرَیْنِ فِی قُبَّهٍ لَهُ حَمْرَاءَ وَ کَانَ إِذَا الْتَقَى النَّاسَ لِلْقِتَالِ أَمَدَّهُمْ بِالشَّرَابِ مِنَ اللَّبَنِ وَ السَّوِیقِ‏ وَ الْمَاءِ وَ یُطْعِمُهُمْ اللَّحْمَ وَ الثَّرِیدَ …[۳]
حضین بن منذر می گوید: امیرالمؤمنین پرچم را به دست من داد و فرمود: با نام خدا حرکت کن و بدان که هیچ گاه پرچمی مثل این بر سرت تکان نمی خورد. این پرچم رسول خدا ص است. این را گفت در حالی که حریث بن جابر پیاده بین دو لشکر زیر قبۀ قرمزی که برای او بود حرکت می کرد و به کسانی که می جنگیدند، شربتی از شیر و سویق و آب می داد.

أَنَّ الْأَبَانِیَّ کَانَ بَعْدَ ذَلِکَ یَصِیحُ مِنَ الْحَرِّ فِی بَطْنِهِ وَ الْبَرْدِ فِی ظَهْرِهِ وَ بَیْنَ یَدَیْهِ الْمَرَاوِحُ وَ الثَّلْجُ وَ خَلْفَهُ الْکَانُونُ وَ هُوَ یَقُولُ اسْقُونِی أَهْلَکَنِیَ الْعَطَشُ فَیُؤْتَى بِالْعُسِّ فِیهِ الْمَاءُ وَ اللَّبَنُ وَ السَّوِیقُ‏ یَکْفِی جَمَاعَهً فَیَشْرَبُهُ ثُمَّ یَقُولُ اسْقُونِی فَمَا زَالَ کَذَلِکَ حَتَّى انْقَدَّتْ بَطْنُهُ کَانْقِدَادِ الْبَعِیرِ.[۴]
بعد از واقعۀ عاشورا ابانی(خولی) از گرمایی که درون شکم و سرمایی که در کمرش بود فریاد می زد و در حالی که مقابلش بادزن ها و یخ و پشت سرش منقل آتش بود، دائم می گفت بنوشانیدم عطش هلاکم کرد و کاسه ای برایش آورده می شد که در آن آب و شیر و سویق به اندازه ای بود که جماعتی را سیراب می کرد; او می نوشید و باز می گفت بنوشانیدم. و همیشه بر همین حال بود تا این که شکمش مانند شکم شتر شکافته شد.

 

۳- ملتوت:

ملتوت در لغت به معنای روغن زده شده است.

و سویق‏ مَزْیُوتٌ بالزیت: ملتوت‏. [۵]
قال الأَصمعی: … و سَوِیقٌ‏ حافٌ‏: یابِسٌ غیر ملتوت‏، و قیل: هو ما لم یُلَتَّ بسمْن و لا زیت‏.[۶]
و قال اللَّیْثُ: سَویقٌ‏ حَافٌ‏: أی‏ غیرُ مَلْتُوتٍ‏، وَ قَال أَعْرَابِی: أَتَوْنا بعَصِیدهٍ قد حُفَّتْ‏، فکأَنَّهَا عَقِبٌ فیها شُقُوقٌ، وَ قیل: هو ما لم یُلَتَّ بسَمْن و لا زَیْتٍ‏.[۷]
بنابراین سویق ملتوت سویقی است که با روغن زیتون یا روغن زرد گاوی آغشته شود. قرائن نشان می دهد، رایج ترین روش مصرف سویق باید همین روش باشد. در واقع سویق ملتوت همان حلوایی است که امروزه در اکثر شهرهای کشورمان استفاده می شود. البته از مهمترین ارکان حلوا، شکری است که به آن اضافه می شود و اسم حلوا نیز به خاطر شیرینی شکر است و حتماً از دیگر ارکان آن، روغن است. از طرفی آنچه باعث می شود سویق، راحت و بدون جویدن از حلق پایین برود، همین روغنی است که به آن اضافه می شود. این حالت از سویق با تعریف سویق مطابقت بیشتری دارد. بنابراین در حالت عادی، یعنی حالتی که قرار نیست با سویق اصلاح مزاج صورت گیرد باید به این روش مصرف شود.

 

۴- شسته:

خواص این سویق در محل خود بیان شده است. آنچه مانده روش شست و شوی سویق است. در منابع طبی اهل بیت علیهم السلام تا کنون هیچ روشی برای شستشوی سویق یافت نشده است. اکثر منابع طب سنتی به این علت که تفت دادن را مقدم بر آسیاب کرده اند، زمان شستن آن را پس از تفت می دانند. روش های شست و شو نیز در این کتب متفاوت است. در اکثر آنها دستور آمده حبوبات پس از تفت دادن یک مرتبه در آب جوش ریخته و پس از سرد شدن یک مرتبه هم با آب سرد شسته شود.[۹]
ثابت شد که سویق دو رکن دارد. طبخ و آسیاب؛ پس اگر یکی از ارکان نباشد، هنوز سویق تشکیل نشده است. همچنین فضیلت تفت دادن بعد از آسیاب با قرائن موجود مشخص شد. نتیجه این که سویق شسته باید از شستن سویق حاصل شود، نه از حبوبات تفت داده شده. قرائن موجود در روایات هم بر همین روش اشاره دارند.
وَ قَلَّبْتَهُ مِنْ إِنَائِهِ إِلَى إِنَاءٍ[۸] این مفهوم، یعنی خوب هم زدن مشخص می کند که مخلوط کردن آب با آرد مشقت دارد و باید خوب به هم زده شود. این که چگونه به این روش سویق را می شسته اند واضح نیست. بهتر است هر حجم از سویق با سه تا پنج برابر آب، خوب مخلوط شود و در پارچه ای تمیز ریخته و پس از فشار، آب آن تخلیه شود. خروج آب در دفعات اول به سختی انجام می گیرد ولی به تدریج با کاهش نشاسته در دفعات بعدی خروج آب راحت تر می شود. باید دقت داشت پس از مرحلۀ هفتم با فشار زیاد آب باقیمانده به طور کامل خارج گردد و سویق شسته شده در معرض هوا سریع خشک شود تا کپک نزند. مخصوصاً سویق جو که ساعتی پس از مرطوب شدن فاسد می شود.

 

۵- مرطوب:

این سویق برای رفع عطش همراه با شکر استفاده می شود که توضیحات آن در جای خود ذکر شده است.

 

۶- همراه با شکر:

در مقاله ای جداگانه با عنوان مقاله مصرف سویق و شکر به طور مفصل در مورد مصرف سویق با شکر بحث شده است. خلاصه این که دسته ای از روایات گویای این مطلب هستند که سویق و شکر در همه ی احوال قابل استفاده بوده و در تمام شرایط مناسب است. مقصود این است که مانند سویق خشک که برای اصلاح مزاج مصرف می شود لازم نیست بدن در شرایط خاصی باشد تا از این سویق استفاده شود بلکه بی هیچ قید و شرطی سویق با شکر قابل استفاده است.

…«اسْقِیهِ السَّوِیقَ‏ وَ السُّکَّرَ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ»[۱۰]
… به او سویق و شکر بخوران چراکه گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند.
بررسی دستۀ دیگری از روایات نشان می دهد سویق با شکر باعث خنک شدن بدن می شود. در واقع از این ترکیب موقعی می توان استفاده کرد که حالت عطش یا گرمازدگی بر انسان غلبه کن:.

عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ‏ کُنْتُ فِی مَجْلِسِ الرِّضَا ع فَعَطِشْتُ عَطَشاً شَدِیداً وَ تَهَیَّبْتُهُ أَنْ أَسْتَسْقِیَ فِی مَجْلِسِهِ فَدَعَا بِمَاءٍ فَشَرِبَ مِنْهُ جُرْعَهً ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا هَاشِمٍ اشْرَبْ فَإِنَّهُ بَارِدٌ طَیِّبٌ فَشَرِبْتُ. ثُمَّ عَطِشْتُ عَطَشَهً أُخْرَى فَنَظَرَ إِلَى الْخَادِمِ وَ قَالَ شَرْبَهً مِنْ مَاءٍ وَ سَوِیقٍ‏ وَ سُکَّرٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ بُلَّ السَّوِیقَ‏ وَ انْثُرْ عَلَیْهِ السُّکَّرَ بَعْدَ بَلِّهِ. وَ قَالَ اشْرَبْ یَا أَبَا هَاشِمٍ فَإِنَّهُ یَقْطَعُ الْعَطَش‏[۱۱]
ابو هاشم جعفری نقل کرده است: در جلسه ای که امام رضا ع ترتیب داده بود حضور داشتم. به شدت تشنه شدم و حضرت را به خوف انداختم که در مجلست به بیماری استسقا دچار می شوم. حضرت دستور داد آب آوردند. حضرت جرعه ای از آن میل کرد و سپس فرمود: ای اباهاشم، بنوش که سرد و گوارا است. پس نوشیدم. دوباره شدیدا تشنه شدم. پس حضرت رو به خادمش کرد و فرمود: به مقدار یک وعده از آب و سویق و شکر بیاورید، و اضافه کرد: سویق را مرطوب کن و پس از آن که مرطوب کردی، شکر بر آن بپاش، و فرمود: بنوش اباهاشم؛ چراکه عطش را قطع می کند.
نکتۀ مهم آن که این نوع عطش، عطشی غیر معمول است؛ چراکه امام بار اول برای اباهاشم درخواست آب خنک می کنند. به دیگر سخن طبیعت بدن انسان به گونه ای است که وقتی تشنه می شود باید برای برطرف شدن آن، آب میل کند. مصرف سویق به این صورت هنگامی است که تشنگی با نوشیدن آب برطرف نمی شود.
از ترکیب سویق و شکر به عنوان یکی از مهمترین توشه ها در مسافرت مخصوصاً مسافرت به مناطق گرم استفاده می شود. امام سجاد (ع) در مسافرت از مدینه به مکه در مراسم حج یا عمره از بهترین توشه ها که یکی از آن ها سویق شیرین است بهره می برده اند.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا سَافَرَ إِلَى مَکَّهَ لِلْحَجِّ وَ الْعُمْرَهِ تَزَوَّدَ مِنْ أَطْیَبِ الزَّادِ مِنَ اللَّوْزِ وَ السُّکَّرِ وَ السَّوِیقِ‏ الْمُحَمَّضِ وَ الْمُحَلَّى‏ قَالَ وَ حَدَّثَنِی بِهِ یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏.[۱۲]
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: امام سجاد (ع) هرگاه برای حج یا عمره به مکه مسافرت می کردند از بهترین توشه ها برمی گزیدند. از بادام و شکر و سویق ترش و شیرین. راوی ادامه داد: این را یعقوب بن یزید از محمدبن سنان و محمدبن ابی عمیر از عبدالله بی سنان از امام صادق ع برایم روایت کردند.

مجموع این روایات نشان می دهد سویق و شکر از بهترین توشه ها در سفر مخصوصاً مناطق گرم است.
در مقابل این روایات، دو روایت در رابطه با سویق و شکر وارد شده است که در برخورد ابتدایی از آن ها نهی مصرف سویق و شکر برداشت می شود ولی در مقاله مصرف سویق و شکر به طور مفصل مورد بررسی قرار گرفته و بطلان آن اثبات شده است. در مجموع برداشت می شود که سویق با شکر غذایی مناسب و مقوی است.
از طرفی باید این واقعیت را پذیرفت که روش خوردن سویق موضوعیت ندارد، مگر آنجا که روشی خاص باعث اثری خاص شود؛ مثل سویق خشک که باعث اصلاح مزاج می شود. در چندین موضع بیان شد که این عدم موضوعیت، ذاتی و تکوینی انسان است. روایاتی که در مورد خواص رویاندن گوشت و استخوان سازی سویق وارد شده، هر یک خوردن آن را به شکلی بیان کرده اند که با دیگری متفاوت است؛ همین مطلب بیانگر موضوعیت نداشتن روش مصرف سویق است.

فَبَعثَ إِلَیْهَا: اسْقِیهِ السَّوِیقَ‏ وَ السُّکَّرَ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ.[۱۴]
امام برای او پیغام داد که به او سویق و شکر بخوران؛ چراکه گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ شَرْبَهُ السَّوِیقِ بِالزَّیْتِ تُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ تَشُدُّ الْعَظْمَ وَ تَرِقُّ الْبَشَرَهَ وَ تَزِیدُ فِی الْبَاهِ.‏[۱۵]
امام صادق (ع) می فرمایند: سویق با روغن زیتون، گوشت را می رویاند، استخوان ها را محکم می کند، پوست را شفاف می سازد و قوای جنسی را افزایش می دهد.

…فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ مِنَ السَّوِیقِ‏ اشْرَبْهُ وَ مُرْ أَهْلَکَ بِهِ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ …[۱۶]
…امام فرمود: چه چیزی تو را از خوردن سویق منع می کند؟ بخور و به خانواده ات بخوران؛ چراکه سویق، گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و …

منابع

[۱] . المخصص، ج‏۵، ص۸
[۲] . مفردات ألفاظ القرآن، ص۴۳۶
[۳] . وقعه صفین، ص۳۰۰
[۴] . مثیر الأحزان، ص ۷۱
[۵] . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۴، ص ۳۶۷
[۶] . لسان العرب، ج‏۹، ص۵۰
[۷] . تاج العروس من جواهر القاموس، ج‏۱۲، ص ۱۴۳
[۸] . المحاسن، ج‏۲، ص۴۸۸ و فی الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص۳۰۵ إِنَاءٍ بدل عن إِنَائِهِ و فی مکارم الأخلاق، ص۱۹۲ حذف ب آخَرَ فَهُوَ
[۹] . تحفه المؤمنین، ج۲، ص۴۳
[۱۰] . قرب الإسناد (ط – الحدیثه)، متن، ص۴۴
[۱۱] . الخرائج و الجرائح، ج‏۲، ص۶۶۰
[۱۲] . المحاسن، ج‏۲، ص ۳۶۰ ، من لا یحضره الفقیه، ج‏۲، ص ۲۸۱ و ذکر فی الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۸ ، ص ۲۹۷ المحمص بصاد المهمله و إِلَى الْحَجِّ بدل عن إِلَى مَکَّهَ
[۱۳] . مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب) ، ج‏۴، ص۱۳۶ و فی تفسیر نور الثقلین، ج‏۳، ص۴۴۵ ذکر الرَّجُلِ بالحاء المهمله
[۱۴] . قرب الإسناد (ط – الحدیثه)، ص۴۴
[۱۵] . المحاسن، ج‏۲ ،ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص۳۰۵ شُرْبُ بدل عن شَرْبَهُ و تکون الضمائر مذکره بتبعها
[۱۶] . طب الأئمه علیهم السلام، ص۸۸

التهاب کبد و درمان آن

در حدیثی که در مورد التهاب کبد از احوال حزقیل نبی (ع) بیان شده است ایشان به سبب ترک اولایی که انجام دادند به التهاب کبد مبتلا شد.

پس نزد خداوند خاکساری و تواضع کرد و روی خاکستر نشست و دعا کرد تا درمان شود. پس خدا به او وحی کرد که شیره انجیر را از خارج به کبد خود بمالد. پس ایشان انجام داد و درمان شد.

در این حدیث چند نکته قابل توجه وجود دارد:

اول : وقتی خداوند شخصی را مبتلا می کند در واقع خواسته او را متذکر کند که اگر رفتار نا به جایی داشته است اصلاح کند.

دوم : اظهار خشوع و استغفار و دعا که عوامل معنوی هستند، در درمان نقش مهمی دارند و حتی راه را برای بیماری های صعب العلاج و لاعلاج باز می کند.

سوم : همان گونه که درد و بیماری از جانب خدا است، درمان هم از جانب خداوند است حتی اگر به نظر ما عجیب و دور از ذهن بیاید.

تذکر : چگونگی درمان التهاب کبد با شیر انجیر به این شکل است که اگر شاخ یا برگ یا حتی دم میوه انجیر که به آن متصل است را جدا کنیم، مایع سفید رنگی خارج می شود که شبیه شیر است. اگر کسی التهابی در کبد داشته باشد و کبد بزرگ و دردناک شده باشد می توان این شیر را پایین دنده های طرف راست خود ، در محل درد بمالیم. چندین بار این را تکرار کنیم تا درمان شود.

التهاب کبد

کبد کارخانه شیمیایی بدن است و بسیاری از اعمال پیچیده شیمیایی را که برای ادامه زندگی ارزش حیاتی دارند، انجام می‌دهد. نقش کبد در حذف مواد و سموم اضافی حاصل از سوخت و ساز مواد غذایی بسیار حیاتی میباشد.
هپاتیت یعنی “التهاب کبد” که مهم‌ ترین عوامل ایجاد‌ کننده آن ویروس‌ها میباشد.
کبد بزرگترین اندام درونی بدن است و نقش مهمی در تنظیم پدیده‌های حیاتی بر عهده دارد. این عضو در قسمت بالا و راست شکم، درست زیر دنده‌ها قرار دارد. وزن آن در بالغین حدود ۵/۱ تا ۵/۲ کیلوگرم است. در قسمت فوقانی کبد عضله دیافراگم قرار دارد. خون‌رسانی به کبد بسیار زیاد است و به آن «جگر سیاه» نیز گفته می‌شود.

هپاتیت

هپاتیت یعنی “التهاب کبد” و در بین عوام مردم به یرقان و زردی مشهور میباشد. مهم ‌ترین عوامل ایجاد ‌کننده آن ویروس‌ها هستند. ویروس‌ها موجودات بسیار ریزی هستند که از شخص آلوده به فرد سالم منتقل می‌شوند و برای رشد و تکثیر خود به یک موجود زنده نیاز دارند. تاکنون شش نوع ویروس هپاتیت شناخته شده است که شایع ‌ترین آنها ویروس‌های هپاتیت (A)، (B ) و (C) هستند. عوامل دیگری مثل داروها، بیماری‌های ارثی، خود ایمنی و مصرف مشروبات الکلی نیز می‌تواند موجب بروز هپاتیت شوند.
هپاتیت از طریق مادر آلوده به نوزاد ، تماس جنسی با فرد آلوده ، تماس خون بیمار آلوده با خون فرد سالم و استفاده از وسایل غیر استریل در دندانپزشکی، سوراخ کردن غیربهداشتی گوش، خالکوبی و حجامت منتقل می شود.

نشانه‌های بیماری هپاتیت

علائم ابتلا به هپاتیت درهمه ی انواع آن مشابه است به این شکل که اول علائم عمومی مانند بی اشتهایی ,ضعف, خستگی, تهوع ,استفراغ و درد مبهم در قسمت فوقانی و راست شکم بروز می کند. گاهی در این مرحله تب هم وجود دارد. بعد از این مرحله زردی پیش رونده بروز می کند که ملتحمه (پرده داخلی چشم),مخاط ها و پوست تمام بدن زرد می شود.
تمام اشخاص آلوده شده با این ویروس علایم بیماری حاد را نشان نمی‌دهند. ۴۰ – ۳۰ درصد افراد آلوده شده علامت خاصی را نشان نمی‌دهند. معمولا علایم حدود ۶ – ۴ هفته بعد از ورود ویروس بروز می‌کند. مانند هپاتیتA افراد آلوده شده با ویروس هپاتت B حاد احساس بیماری می‌کنند و قادر به انجام کاری نیستند. کمتر از یک درصد اشخاص آلوده این بیماری را به شکل خیلی شدید و سریع نشان می‌دهند که سبب به از کار افتادن کبد و مرگ می‌شود.
اگر دستگاه ایمنی نتواند بیماری را تا ۶ ماه مراقبت کند، شخص علایم هپاتیت مزمن را نشان می‌دهد. نشانه‌های هپاتیت مزمن مشابه هپاتیت حاد باشد. معمولا در افرادی که چندین سال است مبتلا به بیماری هستند گروهی از علایم اضافی را نشان می‌دهند. این علایم شامل کهیر، جوش های پوستی ، آرتریت ، سوزش یا مورمور کردن در بازوها و پاها Polyneuropathy) )می‌باشد.

 

منبع: پایگاه جامع طب اسلامی

سویق گندم و جو

خواص سویق گندم و جو از نگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)

از تعمق و دقت در روایات مربوط به سویق مشخص می شود؛ مهمترین سویق ها از نظر خوراکی و دارویی در مرحله ی نخست مربوط به گندم و سپس مربوط به جو است. همان سویقی که در کلام حضرات معصومین علیهم السلام بدون هیچ قید و اسمی از آن یاد شده است. این مطلب در مقاله سویق مطلق به طور مفصل بحث شده است.
لازم است به نظر مرحوم شیخ کلینی (ره) اشاره ای شود. ایشان تمام خواص سویق را مربوط به گندم می دانند و روایات سویق را تحت عنوان (( باب الأسوقه و فضل سویق الحنطه ))[۱] آورده اند. این امر نشان می دهد چقدر علمای ما با کلام امام مأنوس بوده اند و چقدر قابل اطمینان هستند.

  • بهترین خوراکی در سفر

حضرات معصومین سویق را بهترین خوراکی در سفر و حضر دانسته اند.

وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع أَنَّهُ قَالَ‏: مَا أَعْظَمَ بَرَکَهَ السَّوِیقِ إِذَا شَرِبَهُ الْإِنْسَانُ عَلَى الشِّبَعِ أَمْرَأَهُ وَ هَضَمَ الطَّعَامَ وَ إِذَا شَرِبَهُ الْإِنْسَانُ عَلَى الْجُوعِ أَشْبَعَهُ وَ نِعْمَ الزَّادُ فِی السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ[۲]
امام باقر علیه السّلام فرمودند: چه با برکت است سویق چون آدمى در سیرى نوشدش گوارا است و غذایش را هضم می کند و اگر گرسنه باشد سیرش می کند و چه خوب توشه‏ای است براى سفر و حضر.

وَ عَنْهُ فِی حَدِیثٍ آخَرَ قَالَ: نِعْمَ الطَّعَامُ السَّوِیقُ[۳]
خوب غذایی است سویق.

انواع سویق از بهترین توشه های مسافرت مخصوصاً در مناطق گرم است.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا سَافَرَ إِلَى مَکَّهَ لِلْحَجِّ وَ الْعُمْرَهِ تَزَوَّدَ مِنْ أَطْیَبِ الزَّادِ مِنَ اللَّوْزِ وَ السُّکَّرِ وَ السَّوِیقِ‏ الْمُحَمَّضِ وَ الْمُحَلَّى‏ قَالَ وَ حَدَّثَنِی بِهِ یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏.[۴]
از امام صادق ع روایت شده که فرمودند: امام سجاد ع هرگاه مسافرت حج و عمره می رفتند از پاک ترین و بهترین و لذیذ ترین توشه ها (بادام، شکر، سویق شیرین و سویق ترش) بر می داشتند. این روایت از طریق دیگری نیز نقل شده است.

قید حج در این روایت مهم است و نشان می دهد گرما در استفاده از این توشه ها نقش دارد.

 

  • خاصیتی دوگانه

سویق خاصیتی دوگانه دارد. برای گرسنه غذا و برای سیر هضم کننده است.

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: نِعْمَ الْقُوتُ السَّوِیقُ إِنْ کُنْتَ جَائِعاً أَمْسَکَ وَ إِنْ کُنْتَ شَبْعَاناً [شَبْعَانَ‏] هَضَمَ طَعَامَکَ [۵]
امام رضا ع فرمودند: ازبهترین غذاها سویق است. اگر گرسنه باشی نگه می دارد تو را و اگر سیر باشی غذایت را هضم می کند.

مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع یَقُولُ‏ نِعْمَ الْقُوتُ السَّوِیقُ إِنْ کُنْتَ جَائِعاً أَمْسَکَ وَ إِنْ کُنْتَ شَبْعَانَ أَهْضَمَ طَعَامَکَ‏ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ وَ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی هَمَّامٍ عَنْ سُلَیْمَانَ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع‏ مِثْلَهُ[۶]
راوی می گوید: از امام رضا ع شنیدم که فرمود: بهترین غذاها سویق است. اگر گرسنه باشی نگهت می دارد و اگر سیر باشی غذایت را هضم می کند و این روایت به سند دیگری نیز نقل شده است.

وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع أَنَّهُ قَالَ‏: مَا أَعْظَمَ بَرَکَهَ السَّوِیقِ إِذَا شَرِبَهُ الْإِنْسَانُ عَلَى الشِّبَعِ أَمْرَأَهُ وَ هَضَمَ الطَّعَامَ وَ إِذَا شَرِبَهُ الْإِنْسَانُ عَلَى الْجُوعِ أَشْبَعَهُ وَ نِعْمَ الزَّادُ فِی السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ[۷]
امام باقر علیه السّلام فرمودند: چه با برکت است سویق چون آدمى در سیرى می نوشد گوارا است و غذایش را هضم می کند و اگر گرسنه باشد سیرش می کند و چه خوب توشه‏ای است براى سفر و حضر.

از مهمترین اثرات این خاصیت هضم و درمان مضرات کله پاچه است

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ یَهْضِمُ الرُّءُوسَ [۸]
از امام صادق ع نقل است: سویق کله پاچه را هضم می کند

عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ‏ أَکَلْنَا عِنْدَ الرِّضَا ع رُءُوساً فَدَعَا بِالسَّوِیقِ‏ فَقُلْتُ إِنِّی قَدِ امْتَلَأْتُ فَقَالَ إِنَّ قَلِیلَ السَّوِیقِ‏ یَهْضِمُ الرُّءُوسَ وَ هُوَ دَوَاؤُهُ‏ [۹]‏
علی بن سلیمان می گوید: همراه امام رضا ع کله پاچه میل کردیم. سپس حضرت سویق طلب فرمودند. به حضرت عرض کردم من پر خوری کرده و نمی توانم سویق بخورم. حضرت فرمودند: مقدار کمی سویق کله پاچه را هضم و مضرات آن را برطرف می کند.

 

  • بهترین سحری برای روزه دار

شیخ مفید رحمه الله علیه در المقنعه بر اساس دلالت روایات بهترین سحری که پیامبر از آن استفاده می فرمودند را سویق و خرما می داند
و روی‏ أن أفضله التمر و السویق‏ لموضع استعمال رسول الله ص ذلک‏ فی سحوره من بین أصناف الطعام[۱۰]‏

… وَ أَفْضَلُ السَّحُورِ السَّوِیقُ‏ وَ التَّمْرُ… [۱۱]
… بهترین سحری ها سویق و خرما است …

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَفْضَلُ سَحُورِکُمُ السَّوِیقُ وَ التَّمْرُ وَ رَوَاهُ أَبُو یُوسُفَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مِثْلَهُ‏ [۱۲]
امام صادق ع فرمودند: بهترین سحری برای شما سویق و خرما است و این روایت به طریق دیگری نیز نقل شده است.

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) أَنَّهُ قَالَ: مِنْ أَفْضَلِ سَحُورِ الصَّائِمِ السَّوِیقُ‏ بِالتَّمْرِ [۱۳]
از حضرت امیر ع نقل است که فرمودند: از بهترین سحری های روزه دار سویق همراه با خرما است.

 

  • درمان تمام دردها

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: السَّوِیقُ لِمَا شُرِبَ لَهُ‏
امام رضا ع فرمودند: سویق برای هر دردی خورده شود درمان آن است.

این یکی از خواص بسیار مهم سویق است. گذشت زمان، بشر را در مواجه ی با بسیاری از بیماری های نو ظهور متحیر کرده است. این جا است که چاره ای ندارد جز اینکه دست به دامان وحی شود و از او استمداد بطلبد و این وحی است که در تمام این بحران ها هوای انسان را داشته و دارد. این سویق است که به اتفاق برخی دیگر از نعمات خداوند توانایی دارد برای همه ی بیماری ها مفید باشد.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ یَجْرُدُ الْمِرَّهَ وَ الْبَلْغَمَ جَرْداً وَ یَدْفَعُ سَبْعِینَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ[۱۴]
سویق مره و بلغم را به طور کامل از بدن بیرون می آورد و هفتاد نوع از انواع بلا را دفع می کند

دفع هفتاد نوع بلا یعنی دفع تمام بیماری ها یا حداقل بیماری هایی که مربوط به غلبه ی این دو طبیعت هستند. این ادبیات شارع است که تعداد بیماری ها را به این شکل مطرح می کند.

 

  • ایجاد قوت در دست ها

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ مَنْ شَرِبَ السَّوِیقَ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً امْتَلَأَ کَتِفَاهُ قُوَّهً [۱۵]
امام صادق ع فرمودند: هر کس چهل روز صبح سویق بخورد دستان او پرتوان می شود

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ اسْقُوا صِبْیَانَکُمُ السَّوِیقَ فِی صِغَرِهِمْ فَإِنَّ ذَلِکَ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ قَالَ مَنْ شَرِبَ سَوِیقاً أَرْبَعِینَ صَبَاحاً امْتَلَأَتْ کَتِفَاهُ قُوَّهً [۱۶]
امام صادق ع فرمودند: به بچه های خود در کودکی سویق بخورانید چراکه گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند و فرمود: هر کس چهل صبح سویق بخورد دستانش پرتوان می شود

دو نکته در این دو روایت قابل اهمیت است. اول این که این چهل روز باید پشت سر هم باشد و دوم اینکه سویق ناشتا میل شود. هر چند این دو نکته در روایت واضح نیست ولی سیاق روایت دلالت بر آن دارد.

 

  • رشد استخوان ها و عضلات

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ اسْقُوا صِبْیَانَکُمُ السَّوِیقَ فِی صِغَرِهِمْ فَإِنَّ ذَلِکَ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ قَالَ مَنْ شَرِبَ سَوِیقاً أَرْبَعِینَ صَبَاحاً امْتَلَأَتْ کَتِفَاهُ قُوَّهً [۱۷]
امام صادق ع فرمودند: به بچه های خود در کودکی سویق بخورانید چراکه گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند و فرمود: هر کس چهل صبح سویق بخورد دستانش پرتوان می شود

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ‏ [۱۸]
امام صادق ع فرمودند: سویق، گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند

امروزه یکی از موضوعات مهم، تغذیه ی کودکان پس از گذراندن دوره ی شیر دهی محض(حدوداً پایان شش ماهگی یا به عبارت دقیق تر شروع رشد دندان ها) است. دوره ای که باید غذای مکمل در رژیم غذایی کودک وارد شود. بنابر این سویق می تواند از بهترین مکمل های غذایی کودکان باشد. همچنین تحمیل شرایطی بر بدن که باعث کاهش کلسیم بدن می شود مثل بارداری یا پوکی استخوان می تواند داروی مفیدی مثل سویق داشته باشد. لاغری ها و ضعف هایی نیز که بر اثر برخی بیماری ها بوجود می آید نقطه ی هدف خوبی برای اثر بخشی سویق است.

 

  • پیشگیری و درمان

پیشگیری و درمان کودکانی که از ضعف عضلات و استخوان ها رنج می برند و رشد کافی ندارند

بَکْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ: دَخَلَتْ غُنَیْمَهُ عَمَّتِی عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ مَعَهَا ابْنُهَا- وَ أَظُنُّ اسْمَهُ مُحَمَّداً- قَالَ: فَقَالَ لَهَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ:«مَا لِی أَرَى جِسْمَ ابْنِکَ نَحِفَ»؟ قَالَ: فَقَالَتْ: هُوَ عَلِیلٌ. قَالَ فَقَالَ لَهَا: «اسْقِیهِ السَّوِیقَ‏، فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ» [۱۹]
بکر بن محمد می گوید: عمه ی من غنیمه بر امام صادق ع وارد شد در حالیکه پسرش که گمان کنم اسم او محمد است همراهش بود. امام صادق به او فرمود: این چه صحنه ای است می بینم چرا بدن پسرت اینقدر ضعیف است؟ غنیمه پاسخ داد: او ناتوان و بیمار است. حضرت به او فرمود: به او سویق بخوران چراکه سویق گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند.

خَضِرٌ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَتَاهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا فَقَالَ لَهُ یُولَدُ لَنَا الْمَوْلُودُ فَیَکُونُ مِنْهُ الْقِلَّهُ وَ الضَّعْفُ فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ مِنَ السَّوِیقِ فَإِنَّهُ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ یُنْبِتُ اللَّحْمَ‏ [۲۰]
خضر می گوید: خدمت امام صادق ع بودم که شخصی از اصحاب وارد شد و عرض کرد: فرزندی برای من به دنیا آمده که کم وزن و ضعیف است. پس حضرت به او فرمود: چه چیزی تو را از خوردن سویق باز می دارد؟ سویق استخوان را محکم کرده و گوشت را می رویاند.

همان گونه که گفته شد، زمان مصرف مکمل برای نوزادان در ابتدای تولد نیست اما آن در حالی است که نوزاد شرایط طبیعی داشته باشد و مدتی از شیر مادر تغذیه می کند و سپس از سویق به عنوان مکمل استفاده می کند. اینجا شرایطی است که نوزاد کمبود وزن دارد. در واقع سویق در آن شرایط، غذا و در این شرایط، دارو است. البته در این زمان هم مصرف سویق با مادر است. در واقع در مدت زمان شیر دهی محض، تغذیه و دارو هر دو باید از طریق شیر مادر انجام شود. هر چند در این روایت اشاره ای به این مطلب نشده ولی روایات دیگر این موضوع را واضح تر می کنند
بُکَیْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ‏: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یُولَدُ الْوَلَدُ فَیَکُونُ فِیهِ الْبُلْهُ وَ الضَّعْفُ فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ مِنَ السَّوِیقِ‏ اشْرَبْهُ وَ مُرْ أَهْلَکَ بِهِ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ لَا یُولَدُ لَکُمْ إِلَّا الْقَوِی‏ [۲۱]
راوی می گوید: خدمت امام صادق ع بودم که شخصی عرض کرد فرزندی برای من متولد شده که بیمار و ضعیف است. امام به او فرمود: چه چیزی تو را از خوردن سویق منع می کند؟ بخور و به خانواده ات بخوران چراکه سویق گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و از شما فرزندی متولد نمی شود مگر اینکه قوی باشد.

دلالت این روایت مبنی بر پیشگیری از تولد فرزند ضعیف روشن است بنابراین به پدران و مادران توصیه می شود قبل از اقدام به بارداری مدتی سویق مصرف کنند. اما سؤال از امام در مورد فرزندی است که متولد شده و امام در پاسخ به این سؤال این دستور را فرمودند و از طرفی این دستور را به پدر و مادر دادند و نه به نوزاد. از همین جا می توان نتیجه گرفت که تأثیر سویق از طریق شیر مادر باید اعمال شود. روایتی که قبلاً بررسی شد مؤید همین مطلب است. «اسْقُوا صِبْیَانَکُمُ السَّوِیقَ…». صبیان جمع صبی و به کودک اطلاق می شود و نه نوزاد. عرب نوزاد تازه متولد شده را تا وقتی که فقط شیر می خورد «رضیع» می خواند.

مطلب دیگر اینکه برخی روایات برای این اثر بخشی سویق قید آورده اند.

عَبْدُ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ شَرْبَهُ السَّوِیقِ بِالزَّیْتِ تُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ تَشُدُّ الْعَظْمَ وَ …[۲۲]
عبد الله بن مسکان می گوید: از امام صادق ع شنیدم که فرمودند: سویق با روغن زیتون گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند

جَاءَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ السَّلَامِ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ رَجُلًا ضَرَبَ بَقَرَهً بِفَأْسٍ فَوَقَذَهَا ثُمَّ ذَبَحَهَا. فَلَمْ یُرْسِلْ إِلَیْهِ بِالْجَوَابِ، وَ دَعَا سَعِیدَهَ فَقَالَ لَهَا: «إِنْ هَذَا جَاءَنِی فَقَالَ: إِنَّکِ أَرْسَلْتِ إِلَیَّ فِی صَاحِبِ الْبَقَرَهِ الَّتِی ضَرَبَهَا بِفَأْسٍ، فَإِنْ کَانَ الدَّمُ خَرَجَ مُعْتَدِلًا فَکُلُوا وَ أَطْعِمُوا، وَ إِنْ کَانَ خَرَجَ خُرُوجاً مُتَثَاقِلًا فَلَا تَقْرَبُوهُ». قَالَ: فَأَخَذَتِ الْغُلَامَ فَأَرَادَتْ ضَرْبَهُ، فَبَعَثَ إِلَیْهَا: «اسْقِیهِ السَّوِیقَ‏ وَ السُّکَّرَ فَإِنَّهُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ» [۲۳]
محمد بن عبد السلام خدمت امام صادق ع آمد و عرض کرد: مردی گاوی را با تبر زده تا به حال مرگ درآمده و سپس او را ذبح کرده است. حضرت جواب او را ندادند و سعیده(که ظاهراً کفیل محمد بوده) را احضار و به او فرمودند: این پسر آمده و به من گفته تو او را در مورد مردی که گاوش را با تبر زده فرستاده ای. اگر خون به صورت طبیعی از گاو خارج شده از آن بخورید و به دیگران بدهید و اگر خون به سختی خارج شده به آن نزدیک نشوید. سعیده پسر بچه را (شاید به خاطر دخالت بی جا) گرفت و قصد کتک زدن او را کرد. حضرت برای او پیغام فرستاد به او سویق با شکر بنوشان چراکه گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند

البته ممکن است ظاهر این روایت بر همراهی سویق با شکر دلالت نداشته باشد چراکه ارتباط سویق با شکر با حرف واو است و نه با حروفی مثل باء ولی در ادامه و در بخش روش های مصرف سویق مشخص شده است که موضوعیت با خود سویق است و اگرچه برخی از روش های مصرف برای سویق خواصی جدید می آفرینند ولی در این خاصیت یعنی رشد استخوان و گوشت اثر ندارد.

 

  • مؤثر در شفافیت صورت

حلوا که همان سویق ملتوت (سویق روغن زده) است علاوه بر رشد عضلات و استخوان ها در شفافیت پوست تأثیر گذار است.

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ شَرْبَهُ السَّوِیقِ بِالزَّیْتِ تُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ تَشُدُّ الْعَظْمَ وَ تَرِقُّ الْبَشَرَهَ وَ …[۲۴]
امام صادق ع می فرمایند: سویق با روغن زیتون گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند و پوست را شفاف می سازد و …

 

  • افزایش قوه باه

این تأثیر مطلق است و مرد و زن را شامل می شود.

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ شَرْبَهُ السَّوِیقِ بِالزَّیْتِ تُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ تَشُدُّ الْعَظْمَ وَ تَرِقُّ الْبَشَرَهَ وَ تَزِیدُ فِی الْبَاهِ‏[۲۵]
امام صادق ع می فرمایند: سویق با روغن زیتون گوشت را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند و پوست را شفاف می سازد و قوای جنسی را افزایش می دهد

 

  • درمان تب

از مهمترین خواص درمانی سویق، تأثیر آن در درمان تب و جبران خسارات حاصل از آن است چراکه تب خون بدن را می مکد و باعث ضعف فراوان می شود به همین علت به تب ام ملدم گفته می شود.

عَنْ أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ امْلَئُوا جَوْفَ الْمَحْمُومِ مِنَ السَّوِیقِ یُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ یُسْقَى‏ عَنْهُ قَالَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ یُحَوَّلُ مِنْ إِنَاءٍ إِلَى إِنَاءٍ[۲۶]
امام صادق ع فرموده اند: شکم تب دار را از سویق پر کنید. سویقی که ابتدا سه مرتبه شسته شده و سپس مصرف شود. در حدیثی دیگر امام در ادامه فرمود: از ظرفی به ظرف دیگر ریخته شود.

وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: السَّوِیقُ‏ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ قَالَ الْمَحْمُومُ یُغْسَلُ لَهُ السَّوِیقُ‏ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ یُعْطَاهُ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ …[۲۷]
از امام صادق ع که فرمودند: سویق گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و فرمودند: برای تب دار سه مرتبه سویق شسته شود و به او داده شود چراکه تب را می برد و …

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ‏ الْمَاضِی ع‏ السَّوِیقُ إِذَا غَسَلْتَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قَلَّبْتَهُ مِنْ إِنَائِهِ إِلَى إِنَاءٍ آخَرَ فَهُوَ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ …[۲۸]
امام رضا ع فومودند: زمانی که سویق را هفت مرتبه بشویی و از ظرفی به ظرفی دیگر بریزی تب را می برد و …

عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (عَلَیْهِمَا السَّلَامُ) أَنَّهُ قَالَ: بُلُّوا جَوْفَ الْمَحْمُومِ بِالسَّوِیقِ‏ وَ الْعَسَلِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، وَ یُحَوَّلُ مِنْ إِنَاءٍ إِلَى إِنَاءٍ وَ یُسْقَى الْمَحْمُومُ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى الْحَارَّهِ، وَ إِنَّمَا عُمِلَ بِالْوَحْیِ. [۲۹]
امام سجاد ع فرمودند: شکم تبدار را با سویق و عسل سه بار پر کنید و از این ظرف به آن ظرف بریزید و به کسى که تب دارد بخورانید، که تب داغ را مى‏برد و به وحى عمل شده است.

باید توجه داشت در تمام روایات، شسته شدن سویق شرط شده است به جز آخرین روایت که به احتمال زیاد در کلمه ی عسل تصحیف رخ داده است و اگر این را بپذیریم تمام روایات در شسته شدن سویق یک دست می شوند. این با ادامه ی روایت که دستور می دهد خوب آن را هم بزنید سازگارتر است چراکه بیان روایات برای هم زدن موادی مانند عسل از ریشه ی عجن است و برای اختلاط با آب، ظرف به ظرف کردن.
همچنین تعداد دفعات شستشو در این روایات باهم متفاوت است. اگر سویق هفت مرتبه شسته شود قطعاً سه مرتبه شسته شده است ولی مهم این است که اگر قرار باشد هفت مرتبه شسته شود چرا روایات به سه مرتبه شستن تأکید کرده اند؟
از آنچه از کتب شروح مختلف برداشت شد به نظر می رسد این مسئله برای علما اهمیت نداشته و فقط شسته شدن موضوعیت دارد چراکه هیچ یک از علما متعرض این مطلب نشده اند. در واقع می توان گفت شستشو حداقل سه مرتبه و حداکثر هفت مرتبه باشد. اگر مقصود از شستشو خارج کردن نشاسته و باقی گذاردن سبوس باشد سه مرتبه کم است و این اتفاق در مراتب هفتم و نزدیک به آن می افتد ولی اگر هدف تمیز کردن سویق از آلودگی های مخلوط با آن باشد سه مرتبه کافی است. مرحوم علامه مجلسی ره ذیل روایات این باب می فرماید برگرداندن سویق با آب از یک ظرف به ظرف دیگر قبل یا بعد از آسیاب باعث صاف شدن سویق از آنچه با آن مخلوط شده می شود چراکه با این برگرداندن تفاله ی سویق در ته ظرف می ماند.[۳۰] مشخص است مقصود از دُردی تفاله ای است که از خارج وارد شده چراکه ایشان مقصود از شستن را تصفیه از آنچه با سویق مخلوط شده می دانند. اشکال اینجا است که اگر مقصود پاک کردن سویق از این ها است چرا فقط برای این روایات یعنی روایات تب این موضوع بیان شده. اگر قرار باشد آنچه با سویق مخلوط است از آن جدا شود باید این اتفاق برای همه ی سویق ها بیفتد. مطالب مفصل در فصل روش شستشوی سویق خواهد آمد.

 

  • درمان بیماری پیسی

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ الْجَافُّ یَذْهَبُ بِالْبَیَاضِ‏[۳۱]
امام صادق ع فرمودند: سویق خشک پیسی را از بین می برد

عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ: السَّوِیقُ‏ وَ مَرَقُ لَحْمِ الْبَقَرِ یَذْهَبَانِ بِالْوَضَحِ.[۳۲]
امام کاظم ع فرمودند: سویق و آب گوشت گاو پیسی را از بین می برد

البته بیاض در روایات هم شامل بیاض العین و هم شامل پیسی می شود ولی با توجه به مجموع روایات در این رابطه اختصاص بیاض در این دو روایت به پیسی شایسته است. نظر مرحوم علامه ی مجلسی رحمه الله علیه نیز همین است.[۳۳]

 

  • قوت در پاها

سویق شسته قوت را در پاها نازل می کند

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ‏ الْمَاضِی ع‏ السَّوِیقُ إِذَا غَسَلْتَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قَلَّبْتَهُ مِنْ إِنَائِهِ إِلَى إِنَاءٍ آخَرَ فَهُوَ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ یُنْزِلُ الْقُوَّهَ فِی السَّاقَیْنِ وَ الْقَدَمَیْنِ[۳۴]‏
امام رضا ع فرمودند: زمانی که سویق را هفت مرتبه بشویی و از ظرفی به ظرفی دیگر بریزی تب را می برد و قوت را در ساق های پا و قدم ها نازل می کند

وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: السَّوِیقُ‏ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ … إلی أنه قال… وَ یُقَوِّی السَّاقَیْنِ.[۳۵]
از امام صادق ع که فرمودند: سویق گوشت را می رویاند و … تا اینکه فرمود … و ساق پا را قوی می کند

وَ قَالَ ع‏ مَنْ شَرِبَ السَّوِیقَ أَرْبَعِینَ یَوْماً امْتَلَأَتْ کَعْبُهُ قُوَّهً[۳۶]
امام صادق ع فرمودند: کسی که چهل روز سویق بخورد پای او از قوت پر می شود

کعب استخوان روی پا است که در این روایت می تواند کنایه از قدم باشد. روایات گذشته نیز بیان نزول قوت در قدم و ساق هستند.

 

  • اصلاح طبایع

با توجه به اینکه اصلاح طبایع ریشه ی درمان تمام بیماری ها است و سویق یکی از کاربردی ترین اصلاح کننده های طبایع به شمار می آید می تواند زمینه ی درمان و شفای تمام بیماری ها را فراهم کند

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السَّوِیقُ یَجْرُدُ الْمِرَّهَ وَ الْبَلْغَمَ جَرْداً وَ یَدْفَعُ سَبْعِینَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ[۳۷]
امام صادق ع فرمودند: سویق مره و بلغم را به طور کامل از بدن خارج میکند و هفتاد نوع از انواع بلا را دفع می کند.

دقیقاً همین خاصیت دفع مره و بلغم است که باعث دفع هفتاد نوع بلا می شود و دفع هفتاد نوع بلا یعنی دفع تمام بیماری ها. البته دفع، هم در معنای پیشگیری و هم در معنای درمان کاربرد دارد ولی استعمال آن در معنای پیشگیری قوی تر است. در واقع چون غلبه ی طبایع زمینه ساز بیماری ها است سویق با دفع این غلبه از ایجاد زمینه های ابتلا به بیماری و نهایتاً از بروز بیماری ها جلوگیری می کند

وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: السَّوِیقُ‏ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ یَشُدُّ الْعَظْمَ وَ قَالَ الْمَحْمُومُ یُغْسَلُ لَهُ السَّوِیقُ‏ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ یُعْطَاهُ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ یُنَشِّفُ الْمِرَارَ وَ الْبَلْغَمَ وَ یُقَوِّی السَّاقَیْنِ.[۳۸]
از امام صادق ع که فرمودند: سویق گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و فرمودند: برای تب دار سه مرتبه سویق را بشوئید و به او بدهید چراکه تب را می برد و مِرَّتَین و بلغم را به خود می کشد و ساق پا را قوی می کند

البته استفاده از سویق برای اصلاح طبایع باید خشک و ناشتا باشد

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ثَلَاثُ رَاحَاتِ سَوِیقٍ جَافٍّ عَلَى الرِّیقِ یُنَشِّفُ الْمِرَّهَ وَ الْبَلْغَمَ حَتَّى یُقَالَ لَا یَکَادُ یَدَعُ شَیْئاً[۳۹]
امام صادق (ع) فرمودند: سه کف سویق خشک ناشتا مره و بلغم را می مکد تا این که فرمود: می مکد تا چیزی از آن باقی نماند

أَبو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَالَ‏: إِنَّ السَّوِیقَ الْجَافَّ إِذَا أُخِذَ عَلَى الرِّیقِ أَطْفَأَ الْحَرَارَهَ وَ سَکَّنَ الْمِرَّهَ وَ إِذَا لُتَّ ثُمَّ شُرِبَ لَمْ یَفْعَلْ ذَلِکَ‏[۴۰]
امام صادق (ع) فرمودند: هنگامی که سویق، خشک و ناشتا خورده شود حرارت را خاموش و مِرِّه را ساکن می کند و زمانیکه مرطوب یا روغن زده شود این خاصیت را ندارد

رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ مَرْوَ قَالَ: بَعَثَ إِلَیْنَا الرِّضَا ع وَ هُوَ عِنْدَنَا یَطْلُبُ السَّوِیقَ فَبَعَثْنَا إِلَیْهِ بِسَوِیقٍ مَلْتُوتٍ‏ فَرَدَّهُ وَ بَعَثَ إِلَیَّ أَنَّ السَّوِیقَ إِذَا شُرِبَ عَلَى الرِّیقِ وَ هُوَ جَافٌّ أَطْفَأَ الْحَرَارَهَ وَ سَکَّنَ الْمِرَّهَ وَ إِذَا لُتَّ لَمْ یَفْعَلْ ذَلِکَ‏ [۴۱]
شخصی از اهل مرو نقل می کند: امام رضا ع نزد ما بود و از ما درخواست سویق کرد. برای او سویق روغن زده بردیم. آن را پس فرستاد و پیغام داد: سویق، اگر ناشتا و خشک خورده شود حرارت را خاموش و مِرِّه را سرکوب می کند و اگر روغن زده شود این خاصیت را ندارد

مرحوم کلینی رحمه الله علیه این روایت را ذیل موضوع سویق عدس نقل می کند چرا که خواص ذکر شده در این روایت شباهت بسیار به خواص سویق عدس دارد

مرحوم علامه مجلسی رحمه الله علیه سویق ملتوت را آنجایی که بیان نشده با چه ماده ای آغشته شده است را اختلاط سویق با روغن زرد گاوی یا روغن زیتون و مثل اینها توصیف می کند[۴۲]
نکته ی قابل توجه این که؛ حرارت در بدن یا به علت غلبۀ طبیعت دم است و یا غلبۀ صفرا. هر کدام از این ها می توانند غلبه ی مقطعی یا طولانی مدت داشته باشند که شرح و ادلۀ آن در جای خود آمده است. آنچه از حرارت در این روایات برداشت می شود غلبه ی مقطعی است چراکه اولاً دستور به تسکین آمده است و دوم اینکه در این دو روایت حرف إذا دلالت بر همزمانی عامل و معمول دارد. از طرفی از بررسی مجموع رویات در این باب مشخص می شود که شسته بودن سویق در این خاصیت موضوعیت ندارد و فقط مخصوص به تب است.

 

  • درمان گرمازدگی شدید

سویق می تواند درمان بیماری های سختی باشد که در اثر مسافرت از مناطق سرد به مناطق گرم و مصرف خوراک این مناطق بوجود می آید. سویق از غذاهایی است که درون بیمار را خنک می کند

کَانَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ یَخْتَلِفُ إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، وَ کَانَ مَرْکَزُهُ بِالْمَدِینَهِ یَخْتَلِفُ إِلَى مَجْلِسِ أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یَقُولُ لَهُ: یَا مُحَمَّدُ، أَ لَا تَرَى أَنِّی إِنَّمَا أَغْشِی مَجْلِسَکَ حَیَاءً مِنِّی لَکَ، وَ لَا أَقُولُ إِنَّ فِی الْأَرْضِ أَحَداً أَبْغَضَ إِلَیَّ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ، وَ أَعْلَمُ أَنَّ طَاعَهَ اللَّهِ وَ طَاعَهَ رَسُولِهِ وَ طَاعَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی بُغْضِکُمْ، وَ لَکِنْ أَرَاکَ رَجُلًا فَصِیحاً، لَکَ أَدَبٌ وَ حُسْنُ لَفْظٍ، وَ إِنَّمَا الِاخْتِلَافُ إِلَیْکَ لِحُسْنِ أَدَبِکَ، وَ کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یَقُولُ لَهُ خَیْراً، وَ یَقُولُ: لَنْ تَخْفَى عَلَى اللَّهِ خَافِیَهٌ. فَلَمْ یَلْبَثِ الشَّامِیُّ إِلَّا قَلِیلًا حَتَّى مَرِضَ وَ اشْتَدَّ وَجَعُهُ، فَلَمَّا ثَقُلَ دَعَا وَلِیَّهُ، وَ قَالَ لَهُ: إِذَا أَنْتَ مَدَدْتَ عَلَیَّ الثَّوْبَ فِی النَّعْشِ، فَأْتِ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ وَ أَعْلِمْهُ أَنِّی أَنَا الَّذِی أَمَرْتُکَ بِذَلِکَ. قَالَ: فَلَمَّا أَنْ کَانَ فِی نِصْفِ اللَّیْلِ ظَنُّوا أَنَّهُ قَدْ بَرَدَ وَ سَجَّوْهُ، فَلَمَّا أَنْ أَصْبَحَ النَّاسُ‏ خَرَجَ وَلِیُّهُ إِلَى الْمَسْجِدِ، فَلَمَّا أَنْ صَلَّى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) وَ تَوَرَّکَ- وَ کَانَ إِذَا صَلَّى عَقَّبَ فِی مَجْلِسِهِ- قَالَ لَهُ: یَا أَبَا جَعْفَرٍ، إِنَّ فُلَاناً الشَّامِیَّ قَدْ هَلَکَ، وَ هُوَ یَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَیْهِ. فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ: کَلَّا، إِنَّ بِلَادَ الشَّامِ بِلَادُ صِرٍّ وَ بِلَادَ الْحِجَازِ بِلَادُ حَرٍّ وَ لَحْمُهَا شَدِیدٌ، فَانْطَلِقْ فَلَا تَعْجَلَنَّ عَلَى صَاحِبِکَ حَتَّى آتِیَکُمْ، ثُمَّ قَامَ مِنْ مَجْلِسِهِ، فَأَخَذَ وَضُوءاً، ثُمَّ عَادَ فَصَلَّى رَکْعَتَیْنِ، ثُمَّ مَدَّ یَدَهُ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ خَرَّ سَاجِداً حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ. ثُمَّ نَهَضَ فَانْتَهَى إِلَى مَنْزِلِ الشَّامِیِّ، فَدَخَلَ عَلَیْهِ، فَدَعَاهُ فَأَجَابَهُ، ثُمَّ أَجْلَسَهُ فَسَنَّدَهُ، وَ دَعَا لَهُ بِسَوِیقٍ‏ فَسَقَاهُ، فَقَالَ لِأَهْلِهِ: امْلَئُوا جَوْفَهُ، وَ بَرِّدُوا صَدْرَهُ بِالطَّعَامِ الْبَارِدِ، ثُمَّ انْصَرَفَ، فَلَمْ یَلْبَثْ إِلَّا قَلِیلًا حَتَّى عُوفِیَ الشَّامِیُّ، فَأَتَى أَبَا جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)… فَصَارَ بَعْدَ ذَلِکَ مِنْ أَصْحَابِ أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ).
مردى شامى که ساکن مدینه شده بود گاهگاه خدمت حضرت باقر(ع) می رسید و به حضرت عرض می کرد: ای محمد آیا نمی بینی من در جلسه ی شما به خاطر حیایی که از شما دارم بی احترامی نمی کنم و نمی گویم در زمین کسی مثل اهل بیت مورد غضب من نیست و می دانم که طاعت خدا و رسول و امیر المؤمنین در بغض شما است ولی من شما را مردی دانشمند می دانم شما ادیب و خوش سخن هستید و رفت و آمد من با شما به خاطر زیبایی کلام شما است و امام ع همیشه با او به خوبی سخن می گفت ومی فرمود هیچ چیز از خدا مخفی نمی ماند. چیزی نگذشت که مرد شامی بیمار و دردهایش زیاد شد. وقتی کار را بر خود سخت دید وکیلش را احضار کرد و به او گفت زمانی که مرا کفن کردی محمد بن علی ع را از آنچه به تو دستور دادم(خواندن نماز) آگاه کن. غلام گفت: وقتی نیمه شب شد گمان بردم بدن او سرد شده و او را به قبله چرخاندند. وقتی مردم آمدند وکیلش به مسجد آمد پس از اینکه نماز حضرت امام باقر ع تمام شد خدمت آن جناب رسید عرض کرد فلان مرد شامى خودش از شما تقاضا کرده که بر پیکرش نماز بخوانید. حضرت فرمودند او نمرده. سرزمین شام سرد است ولى حجاز گرمسیر و شدت گرما در این ناحیه زیاد و گوشت این منطقه سنگین است. شما برو ولی کاری انجام ندهید تا بیایم. سپس حضرت برخاست و تجدید وضو کرد و برگشت و دو رکعت نماز خواند سپس دستش را روی صورتش کشید و تا طلوع آفتاب به سجده رفت سپس برخاست و به منزل شامی رفت، کنار وی حاضر شد و او را صدا زد و او پاسخ داد. سپس او را نشاند و تکیه اش داد و برای او طلب سویق کرد و به او خوراند. سپس به خانواده اش سفارش کرد شکم او را از سویق پر کنند و سینه اش را با غذای سرد، خنک نگه دارند. سپس برگشت و هنوز از رسیدنش چیزی نگذشته بود که مرد شامی عافیت یافت. پس نزد حضرت آمد و … بعد از آن از اصحاب حضرت شد.[۴۳]

اضافه بر موارد ذکر شده سویق درمان برسام است که این خاصیت فقط مربوط به سویق جو است.

سَیْفً التَّمَّار قَالَ: مَرِضَ بَعْضُ رُفَقَائِنَا بِمَکَّهَ وَ بُرْسِمَ‏ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَعْلَمْتُهُ فَقَالَ لِی اسْقِهِ سَوِیقَ الشَّعِیرِ فَإِنَّهُ یُعَافَى إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ هُوَ غِذَاءٌ فِی جَوْفِ الْمَرِیضِ قَالَ فَمَا سَقَیْنَاهُ السَّوِیقَ إِلَّا یَوْمَیْنِ أَوْ قَالَ مَرَّتَیْنِ حَتَّى عُوفِیَ صَاحِبُنَا.[۴۴]
سیف تمار می گوید: از دوستان ما در مکه بیمار شد و به برسام مبتلا شد. من خدمت امام صادق ع رسیده و ایشان را خبردار کردم. حضرت به من فرمودند: به او سویق جو بخوران که انشاء الله بهبود میابد و آن غذایی است در شکم مریض. راوی می گوید: او را یک یا دو مرتبه بیشتر سویق نخوراندیم که بیماری او برطرف شد.

مرحوم علامه مجلسی ره علت این درمان را سردی بسیار زیاد جو می دانند .[۴۵] گذشت که بیرون کردن حرارت از بدن با سرد کردن بدن تفاوت دارد. اگر قرار باشد غذا یا دارویی سرد باشد باید برای سرد بودنش دلیل داشته باشیم. ما برای ادعای سرد بودن ماست دلیل داریم. اولاً دلیل نقلی چراکه حضرت سفارش کرده اند ماست را با مصلح آن مصرف کنید

أَبو الْحَسَنِ ع قَالَ: مَنْ أَرَادَ أَکْلَ الْمَاسْتِ‏ وَ لَا یَضُرُّهُ فَلْیَصُبَّ عَلَیْهِ الْهَاضُومَ قُلْتُ لَهُ وَ مَا الْهَاضُومُ قَالَ النَّانْخَواهُ.[۴۶]
امام کاضم ع فرمودند: هرکس خواست ماست بخورد و از آسیب آن در امان بماند زنیان روی آن بپاشد

و همچنین تأثیر این سردی در بدن مشخص است یعنی کسی که در بدنش حرارت ندارد و ماست بدون مصلح می خورد نشانه های سردی را در خود می یابد. در رابطه با جو نتنها هیچ دلیل نقلی بر این سردی این هم به این شدت نداریم بلکه از جو به عنوان یکی از بهترین غذاها یاد شده است.

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: فَضْلُ خُبْزِ الشَّعِیرِ عَلَى الْبُرِّ کَفَضْلِنَا عَلَى النَّاسِ وَ مَا مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا وَ قَدْ دَعَا لِأَکْلِ الشَّعِیرِ وَ بَارَکَ عَلَیْهِ وَ مَا دَخَلَ جَوْفاً إِلَّا وَ أَخْرَجَ کُلَّ دَاءٍ فِیهِ وَ هُوَ قُوتُ الْأَنْبِیَاءِ وَ طَعَامُ الْأَبْرَارِ أَبَى اللَّهُ تَعَالَى أَنْ یَجْعَلَ قُوتَ أَنْبِیَائِهِ إِلَّا شَعِیراً.[۴۷]
امام رضا ع فرمودند: فضیلت نان جو بر گندم مانند فضیلت ما بر مردم است و هیچ پیامبری نبوده مگر این که بر خوردن جو دعوت کرده و آن را مبارک دانسته است و در شکم کسی وارد نمی شود مگر این که همه ی دردهای آن را خارج کند و آن خوراک انبیا و غذای نیکان بوده است و خداوند ابا دارد غذای انبیا را جز جو قرار دهد

الصَّادِقُ ع قَالَ: لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِی شَیْ‏ءٍ شِفَاءً أَکْثَرَ مِنَ الشَّعِیرِ مَا جَعَلَهُ غِذَاءَ الْأَنْبِیَاءِ ع[۴۸].
امام صادق ع فرمودند: اگر خدا می دانست در چیزی بیشتر از جو شفا است آن را غذای انبیا قرار نمی داد

مگر می شود غذایی تا این حد سرد باشد و شفای همه ی درد ها باشد؟ اضافه بر این که این نعمت قوت غالب پیامبران است آن هم در حد بسیار اندک و اگر قرار باشد تا این حد سرد باشد حتماً محتاج مصلح است. چگونه سویق می تواند سرد باشد و بهترین سحری برای روزه دار باشد. آن سردی که در بدن ایجاد می شود نتیجه ی خارج شدن گرمای اضافه ای است که به علت غلبه ی طبیعت پدید آمده است. در واقع سویق با ازبین بردن غلبه ی طبایع و هدایت بدن به سمت تعادل، باعث شفا می شود و نه با ایجاد سردی. در روایت مرد شامی نیز حضرت سردی را به سویق نسبت ندادند «امْلَئُوا جَوْفَهُ، وَ بَرِّدُوا صَدْرَهُ بِالطَّعَامِ الْبَارِدِ. شکمش را از سویق پر کنید و سینه اش را با غذاهای سرد خنک کنید» بلکه آن را به غذاهای دیگری نسبت دادند که باعث سردی التهاب و گرگرفتگی قفسه ی سینه می شود. البته این ادعا منکر آن نیست که باید گرمی را با سردی و سردی را با گرمی درمان کرد بلکه بیانگر آن است که برخی از غذا و داروها ذوخاصیتین هستند و از این خاصیتشان برای رفع بیماری استفاده می شود.
نکته ی مهمی که علامه در شرح این حدیث مخصوصاً در رابطه با «وَ هُوَ غِذَاءٌ فِی جَوْفِ الْمَرِیضِ» اشاره فرموده اند این است که هم اطبا و هم شارع درمان با غذا را بر دارو مقدم کرده اند. همچنین بعد از استفاده از سویق به عنوان دارو احتیاجی به غذا نیست چراکه بیمار اشتهای کمتری نسبت به انسان سالم دارد و سویقی که به عنوان دارو استفاده کرده خاصیت غذایی داشته و برای او کافی است. همچنین قولی را آورده اند که مراد از این عبارت را ساختن خون می داند. [۴۹]
علاوه بر خواص متعددی که برای سویق گندم و جو مطرح شد باید گفت: سویق می تواند اثرات مطلوب دیگری نیز داشته باشد که در روایات به آن ها اشاره نشده است زیرا مردم از این نعمت به عنوان غذای متداول استفاده می کرده اند و ناخود آگاه بسیاری از بیماری ها برای آن ها پیشگیری یا درمان می شده است.

منابع

[۱] . الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۶ ص۳۰۵
[۲] . طب الأئمه علیهم السلام ص۶۷
[۳] . وسائل الشیعه ج‏۲۵ ص ۱۷
[۴] . المحاسن ج‏۲ ص ۳۶۰ / من لا یحضره الفقیه ج‏۲ ص ۲۸۱ / و ذکر فی الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۸ ص ۲۹۷ المحمص بصاد المهمله و إِلَى الْحَجِّ بدل عن إِلَى مَکَّهَ
[۵] . الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ / المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸
[۶] . ‏ المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸
[۷] . طب الأئمه علیهم السلام ص۶۷
[۸] . الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵
[۹] . مکارم الأخلاق ص ۱۶۳
[۱۰] . المقنعه ص۳۱۶
[۱۱] . الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام ص ۲۰۶
[۱۲] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ج‏۴ ص ۱۹۷ / وسائل الشیعه ج۱۰ ص ۱۴۶/ مکارم الأخلاق ص۱۹۲
[۱۳] . الأمالی (للطوسی) ص ۳۶۶ / مکارم الأخلاق ص۱۹۲
[۱۴] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص ۳۰۵ أضاف مِنَ الْمَعِدَهِ بعد البلغم
[۱۵] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸
[۱۶] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ ذکر امْتَلَأَ عوض عن امْتَلَأَتْ
[۱۷] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ ذکر امْتَلَأَ عوض عن امْتَلَأَتْ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ ختم بکلام الأول
[۱۸] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ و جاء فی حدیث فی دعائم الإسلام ج‏۲ ص ۱۴۳
[۱۹] . قرب الإسناد (ط – الحدیثه) ؛ متن ؛ ص۱۴ و بهذا المضمون فی المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و أیضاً فی المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸
[۲۰] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ فَیَکُونُ فِیهِ الضَّعْفُ وَ الْعِلَّهُ و قدمت یُنْبِتُ اللَّحْمَ علی یَشُدُّ الْعَظْمَ
[۲۱] . طب الأئمه علیهم السلام ص۸۸
[۲۲] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ شُرْبُ بدل عن شَرْبَهُ و تکون الضمائر مذکره بتبعها
[۲۳] . قرب الإسناد (ط – الحدیثه) ؛ متن ؛ ص۴۴
[۲۴] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ شُرْبُ بدل عن شَرْبَهُ و تکون الضمائر مذکره بتبعها
[۲۵] . همان
[۲۶] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ بِالسَّوِیقِ بدل عن مِنَ السَّوِیقِ و عده سبع مرات
[۲۷] . دعائم الإسلام ج‏۲ ص ۱۴۳
[۲۸] .المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ إِنَاءٍ بدل عن إِنَائِهِ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ حذف ب آخَرَ فَهُوَ
[۲۹] . الأمالی (للطوسی) ص ۳۶۶
[۳۰] . بیان و قلبته من إناء أی قبل الدق لتصفیته عما یشوبه أو بعده فإن مع القلب من إناء إلى آخر یبقى دردیه فی الإناء بحارالأنوار (ط – بیروت) ؛ج‏۶۳ ؛ص۲۸۰
[۳۱] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵
[۳۲] . الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۶ ص۳۱۰
[۳۳] . بیان: بالبیاض أی بالبرص و بیاض العین بعید بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏۶۳ ص۲۷۹))
[۳۴] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ إِنَاءٍ بدل عن إِنَائِهِ و فی مکارم الأخلاق ص۱۹۲ حذف ب آخَرَ فَهُوَ
[۳۵] . دعائم الإسلام ج‏۲ ص ۱۴۳
[۳۶] . مکارم الأخلاق ص۱۹۲
[۳۷] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص ۳۰۵ أضاف مِنَ الْمَعِدَهِ بعد البلغم
[۳۸] . دعائم الإسلام ج‏۲ ص ۱۴۳
[۳۹] . المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸ / و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ قدمت البلغم علی المره و لم تذکر یقال
[۴۰] . طب الأئمه علیهم السلام ص۶۷
[۴۱] . الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵
[۴۲] . بیان و إذا لت على بناء المجهول أی خلط بسمن أو زیت و نحوهما کما بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏۶۳ ؛ ص۲۷۸))
[۴۳] . الأمالی (للطوسی) ص۴۱۰ و بهذا الحدیث فی مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏۴ ؛ ص۱۸۶
[۴۴] . و فی الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ و بهذا المضمون فی ‏مکارم الأخلاق ص۱۹۲
[۴۵] . و مناسبه سویق‏ الشعیر للبرسام ظاهره فإن فی البرسام الحراره غالبه جدا و سویق‏ الشعیر فی غایه البروده بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏۶۳ ؛ ص۲۸۲
[۴۶] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۶ / ۳۳۸ / باب الماست ….. ص : ۳۳۸
[۴۷] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۶ / ۳۰۴ / باب خبز الشعیر ….. ص : ۳۰۴ و فی مکارم الأخلاق / ۱۵۴ / فی خبز الشعیر ….. ص : ۱۵۴ لا تبدأ جمله الثانیه بالواو و قُوتَ الْأَنْبِیَاءِ لِلْأَشْقِیَاءِ بدل عن قُوتَ أَنْبِیَائِهِ إِلَّا شَعِیراً
[۴۸] . مکارم الأخلاق / ۱۵۴ / فی خبز الشعیر ….. ص : ۱۵۴
[۴۹] . و قوله ع و هو غذاء کأنه إشاره إلى ما ذکره الأطباء من أن التداوی بالأغذیه أحسن من التداوی بالأدویه أو إلى أنه لا یؤکل بعده غذاء یتوهم أنه دواء لا بد من غذاء آخر و التخصیص بالمریض لأن غذاءه یکون أقل من غذاء الصحیح و قیل المراد به أنه یولد الدم. بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏۶۳ ؛ ص۲۸۲

رواج و معروفیت سویق

علت معروفیت و رواج سویق

از این که از سویق به عنوان طعام مرسلین یا نبیین یاد شده است می توان نتیجه گرفت؛ انبیا قبل از پیامبر اسلام به مصرف سویق مبادرت ورزیده و به قومشان نیز سفارش می­ فرموده­ اند. بررسی روایات ائمه ـ صلوات الله علیهم أجمعین ـ دلالت می­ کند بر این که سویق در بالاترین حد ممکن بین مردم رایج و معروف بوده است. از جمله روایاتی است که دربارۀ ربا وارد شده است. شارع وقتی مصادیق هر موضوعی را برمی شمارد باید عقلاً به موارد مبتلابه مردم اشاره کند؛ یعنی مردم آن­چه را که با آن زندگی می­کنند ولی حکم آن را نمی­دانند از امام سؤال می­کنند.

مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا تَقُولُ فِی الْبُرِّ بِالسَّوِیقِ‏ فَقَالَ مِثْلًا بِمِثْلٍ لَا بَأْسَ بِهِ قُلْتُ إِنَّهُ یَکُونُ لَهُ رَیْعٌ أَوْ یَکُونُ لَهُ فَضْلٌ فَقَالَ أَ لَیْسَ لَهُ مَئُونَهٌ قُلْتُ بَلَى قَالَ هَذَا بِذَا وَ قَالَ إِذَا اخْتَلَفَ الشَّیْئَانِ فَلَا بَأْسَ مِثْلَیْنِ بِمِثْلٍ یَداً بِیَدٍ.[۱]
محمد بن مسلم از امام باقر(ع) روایت می­کند: به حضرت گفتم نظرتان را درباره معاوضه گندم با سویق بفرمایید. حضرت فرمود: اگر هم­وزن باشد اشکال ندارد. گفتم آیا در این معامله، سود یا اضافه مال وجود دارد؟ فرمود: آیا هدف از آن ارتزاق نیست؟ گفتم بله. فرمود: این سود در مقابل آن سود. و فرمود: اگر دو کالا باهم تفاوت داشته باشند، معاوضه آن­ها به صورت هم­وزن اشکال ندارد.

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الحِنْطَهُ بِالدَّقِیقِ مِثْلًا بِمِثْلٍ وَ السَّوِیقُ‏ بِالسَّوِیقِ‏ مِثْلًا بِمِثْلٍ وَ الشَّعِیرُ بِالْحِنْطَهِ مِثْلًا بِمِثْلٍ لَا بَأْسَ بِهِ.[۲]
امام باقر(ع) فرمودند: مبادله گندم با آرد، و سویق با سویق، و جو با گندم درحالی که هم وزن باشند اشکالی در مبادله آنها نیست.

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ الدَّقِیقُ بِالْحِنْطَهِ وَ السَّوِیقُ‏ بِالدَّقِیقِ مِثْلًا بِمِثْلٍ لَا بَأْسَ بِهِ.[۳]
از امام باقر علیه السلام که فرمودند : مبادلۀ آرد با گندم، و سویق با آرد، درحالی که هم وزن باشند اشکالی ندارد.

سویق همچنین از مصادیق مهریۀ متعه، کفارۀ کنده شدن مو در احرام و کم ترین مقدار حلیت نکاح دائم به شمار رفته است. بنابراین سویق باید در دسترس بوده باشد که شخص می توانسته در اولین فرصت و بدون معطلی در این گونه موارد، آن را بپردازد.

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنْ أَدْنَى مَهْرِ الْمُتْعَهِ مَا هُوَ قَالَ کَفٌّ مِنْ طَعَامٍ دَقِیقٍ أَوْ سَوِیقٍ‏ أَوْ تَمْرٍ. [۴]
ابا بصیر می گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ کم ترین مقدار مهریۀ متعه سؤال کردم. امام فرمود: یک کف از آرد یا سویق یا خرما.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِذَا وَضَعَ أَحَدُکُمْ یَدَهُ عَلَى رَأْسِهِ أَوْ لِحْیَتِهِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ فَسَقَطَ شَیْ‏ءٌ مِنَ الشَّعْرِ فَلْیَتَصَدَّقْ بِکَفَّیْنِ مِنْ کَعْکٍ أَوْ سَوِیقٍ‏.[۵]
امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر یکی از شما در حالی که محرم است، دستش را بر سرش یا محاسنش بگذارد و مقداری از موهایش بریزد، باید به اندازه دو کف کیک یا سویق صدقه بدهد.

أَبو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَهَ فَلَا یَحِلُّ لَهُ فَرْجُهَا حَتَّى یَسُوقَ إِلَیْهَا شَیْئاً دِرْهَماً فَمَا فَوْقَهُ أَوْ هَدِیَّهً مِنْ سَوِیقٍ‏ أَوْ غَیْرِهِ. [۶]
امام صادق علیه السلام فرمودند: زمانی که مردی با زنی ازدواج کند، زن بر مرد حلال نمی­شود مگر این­که درهمی یا بیشتر از آن یا هدیه­ای مثل سویق یا غیر سویق به او بپردازد.

اضافه بر این همواره شارع از قوت غالب برای پرداخت زکات فطره استفاده می کند و اگر سویق را از مصادیق زکات فطره دانسته، مشخص است سویق عموماً در اکثر خانه ها یافت می شده است.

عَنْ حَمَّادٍ وَ بُرَیْدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالُوا سَأَلْنَاهُمَا(ع) عَنْ زَکَاهِ الْفِطْرَهِ قَالا صَاعٌ مِنْ تَمْرٍ أَوْ زَبِیبٍ أَوْ شَعِیرٍ أَوْ نِصْفُ ذَلِکَ کُلُّهُ حِنْطَهٌ أَوْ دَقِیقٌ أَوْ سَوِیقٌ‏ أَوْ… [۷].
حماد و برید و محمد بن مسلم می گویند ازامام باقر و امام صادق علیهما السلام درباره زکات فطره سوال کردیم. فرمودند: یک صاع از خرما یا کشمش یا جو یا نصف صاع از گندم یا آرد یا سویق یا.. .

مواردی از جمله استفاده از سویق برای تدلیک در حمام، افطاری با سویق، شهادت امام حسن(ع) و مالک اشتر با سویق مسموم، نامیدن یکی از غزوه های پیامبر به نام سویق و مواردی از این دست بیانگر رایج بودن سویق در زندگی روزمره مردم بوده است. [۸]
علاوه بر این برخی از کتب لغت در تعریف سویق به «معروف» بسنده کرده اند. [۹]
این شواهد و مدارک ما را به یقین می رسانند که سویق از متداول ترین و معروف ترین اطعمه زمان ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین بوده است.

منابع

[۱] . الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۵،ص ۱۸۷ و مع اختلاف فی حرفین فی تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ج‏۷، ص۹۳ و بهذا المضمون فی دعائم الإسلام ج‏۲، ص ۴۲٫
[۲] . الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۵، ص ۱۸۷
[۳] . من لا یحضره الفقیه ج‏۳، ص ۲۷۴ / تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ج‏۷، ص ۹۳ و فی دعائم الإسلام ج‏۲، ص ۴۲ لم یذکر لَا بَأْسَ بِهِ.
[۴] . الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۵ ص ۴۵۷
[۵] . الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۴ ص ۳۶۰ و فی من لا یحضره الفقیه ج‏۲ ص ۳۵۶ وَ عَلَى لِحْیَتِه بدل عن أَوْ لِحْیَتِهِ و بِکَفٍّ عن بِکَفَّیْنِ و فی تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ج‏۵ ص ۳۱۶ فَیَسْقُطُ بدل عن فَسَقَطَ و ذکر بِکَفٍّ مِنْ طَعَامٍ أَوْ کَفٍّ مِنْ سَوِیقٍ‏ و أیضاً فی الإستبصار فیما اختلف من الأخبار ج‏۲ ص ۱۹۸ عن ثانی من الإختلافین
[۶] . تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ج‏۷ ص ۳۵۳ / الإستبصار فیما اختلف من الأخبار ج‏۳ ص ۲۲۰
[۷]. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ج‏۴ ص۸۰ وفی الإستبصار فیما اختلف من الأخبار ج‏۲ ص ۴۲ لم یورد کُلُّهُ
[۸] . مکارم الأخلاق ص ۵۷
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج‏۷ ص۵۲۸
مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب) ج‏۱ ص ۱۸۶
الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۱ ؛ ص۴۶۶
الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۳ ؛ ص۵۵۹
الغارات (ط – القدیمه) ؛ ج‏۱ ؛ ص۵۳ و ص ۱۶۸
الهدایه الکبرى ص۴۳۰
دلائل الإمامه (ط – الحدیثه) ؛ ؛ ص۱۵۹
[۹] . و السَّویق‏: معروف‏،
جمهره اللغه / ج‏۲ / ۸۵۳ / سوق ….. ص : ۸۵۳
تهذیب اللغه / ج‏۹ / ۱۸۵ / سوق: ….. ص : ۱۸۳
المحیط فی اللغه / ج‏۵ / ۴۷۴ / سوق: ….. ص : ۴۷۳
الصحاح / ج‏۴ / ۱۵۰۰ / سوق ….. ص : ۱۴۹۸
المحکم و المحیط الأعظم / ج‏۶ / ۵۲۷ / سوق ….. ص : ۵۲۳
شمس العلوم / ج-۵ / ۳۲۶۹ / [السویق‏]: ….. ص : ۳۲۶۹
لسان العرب / ج‏۱۰ / ۱۷۰ / سوق: ….. ص : ۱۶۶
تاج العروس / ج‏۱۳ / ۲۳۰ / [سوق‏]: ….. ص : ۲۲۶
و السویق‏ ما یعمل من الحنطه و الشعیر معروف‏.
المصباح المنیر فى غریب الشرح الکبیر للرافعى / النص / ۲۹۶ / سوق ….. ص : ۲۹۶
التحقیق فى کلمات القرآن الکریم ج‏۵ / ۳۳۰ / سوق: ….. ص : ۳۲۹

 

تدابیر تغذیه در ماه مبارک رمضان

تدابیر تغذیه در ماه مبارک رمضان و فوائد مهم روزه داری پاکسازی بدن از مواد زائدی است که موجب بیماری میشود، به همین دلیل است که امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «گرسنگی از مفیدترین داروهاست» یا «گرسنگی و بیماری یکجا جمع نمی شوند».

نکته مهم این است که روزه وقتی موجب سلامتی می شود که در مصرف غذا و آب زیاده روی نشود. اگر اصول صحیح تغذیه رعایت شود، طبیعی است که در پایان ماه مبارک رمضان حداقل چند کیلو وزن کاهش یابد در حالی که متأسفانه شاهدیم که عده زیادی از روزه داران به دلیل ترس و واهمه ای که از گرسنگی و تشنگی دارند در فاصله افطار تا سحر پرخوری کرده و در پایان ماه رمضان اضافه وزن نیز پیدا می کنند.

پرهیز از تنوع غذایی

در این که بدن نیاز به مواد غذایی متنوع دارد شکی نیست ولی نباید همه انواع غذاها را با هم مصرف کرد. برخی غذاها زود هضم هستند (مثل سوپ یا زرده تخم مرغ) و برخی دیر هضم اند (مثل هلیم، کله پاچه، آبگوشت). خوردن انواع مواد غذایی به صورت هم زمان موجب سوءهاضمه و آسیب دیدن معده میشود. پس تنوع غذایی را در وعده های مختلف اجرا کنید نه در یک وعده.

پرهیز از فاصله انداختن بین افطار و شام

با توجه به فاصله کوتاه بین افطار و سحر، فاصله ایجاد کردن بین افطار و شام هم باعث پرخوری و هم موجب سوءهاضمه میشود.

تامین انرژی و پیشگیری از ضعف

مصرف سویق گندم و جو به اندازه دو الی سه قاشق موقع سحر.
مصرف گوشت پخته شده با شیر.
مصرف حلیم.
استفاده از روعن شحم گاوی.
نکته: اولویت روغن ها در طب اسلامی روغن زیتون، شحم گاوی، زرد گاوی و دنبه گوسفند هست (که برای ضعف بدن نیز مفید هستند).

پیشگیری و رفع عطش

مصرف سویق عدس
مصرف سویق گندم و جو بدین صورت که مقداری آن را نم زده و با شکر نیشکر مخلوط و مصرف شود.
نکته: مصرف سویق بهمراه شکر برای مردان سبب کاهش قوه جنسی میشود که در ماه مبارک رمضان بلا مانع است.
مصرف ۳، ۵ یا ۷ عدد خرما و نوشیدن نصف استکان آب بعد از هر خرما.
نکته: بهترین سحری در روایت سویق و خرما معرفی شده است.

رفع بوی بد دهان

– بوی بد دهان به خاطر غلبه پیدا کردن بلغم است. ولی در هنگام روزه چون طبع روزه گرم است بلغم را دفع می کند به همین خاطر بوی دهان ظاهر می شود.

افطار با آب فاتر. (توضیحات بیشتر)
آب فاتر آبی است که بمحض جوش آمدن از روی آتش برداشته شده و ولرم شود.
مسواک زدن با چوب درخت زیتون و چوب اراک دو یا سه مرتبه در طول روز. (توضیحات بیشتر)
مصرف خربزه بین وعده افطار و سحر.

پیشگیری از یبوست

مصرف شربت سکنجبین
مصرف مویز، کشمش، انگور، انجیر (خشک) بین وعده افطار تا سحر
مصرف سبزی و کاهو همراه با وعده ها.

تدابیر دیگر

جهت جلوگیری از مشکلات و بیماری های کبد از خوردن آب و مایعات پس از غذای گوشتی و چرب یا قبل از آن و همچنین بین غذا پرهیز شود.
از کارهای سنگین و همچنین حمام رفتن و کارهایی که سبب ضعف میشود پرهیز شود.
نکته: مراد حمام اسلامی است که سبب ضعف میشود.

 

نکته:

یکی از معضلات غذا خوردن خیلی افراد سریع خوردن غذا است که معمولاً یا به دلیل محدودیت زمانی است ویا استرس داشتن در موقع غذا خوردن ویا به رسم عادت. به هر دلیل که باشد تاثیرات مضرش در روی معده بسیار شدید خواهد بود و عواقبی ناگوار به دنبال خواهد داشت. پس در ماه مبارک باید دقت داشت تا تنظیم وقت بصورتی انجام شود تا غذا خوردن در سحر، افطار وشام به تعجیل صورت نگیرد. بنابراین با آرامش غذا خوردن و در شرایط نگرانی ، استرس و ناراحتی غذا نخوردن خیلی در تأمین سلامتی دستگاه گوارش مؤثر است.

موارد فوق در موقع سحری خوردن پیشنهاد میشوند: خوردن غذا های اصلی با در نظر گرفتن حجم آن، شرایط جسمی ، سنی، وضعیت های خاص روزه گیر و یا داشتن بیماری اشکال ندارد.

خیلی‌ها بدون خوردن سحری روزه می‌گیرند و اصلا به ضررهای این کار فکر نمی‌کنند. نخوردن غذای مناسب در ماه رمضان خصوصا سحر، به بدن آسیب می‌رساند و باعث طولانی شدن گرسنگی و ضعف شدید طی روز می‌شود.

اگر عادت دارید بدون خوردن سحری روزه بگیرید باید بدانید با دست خودتان باعث آسیب دستگاه گوارش‌تان مخصوصا معده و روده‌ها می‌شوید. پس تنبلی را کنار بگذارید و بدون سحری روزه نگیرید.

در روزهای گرم سال به‌ویژه روزهایی‌ که روزه‌ می‌گیرید، از خوردن سویق عدس اجتناب نکید چرا که هم باعث تقویت معده و دهانه آن و جلوگیری از عطش و رفع کم خونی می شود و و همچنین تقویت روح و قوا هنگام افطار بسیار مناسب است.

غذا باید براساس فصل و ماه انتخاب شود. یادتان باشد که در فصل گرم سال دستگاه گوارش انسان ضعیف می‌شود و به همین‌دلیل است که ایرانیان از دیرباز در تابستان و روزهای گرم سال غذاهای سبک با مزاج معتدل مایل به خنک مانند آب‌دوغ‌خیار می‌خوردند. روزه‌های بلند تابستانه دستگاه گوارش را ضعیف‌تر می‌کند پس رعایت تدابیر خوردن و آشامیدن در روزه‌داری، بسیار مهم‌ و لازم است. ابتدا از شرایط بدنی و مزاجی خود مطلع شوید و پس از آن غذاهای مناسب فصل را انتخاب کنید؛ مثلا غذاهای خیلی سنگین مانند کله‌پاچه، حلیم، آبگوشت یا غذاهای خیلی گرم و خیلی شیرین یا تند را از برنامه غذایی ماه رمضان حذف کنید.

حتماً از غذاهای قلیا ساز مثل میوه ها، سبزیجات، صیفی جات، و غلات نیز به همراه غذا استفاده کنید.خوردن و نوشیدن مواد غذایی را که تولید اسید می نمایند کنترل نمایید مثل: انواع گوشت، ماهی و غذاهای دریایی، لبنیات، تخم مرغ، حبوبات، خشکبار، شکر ، روغن ها وسرکه

منبع : پایگاه جامع طب اسلامی